مقدمه 

علاقه وعطوفت به یکدیگر در بین انسانها مهمترین عامل گرایش  آنها به زندگی اجتماعی است .خانواده اولین وموثرترین حلقه اجتماعی در تامین نیازهای مادی،عاطفی ، روحی وروانی انسان است ، تامین این نیازها در خانواده مسلزم حاکمیت اصول وقواعد اخلاقی بر ساز وکار جاری وساری در خانواده است ،به عبارت دیگر  خانواده هسته اولیه جامعه وسلامت و سعادت  آن  وابسته به ساز وکار حاکم بر آن  است  ومهمترین عنصر تاثیر گذار در سازوکار حاکم بر خانواده  اصول و ارزشهای اخلاقی است  ،خوشبختی  ،امنیت ،  سلامت وپایداری خانواده ها در گرو ارزشهاي اخلاقي ساری وجاری در آنها است  ،تا زمانی که این ارزشهاي اخلاقي بر آنها حاكم است خانواده وجامعه پايدار خواهد بود و اگر روزي خانواده ای از هم بپاشد به این جهت  است كه ارزشهاي اخلاقي را ناديده گرفته اند.

 

مهمترین مساله در خانواده، اعضای خانواده و نحوه ارتباط بین آنها است ، این ارتباطات اگر در سایه ارزشهای اخلاقی شکل بگیرند سبب تنظیم عادلانه و انسانی روابط فیما بین اعضا خانواده می شود  می شود  در تنظيم روابط زن و شوهر وسایر اعضای خانواده  اخلاق بيش از حقوق حكومت مى كند. در اين رابطه سخن از عواطف انسانی است  نه زور قانون زیرا که با حقوق نه مرد  را مى توان به حسن معاشرت با زن واداشت، نه زن را به اطاعت از شوهر و وفادارى به او مجبور كرد. بر اين اتحاد معنوى تنها اخلاق مى تواند حكومت كند و حقوق ناگزير است به جاى اتكاء به قدرت دولت، دست نيازبه سوى اخلاق دراز كند زیرا هيچ نيروئى جز اخلاق و ايمان نمی تواند بر اين عواطف حكومت كند.

به همین جهت در بین اعضای خانواده علاقه وتمایلی باید باشد که هر یک از اعضا از صمیم قلب یکدیگر  را بخواهند ودوست داشته باشند و این کار جز با شناخت ارزشهای اخلاقی  وپایبندی بدانها  امکان پذیر نیست

 در ميان همه  ملتها، خانواده نماينده و مظهر اخلاق عمومى است. احساسات پاك انسانى و درندگيهاى حيوانى، هر دو در اين كانون به اوج خود مى رسند. آنچه در خا نواده بايد به وجود آيد، شناخت حقوق و وظایف اخلاقی اعضا نسبت به یکدیگر وپایبندی بدانها  است  .

غرض اینکه آنچه باعث قوام  و سبب سکون وآرامش خانواده می گردد اخلاق است  وضرورت دارد مباحث اخلاقی برای افرا د جامعه در قالب های مختلف و از زبان  بزرگان علم و اندیشه بازگو گردد .در این کتاب  مهمترین اصول وارزشهای اخلاقی  مرتبط با اعضاء خانواده در هشت فصل به شرح ذیل تنظیم شده است . امیدوارم قدم کوچکی در نشر و گسترش ارزشهای اخلاقی در جامعه باشد ،

 

  • فصل اول   :   اهمیت وضرورت اخلاقی  ازدواج
  • فصل دوم   :    خانواده ،اهمیت ،عوامل استحکام و تهدیدات آن
  • فصل سوم  :     تفاوت زنان ومردان با یکدیگر و تاثیر آن دراخلاق خانواده
  • فصل چهارم: وظایف اخلاقی مردان در خانواده
  • فصل پنجم  :   وظايفى اخلاقی زن در خانواده
  • فصل ششم :    نحوه تعامل همسران
  • فصل هفتم :      وظایف اخلاقی والدین نسبت به فرزندان
  • فصل هشتم:  وظایف اخلاقی فرزندان در مقابل والدین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

ازدواج

اهمیت وضرورت اخلاقی  ازدواج

انسان را از این رو نام انسان نهاده اند كه نیاز به انس دارد و ریشه لغوی انسان از انس گرفته شده است ، انسان با مؤانست با دیگران آرام تر می شود ، هر چند كه انس حقیقی در انس با محبوب ازلی و ابدی است .

نیاز عاطفی ، نیازی است كه انسان پس از پشت سر گذاشتن دوران كودكی و نوجوانی ، وجود آن را ملموس تر احساس می كند و تفاوتی نمی كند كه انسان تا قبل از جوانی در فضای محبت آمیزی بزرگ شده باشد یا خیر ، و هر چقدر انسان والدین مهربان و دلسوزی داشته باشد و هر چقدر برادران و خواهران مهربان و هر چقدر دوستان خونگرم و صمیمی داشته باشد ، باز هم احساس می كند هنوز تشنه ی یك نفر دیگر است ، تشنه محبت ورزیدن و مورد محبت قرار گرفتن .

نیاز عاطفی نیازی است كه حتی انسان وقتی در میان انسانهای مهربان هم قرار دارد وجود آن را حس می كند ، احساس می كند یكی دیگر باید باشد تا با او راحت تر حرفهای دلش را بزند ،محبتش را عرضه كند و سنگ صبورش باشد. این عطش و نیاز نسبت به جنس مخالف خود هم وجود دارد  و در این میان ، هیچ چیز دیگری نمی تواند به این نیاز حقیقی و مهم ، به طیبی و طاهری و گوارایی ازدواج ، پاسخ دهد و بواسطه وجود این نیاز است كه وقتی انسان در كنار همسر قرارمی گیرد ، به انس و آرامش می رسد و این سكونت و آرامش نه یك امر مجازی و قرار دادی است ، بلكه امری حقیقی و فطری است كه بر حسب خلقت ما طرح ریزی شده است .

(( و من ایاته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا الیها و جعل بینكم موده و رحمه انّ فی ذلك لایات لقّوم یتّفكّرون1

بیانات آیت الله خامنه ایی

این ازدواجی که خدای متعال سنت قرار داده و آفرینش هم آن را اقتضا می‏کند، یکی از نعمت‏ها و اسرار الهی و یکی از پدیده‏های اجتناب‏ناپذیر زندگی بشری است.

می‏شد که خداوند در قوانین آسمانی، این موضوع را لازم، واجب و حتمی و یا مجاز کند و مردم را رها کند تا یکی یکی بروند و با هم ازدواج کنند، اما این کار را نکرده است. بلکه ازدواج را یک ارزش قرار داده، یعنی کسی که ازدواج نمی‏کند، خود را از این ارزش محروم نموده است.

رضای خدا در ازدواج

خدای متعال از زن و مردِ تنها خوشش نمی‏آید، مخصوصاً آن‏هایی که جوانند و بار اولشان است. مخصوص جوان‏ها هم نیست. خدای متعال از زندگی مشترک و مزدوج خوشش می‏آید.

آدمِ تنها، مرد تنها و زن تنها که همه عمر را به تنهایی می‏گذرانند، از دید اسلام یک چیز مطلوبی نیست. مثل یک موجود بیگانه است در مجموعه پیکره انسانی. اسلام این طور خواسته که خانواده، سلول حقیقی مجموعه پیکره جامعه باشد، نه فرد تنها. 

ازدواج به موقع سنت پیامبر

روایت معروفی داریم که پیامبر (صلی‏الله‏علیه‏وآله) فرموده‏اند: نکاح سنت من است. البته این سنتِ آفرینش است، سنت میان انسان‏ها و همه اقوام و ادیان است. پس چرا فرموده‏اند: سنت من؟ چه اختصاصی وجود دارد؟ شاید از این جهت باشد که اسلام بر این امر تأکید بیشتری ورزیده و این تأکید در ادیان الهی دیگر کمتر است. شما ملاحظه می‏کنید، این تأکیدی که اسلام بر ازدواج کرده، در این مکاتب اجتماعی و فلسفه‏های رایج اجتماعی و سیاست‏های معمولی دنیا، وجود ندارد. اسلام اصرار دارد که پسرها و دخترها در همان سنینی که برای ازدواج آماده‏اند، ازدواج نمایند.

نکاح، علاوه بر یک تقاضای طبیعی، یک سنت دینی و اسلامی نیز هست. بنابراین خیلی آسان است که کسی از طریق این اقدام وعمل که طبیعت و نیاز او آن را ایجاب می‏کند، ثواب هم ببرد؛ چون سنت است و به قصد ادای سنت پیامبر و اطاعت امر ایشان به این کار اقدام نماید.

ازدواج یک سنت طبیعی و الهی است. این را پیامبراکرم(ص) به سنت خودشان تعبیر می کنند. معنایش این است که در اسلام بر روی این مسأله تأکید ویژه‌ای شده. چرا؟ به خاطر اهمیت این مسأله، به خاطر تأثیر عمیق تشکیل خانواده در تربیت انسان، در رشد فضایل، در ساخت و ساز انسان سالم از لحاظ عاطفی، رفتاری، روحی و تربیتهای بعدی.2 

 

 

زمان مناسب ازدواج

ازدواج در حال شور و شوق

پیامبر اکرم (صلی‏الله‏علیه‏وآله) اصرار داشتند جوان‏ها زود ازدواج کنند ـ چه دخترها و چه پسرها ـ البته با میل خودشان و با اختیار خودشان؛ نه این که دیگران برایشان تصمیم بگیرند. ما هم باید در جامعه خودمان این را رواج دهیم. جوان‏ها در سنین مناسب، وقتی از دوران جوانی خارج نشده‏اند، در همان حال گرمی و شور و شوق، باید ازدواج کنند. این برخلاف برداشت و تلقّی خیلی از افراد است که خیال می‏کنند ازدواج‏های دوران جوانی، ازدواج‏های زودرس است و ماندگار نیست. درست برعکس است، این‏گونه ازدواج‏ها اگر درست صورت بگیرد، ازدواج‏های بسیار ماندگار و خوبی هم خواهد بود و زن و شوهر در چنین خانواده‏ای کاملاً با هم صمیمی خواهند بود.

شما ملاحظه می‌کنید این تأکیدی که اسلام بر ازدواج کرده در این مکاتب اجتماعی و فلسفه های رایج اجتماعی و سیاست‌های معمولی دنیا، وجود ندارد. اسلام اصرار دارد که پسرها  و دخترها در همان سنینی که برای ازدواج آماده‌اند ازدواج نمایند. 3

 ازدواج در آغازِ احساس نیاز

 اسلام اصرار دارد بر این که این پدیده در اوان خود، هر چه زودتر، از آغاز احساس نیاز انجام گیرد. این هم از اختصاصات اسلام است. هر چه زودتر بهتر، زود که می‏گوییم، یعنی از همان وقتی که دختر و پسر احساس نیاز می‏کنند به داشتن همسر. هرچه این کار زودتر انجام بگیرد، بهتر است. علت چیست؟ علت این است که اولاً برکات و خیراتی که در امر ازدواج وجود دارد، در وقت خود و زودتر از این که زمان بگذرد و عمر تلف بشود، برای انسان حاصل خواهد شد. ثانیاً جلوی طغیان‏های جنسی را می‏گیرد. لذا می‏فرماید: «من تزوج احرز نصف دینه». طبق این روایت معلوم می‏شود که نصف تهدیدی که انسان درباره دین خود می‏بیند، از طرف طغیان‏های جنسی است که خیلی رقم بالایی است.4

برکات و فواید ازدواج

 تمایل مرد و زن جوان به یكدیگر، واقعیتی درونی است و در پرتو ازدواج، آثار و فوایدی برای آن دو فراهم می‏شود که برخی از آنها عبارتند از:

الف) آرامش روح و روان

 در پناه یك ازدواج موفق تحقق می‏یابد و این احساس، زمینه رشد جوان را برای دست‏یابی و كسب فضیلت‏های انسانی، فراهم می‏آورد، آن گونه كه پروردگار مهربان می‏فرماید:«از نشانه‏های او این كه از [نوع‏] خودتان، همسرانی برای شما آفرید؛ تا بدان‏ها آرام گیرید و میانتان دوستی و رحمت نهاد. آری، در این [نعمت‏] برای مردمی كه می‏اندیشند، قطعاً نشانه‏هایی است»5

نتیجه چنین دوستی و آرامشی، فزونی مروّت و نیكی سیرت است. پیامبر صلی الله علیه‌وآله می‌فرماید:«پسران و دختران مجرد خود را همسر دهید، تا خداوند، مروتشان را افزون و سیرتشان را نیكو کند» 6

 ب) وسیله پاك ارضای تمایلات

 ازدواج وسیله‏ای پاك برای ارضای تمایلات و پدیده‏ای سازنده برای در امان ماندن از ناپاکی ها:

مسائل جنسی و شهوانی، یكی از راه‏های آسان، برای نفوذ شیطان است كه گاهی در پوشش ارتباط دوستانه، بین پسر و دختر، جوان را در ورطه هرزگی و فساد می‏اندازد ، امّا جوان، در پرتو مهر همسر خود، این راه نفوذ را مسدود می‏کند.

 رسول خدا صلی الله علیه‌وآله ضمن توصیه به ازدواج و نهی جوان از ارتباط‌های نامشروعمی‏فرماید:‏ «هر جوانی كه در ابتدای جوانی‌اش ازدواج كند، با این ‏كار نیك خود، ناله ابلیس را در می‏آورد ، چنان كه او فریاد می‌كشد: وای بر من! وای بر من! این جوان، دو سوم دین و آیینش را از گزند من در امان نگه داشت و خود را بیمه كرد».7

رسول خدا (ص) ، آنگاه این سفارش را فرمود: «پس لازم است در یك سوم باقی مانده ، خویشتندار باشد».8

زوج جوان به ‏دلیل مصونیت از آلودگی‏ها و انحراف شهوانی، جایگاه والایی نزد خداوند دارند ،تا جایی كه خوابشان برتر از انسان مجردی است كه روزها روزه دارد و شب‏ها به خاطر عبادت، بیدار می‏ماند.9

  پیامبر خدا، عبادت پسر و دختر ازدواج كرده را برتر از نماز فرد مجردی می‏داند كه شب و روز خود را به پرستش سپری می‏كند.10

از این رو، هرگاه یكی از یارانش ازدواج می‏كرد، پیامبر «كامل شدن دین» او را بشارت می‏داد11

و همواره این توصیه را به جوانان می‏فرمود: « هركه دوست دارد خدا را پاك و پاكیزه ملاقات كند، در حالی ‏كه زن دارد، خدا را ملاقات کند». 12

ج) بقای نسل و نوع آدمی

بقای نسل و نوع آدمی و ایجاد نسلی صالح ، از آثار همدمی و پیوند دختر و پسر جوان است ،زیرا رسول خدا صلی الله علیه‌وآله می‏فرماید: «چه چیزی مؤمن را از انتخاب همسر باز می‏دارد؟ هر آینه در پرتو ازدواج، خداوند، فرزندی را به او ببخشد كه زمین را با شعار «لا اله الا اللَّه»، سنگین كند»13

 

بیشتر جوانان به دلیل واهمه از عدم اداره كامل زندگی، ازدواج را به تأخیر انداخته، تا پس از جمع‏آوری و اندوخته كردن مال و اطمینان كامل، گام پیش نهند ، امّا اغلب، دغدغه‏ها روا نیست ، زیرا با حداقل‏ها نیز می‏توان آغاز كرد ، چون رزق و روزی، در گرو ازدواج است. 14

رسول خداصلی الله علیه‌وآله می‏فرماید: «خانواده تشكیل دهید كه آن برای شما روزی‏آور است»  15

سخنان فوق، امیدآفرین‏ترین جملاتی است كه جوان با الهام از آنها دلیر گشته ، توان و نیرویش را به تحرك مضاعف وا می‏دارد ، تا در سایه فضل و لطف الهی، یك زندگی سرشار از صفا و زیبایی را بنیان نهد؛ زیرا « اگر تنگ‌دستند، خداوند آنان را از فضل خویش بی‏نیاز خواهد كرد و خدا، گشایش‌گر داناست». 16

د )  بزرگ شدن روح

یكی  دیگر از مهمترین نتایجی كه در اثر ازدواج حاصل می شود بیرون رفتن فرد از مدار فردیت خود و شكسته شدن نسبی حصار نفسانیت انسان است .

ازدواج توأم با توجه به یك فرد دیگر ـ كه تا بحال غریبه بوده و یا حكم نامحرم داشته است ـ می باشد و این امری است مهم ، چرا كه تا بحال جوان ما به جز وجود خود و آمال و آرزوهای خود فكری دیگر نداشته است ، اما بواسطه ی ازدواج ، یك نفر دیگر نیز در مدار برنامه ریزی و توجه او قرار می گیرد و حاضر است از وجود خود و داشته های خود به دیگری نیز عطا كند و به واسطه ی محبت و دوستی كه ایجاد می شود (( من )) وجودی فرد گسترش یافته و از مدار صرف خودبینی خارج می گردد و تلاش برای آسودگی ، رفاه و آسایش یك نفر دیگر حكایت از بزرگ شدن روح فرد می كند ، چرا كه وی ، یك نفر دیگر را تحت لطف قرار می دهد و بواسطه ی وی یك نفر دیگر زندگی راحت تری را تجربه می كند .

ی)تمرین محبّت كردن

در ازدواج یك اتفاق مهم دیگر می افتد و یا بایستی بیفتد و آن صمیمیت و دوستی بین دو نفر است و این یكی از اهداف مهم دین اسلام است كه افراد با هم دوست و صمیمی شوند .

خداوند در ازدواج چاشنی یك ارتباط محبت آمیز را با قرار دادن مودت و رحمت بین زوجین قرار داده است ، بنابرین ازدواج یكی از بهترین زمینه ها برای تمرین محبت كردن ـ آن هم یك محبت حلال ، طیب و مهم تر از همه واقعی ـ را فراهم می كند و همین تمرین محبت كردنها  كم كم انسان و روحش را بزرگ تر و رئوف تر می كند

بیانات آیت الله خامنه ایی

فرصت ازدواج و آرام گرفتن در یک مجموعه خانواده، یکی از فرصت‏های مهم زندگی است. برای زن و مرد - هر دو - این یک وسیله آرامش و آسایش روحی و وسیله دلگرم شدن به تداوم فعالیت زندگی است. وسیله تسلی، وسیله پیدا کردن یک غمخوارِ نزدیک که برای انسان در طول زندگی لازم است. قطع نظر از نیازهای طبیعی انسان که نیازهای غریزی و جنسی می‏باشد، مسأله تولید نسل و داشتن فرزند هم خود از دلخوشی‏های بزرگ زندگی است.

پس می‏بینید از هر دو طرف که انسان نگاه می‏کند، ازدواج یک امر مبارک و یک پدیده بسیار مفید است. البته مهمترین فایده ازدواج، همان تشکیل خانواده است و بقیه مسائل، فرعی و درجه دو و یا پشتوانه این مسأله است، مثلِ تولید نسل یا ارضای غرایز بشری، این‏ها همه درجه دو است، درجه اول همان تشکیل خانواده است.

بنای نسل بشری به ازدواج است. قوام عالم به ازدواج است. انتقال تمدّنها و فرهنگ‌ها به ازدواج است. بقای استقلال جوامع – چه از لحاظ سیاسی و چه از جهات دیگر– به ازدواج است. برکات فراوانی بر ازدواج وارد است. 17 

معیارهای اخلاقی درانتخاب همسر

از میان همه تصمیماتی  که انسان در طول زندگی خود می گیرد فقط تعداد معدودی از آنها بسیار با اهمیت هستند مثل انتخاب همسر که یک عمر  با او زندگی می کند  یک انتخاب نادرست  می تواند زندگی را تباه کند  وباعث افسردگی ناامیدی  وبه خطر افتادن سلامت روانی انسان شود . پيامدهاي يك انتخاب غلط و نارضايتي از زندگي زناشويي و يا حتي فرو پاشي آن، نه تنها زندگي شخصي فرد را نابود مي‌كند بلكه دود آن به چشم نسل بعدي كه از اوپا مي‌گيرد هم خواهد رفت.به همین جهت نیازمند معیارهایی است که انتخاب نادرست نداشته باشد

در نظر داشتن خدا ،در خصوص مسئله ی ازدواج ،  یعنی اینكه فرد دریابد كه خداوند ، به چه وصلتهایی فرمان داده و از چه پیوندهایی هشدار داده است ، ظلمتها را از بین می برد و فرد را از جهالت بیرون می آورد .

 دین در انتخاب همسر ، روشن بینی زیادی را به انسان هدیه می كند و با توجه به اینكه راه دین ، مهمترین و امن ترین راه هاست ، لذا توسل به آن و پیروی از دستورات دین ، انسان را از فرجام های بد ، مصون می دارد .

 در یك انتخاب خوب  نداشتن هوی و هوس ، اولین شرط و بلكه مهمترین شرط تصمیم گیری عاقلانه و عادلانه است .

یعنی انتخاب فرد نبایستی بر اساس هوی و هوس باشد ، به عنوان مثال ، طمع و حرص شما نسبت به ثروت ، نبایستی ملاك انتخاب و عامل مهم در انتخاب یك همسر پولدار باشد یا به هوس رسیدن به ثروت ، سراغ انسانهای پولدار بروید ، یا غلبه شهوت بر شما یا وجود میل و گرایش به زیبارویان ، شما را تنها به سمت انسانهای زیبا رهنمون ننماید .البته این سخنها بدین معنا نیست كه با پولدار یا زیبارو و یا تحصیل كرده یا … نبایستی ازدواج كرد ، بلكه بدین معناست كه وجه غالب در تصمیم گیری و علت اصلی انتخاب ، نباید ثروت یا زیبائی یا مدرك یا این قبیل ملاكها باشد .

  با پولدار ازدواج بكنید ، اما نه بخاطر پولش و همچنین با افراد تحصیل كرده ، زیبا و … ازدواج بكنید اما نه به خاطر عناوین یا صفات ظاهری كه در آنهاست .

بیشتر انتخابهای بد فرجام ، انتخاب از روی هوی و هوس بوده است این افراد مسحور یكی دو عنوان یا صفات ظاهری فرد مقابلشان می شوند و صرفاً به همان دلایل پیوند ازدواج را با دیگری می بندند ،اما هیچگاه دوام یا شیرینی زندگی به این عوامل بستگی ندارد .

  چنانچه بتوان حداقل به هنگام انتخاب همسر ، به هوی و هوسها اجازه ی دخالت نداد و فضای تصمیم گیری را از گرد و غبارهای ناشی از تاخت و تاز امیال هوس گونه پاك و سالم نگه داشت، مطمئناً خود را از یكی از مهمترین پرتگاههای زندگی دور نگه داشته ایم ، اما اگر به آنها مجال خودنمایی بدهیم و اگر بتوانند بر عقل و درایت غالب شوند ، مطمئناً تا بتوانند نامناسب ترین فرد را معرفی می كنند ، كه تنها باب دل هوس های زودگذر است نه كسی كه بتواند یك عمر با او زندگی كرد .

ملاک ها و معیار ها در انتخاب همسرداری دارای درجه بندی و اولویت هستند که به طور کلی می توان به دو درجه تقسیم نمود .

الف- ملاک های درجه اول

منظور از ملاکهای درجه اول ،معیارهایی است که دوام وبقا ء زندگی وابسته به انهاست وکار ارزیابی را باید از این ملاک ها شروع کرد زیرا  این ملاک ها بسیار مهم هستند

1- اصالت ‏خانوادگي

اسلام تاکيد دارد که درباره سابقه خانوادگي همسر، تحقيق لازم صورت گيرد و به خصوص، مراتب ايماني و اخلاقي او در نظر گرفته شود و نيز تا حد امکان، همسر از خانواده‏اي پاک و عفيف انتخاب گردد. اين اصالت‏خانوادگي در نحوه زندگي جديد و در نسل بعد تاثير دارد. اگر نطفه،که متاثر از خصايص وراثتي والدين است، ناسالم باشد، ديگر اميدي به اصلاح فرزند نيست. به همين دليل امام صادق عليه السلام مي‏فرمايند: 18

 با خانواده شايسته ازدواج کنيد; زيرا ژن‏ها خصايص والدين و اجداد را به نسل بعدي سرايت مي‏دهند. پيامبر گرامي اسلام (ص) در اين مورد به مردم آگاهي مي‏دهند و مي‏فرمايند: 19

 اي مردم بپرهيزيد از گياهان سبز و خرمي که در مزبله دان‏ها پرورش يافته است. "زنان زيبا و خوب‏رويي در خانواده بد".

2- ایمان وتقوی

 ايمان و تقوا ملاک اصلي انتخاب همسر است. در سايه ايمان و تقواست که روابط عميق عاطفي بين زوجين ايجاد مي‏شود. نزد چنين همسراني، زمينه تا حدود زيادي براي پرورش صحيح فرزندان فراهم است و زن و شوهر مي‏توانند بر همه مشکلات زندگي، اعم از اقتصادي و رواني، فايق آيند و فرزندان خود را مطابق موازين و برنامه‏ هاي ديني تربيت کنند. در اين زمينه، رسول اکرم صلي الله عليه و آله مي‏فرمايند: «زن را براي زيبايي ‏اش به همسري مگير; چون ممکن است جمال زن باعث پستي و سقوط اخلاقي‏ اش بشود. هم‏چنين به انگيزه مالش، با او پيوند زناشويي برقرار مکن; زيرا مال مي‏تواند موجب طغيان او گردد، بلکه به سرمايه ديني ‏اش متوجه باش و با زن با ايمان ازدواج کن.» 20

دو اصل دين و اخلاق نيک، ملاک‏هاي اصلي براي شايستگي زن و شوهر است و اين اصل چه در دوران جنيني و شير خوارگي، و چه در ساير مراحل زندگي کودک و تربيت او نقش بسزايي دارد. پيامبر گرامي اسلام (ص) مي‏فرمايند: «بهترين زنان شما زني است که وقتي همسرش به او مي‏نگرد، شاد و مسرورش گرداند.»21

 3-اخلاق.

اخـلاق هـر انـسـانى تاءثير مستقيم در زندگى او دارد. اين تاءثير در محيط خانواده محسوس تر و نـقـش آفـريـن تـر اسـت ؛ زيـرا مـسـائل عـاطـفـى در خـانـواده بـر مـسـائل ديـگـر غـلبـه دارد و مـحـيـط خـانـواده بـيـشـتـر بـر مـبناى خصوصيات اخلاقى اعضاى آن شـكـل مـى گـيـرد، تـا عـوامـل ديـگر. اگر اعضاى خانواده از اخلاقى نيكو بهره مند باشند، محيط خـانـواده تـبديل به بهشتى سرورانگيز مى شود و چنانچه به بداخلاقى خو گرفته باشند، همواره خود را در جهنّمى سوزان گرفتار خواهند ديد .زنـدگـى مشترك زناشويى ، داراى فراز و نشيبهايى است كه برخورد صحيح با آنها نياز به روحـيـه اى قـوى و اخـلاقـى پسنديده دارد. زن و مرد اگر از اين مزيّت بهره اى نداشته باشند، نـمـى تـوانند با تفاهم و همكارى متقابل ، بر مشكلات زندگى چيره شده ، بار سنگين آن را به مقصد برسانند. چنانچه هر يك از طرفين از اخلاقى نيكو و رفتارى شايسته برخوردار نباشد، طرف ديگر هر چند خوش اخلاق هم باشد، زندگى به كامش تلخ خواهد شد جابربن عبدالله انصاري مي‏گويد، در محضر رسول خدا صلي الله عليه و آله بودم. آن حضرت درباره همسر شايسته چنين فرمود: «بهترين همسران شما کساني هستند که داراي ده خصلت‏باشند: 1- براي آمدن فرزندان متعدد آمادگي داشته باشند. 2- مهربان باشند .3 - عفت و پاک‏دامني خود را رعايت کنند. 4- در ميان بستگان خود عزيز و سربلند باشند. 5- نزد شوهر فروتن باشند. 6- خود را براي شوهر بيارايند و خود را به او بنمايانند. 7- نسبت ‏به نامحرمان خود نگه‏دار باشند و پوشش خود را حفظ کنند. 8- از شوهر حرف شنوي و اطاعت داشته باشند. 9- در مسائل جنسي، ميل شوهر را جلب کنند. 10- در عشق و علاقه به شوهر، افراط نکنند و حد اعتدال را حفظ نمايند.»22

در جايي ديگر، رسول اکرم صلي الله عليه و آله مي‏فرمايند: «من سعادة المرء الزوجة الصالحة‏»; از سعادت مرد اين است که داراي همسري شايسته و خوب باشد.23

4- هم کفو بودن

 با ثبات ترین ازدواج ها آن است که زن وشوهر بیش ترین شباهت ها را با هم داشته باشند. میزان بی ثباتی و طلاق در زوجین شبیه هم کم مشاهده می شود. بعضی از روانشناسان شباهت های بین زوجین را در حکم سپرده بانکی مشترک تلقی کرده و اشاره می کنند اگر میزان سپرده بانکی کسی بیشتر باشد در مقابل بحران اقتصادی و اجتماعی بهتر می تواند مقاومت و احساس امنیت کند. در غیر این صورت دچار مشکل می شود. این تشبیه نشان می دهد هر چه قدر میزان تشابه بین زوجین بیشتر باشد کمتر دچار بحران می شوند. تکيه اساسي اسلام درمشابهت وکفويت، بيش‏تر بر مساله ايمان و اعتقاد است مهمترین معیارهای کفويت در جنبه‏هاي ايماني، فکري، اخلاقی است،. علت اين‏که پيامبر (صل)، حضرت علي عليه السلام را براي همسري دختر خود انتخاب نمودند، همين مساله بوده است. امام صادق عليه السلام مي‏فرمايند: « کفو (هم‏رديف در ازدواج) کسي است که عفيف باشد و مالي هم داشته باشد». 24

پيامبر فرمودند: «هر مؤمني کفو زن مؤمنه و هر مرد مسلماني کفو زن مسلمان است.25

از جمله موارددیگر قابل توجه در مساله کفویت عبارتند از: هماهنگى فكرى و فرهنگى:  آگـاهـى از طـرز فـكر و فرهنگ همسر آينده در جنبه هاى گوناگون زندگى مانند: سطح علمى ، فداكارى ، گذشت ، ولخرجى ، اسراف ، راحت طلبى ، مقام دوستى ، جاه طلبى ، چشم و هم چشمى ، تـدبير منزل ، عقل معاش ، معرفت و دانش و... بسيار مهم است ؛ زيرا در موارد زيادى ، اختلافات زن و شـوهر ناشى از اختلاف روحيه ها و ناهماهنگى فكرى است ، بويژه آنگاه كه هر يك از آنها در اِعـمـال سـليـقـه خود اصرار و سماجت ورزند و حق را همان بدانند كه خود فكر مى كنند. از اين رو، توجه به هماهنگى فرهنگى بين زن و مرد يكى از معيارهاى انتخاب همسر قلمداد مى شود

  هوش:  اگر هوش زن وشوهر به یک اندازه باشد رابطه ی زناشویی آنان با گرفتاری کم تری روبرو می شود.

ارزش ها:  لازم است که زن وشوهر به بسیاری از ارزش ها وحدت نظر داشته باشند. مثلاٌ: مهم است زن و شوهر از نظر معنوی و یا درک اقتصادی اختلاف نظر زیادی نداشته باشند.

علائق:   اگر زن وشوهر در بسیاری از زمینه ها علائق مشترک داشته باشند زندگی به کامشان شیرین خواهد شد

 تشابه علاقه ها و سلیقه ها ازدواج با افراد هم‏کفو و هم‏شان باعث توافق بيش‏تر در زندگي مي‏شود.

 

 

ب- ملاک های درجه دوم

ملاک های درجه دوم  عبارتند از : ثروت، تحصیلات، موقعیت اجتماعی  که مربوط به شرایط اقتصادی و پایگاه اجتماعی افراد است .کسانی که بیشتر از حد به این ملاک ها اهمیت می دهند دچار درد سرهای بزرگی می شوند ممكن است وضع اقتصادي فرد نابسامان شود يا شايد هم در معرض بد رفتاري‌هاي جسمي يا زباني قرار گيرد، يا به‌عنوان همسري ناموفق درگير مسائل فرزندي شود كه به تنهايي بايد از پس مشكلات او هم بر آيد.

بیانات آیت الله خامنه ایی

معيارهايي که [براي ازدواج] در ذهن من است، خيلي خارج از آنچه که در ذهن عرف متشرعه ماست، نيست. من اصرار دارم بر نفي بعضي از معيارها، يعني چيزي که من بيشتر روي آن تأکيد مي‌کنم ارائه يک چارچوب معياري نيست. چون مي‌دانيد اسلام، ميدان را باز گذاشته، ضمن اين که ارزشهايي را در سطح اول- درجه اول- قرار داده است، امّا مردم را در آن چارچوب، صددرصد محدود نکرده است- که حالا ممکن است مثالي عرض بکنم- بنابراين من در تعيين معيارها خيلي اصراري ندارم، بلکه در نفي بعضي از معيارها اصرار دارم.

عدم اعتنا به ثروت همسر و نامزد

آن چيزهايي که من بشدت آنها را مايلم نفي بشود، يکي مسأله ثروت است؛ يعني وقتي که جواني مي‌خواهد ازدواج کند- چه پسر و چه دختر- اصلاً نبايد ثروت همسر و نامزد ازدواجش مورد نظرش باشد. به نظر من يک چيز گمراه کننده است، يک جاذبه حقيقي نيست و اين نبايد موردنظر باشد.

 

عدم اعتنا به تشخّص اجتماعي

جنبه ديگري که اصلاً نبايد موردنظر باشد، عبارت است از« تشخّص اجتماعي» اين هم اصلاً نبايد موردنظر باشد به گوشم خورده است بعضي افراد مي‌گردند تا عروسي، يا دامادي را انتخاب کنند که حتماً وابسته به بيت و شخصيت معروفي يا سمت معروفي باشد. اين هم به نظر من معيار غلطي است و نبايستي موردنظر باشد.

بعضي از جاذبه‌هايي هم که به شکل صوري جوان‌ها را جذب مي‌کند، به نظر من براي ازدواج نبايد به شکل معيار به آنها نگاه کرد. مثلاً پسرها يا دخترها بگردند هرجا چشمشان را گرفت، آن را معياري قرار بدهند! هر موردي که چشمشان را گرفت و جذب کرد آن را کافي بدانند! اين هم به شدت مورد برحذر داشتن و پرهيز دادن ماست که ما مي‌خواهيم دخترها و پسرها دراين دام‌ها گرفتار نشوند.

از اينها که بگذريم، ممکن است دختري يا پسري مايل باشد که حتماً همسرش تحصيلات عاليه کرده باشد، يکي ديگر نه به اين اهميت نمي‌دهد. من اين مثال را مي‌زنم براي اين که معلوم شود معيارهاي مثبت و قابل قبول، محدود نيست. التفات مي‌کنيد؟ يا فرض کنيد کسي اهل منطقه‌اي از کشور است، دوست مي‌دارد که همسرش حتماً وابسته به آن منطقه باشد، يعني راه باز است. بعضي‌ها حتماً دلشان مي‌خواهد که همسرشان جزو کساني باشد که در راه خدا حرکتي کرده باشد، تلاشي کرده باشد، جانباز، خانواده شهيد و از اين قبيل باشد. بعضي اين را جزو معيارهاي خودشان نمي‌دانند. من مي‌خواهم از اين جهت معيار مثبتي گفته نشود تا اين که معناي محدود کردن باشد فقط مي‌خواهم آن مرزهاي منفي را ملاحظه کنم.»26

 

ارجاعات

            1-روم، آیه 21

•           2-خطبه عقد مورخة 29/4/1379

•           3- خطبه عقد مورخة 28/6/1379

.           4- خطبه عقد مورخة 9/12/1380]

•           5- روم، آیه 21

•           6- - بحارالانوار، ج‏100، ص‏222

•           7- مكارم الاخلاق، ج‏1، ص‏430

•           8- بحارالانوار، ج‏100، ص‏221

•           9- قمی، سفینه البحار، ج‏1، ص‏561

•           10- شیخ طوسی، التهذیب، ج‏7، ص‏239.4

•           11-دعائم الاسلام، ج‏2، ص‏190

•           12-شیخ مفید، المقنعه، ص‏496

•           13-شیخ صدوق، مَن لایحضره الفقیه، ج‏3، ص‏382

•           14-مكارم‏الاخلاق، ج‏1، ص‏43

•           15- مكارم‏الاخلاق، ج‏1، ص‏43

•           16-نور، آیه 32

•           17-خطبه عقد مورخة 26/1/1377

•           18-حسن‏بن فضل طبرسي اصول کافي، ج 5، ص 327 

•           19- محمدبن يعقوب کليني، اصول کافي  ج 5، ص 332

•           20-  ملامحسن فيض کاشاني، محجة‏البيضاء، ج 3، ص 85

•           21- جمال‏الدين‏محمدالابشيهي،المستطرف،ج‏2،ص‏218

•           22- محمدبن‏يعقوب کليني، فروع کافي، ج 5، ص 324

•           23-محمدبن يعقوب کليني، اصول کافي، ج 5، ص 327

•           24- کافي، ج 3، ص 18

•           25-(محمدبن يعقوب کليني، اصول کافي ، ج 5، ص 34

•           26-خطبه عقد مورخة 11/6/1372

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 17:17  توسط دکتر مرتضایی  | 

 

خانواده ،اهمیت ،عوامل استحکام و تهدیدات آن

اهمیت خانواده

خانواده كوچكترين واحد اجتماعي ودرعين حال بزگترين و  تاثير گذارترين واحد تربيتي در جوامع  به شمار مي آيد به طوري كه اين نهاد مي تواند منشا تحولات عظيم فردي اجتماعي ورشد ارزشهاي انساني در ميان اعضاي آن باشد خانواده مهم ترين  نهادي است كه فرد درآن پرورش مي يابد.

بنابر اين سرمايه گذاري وتوجه هرچه بيشتر به خانواده در دستور كار معلمان عالم ودر راس آنان پيامبران و پيشوايان اديان قرار گرفته است وامروز هم بشريت به جايي رسيده است  كه خود را ملزم به اين رويكرد مي داند تا جايي كه دولتها  توجه خاصي نسبت به رشد وتوسعه كيفي خانواده مبذول داشته و سعي دارند با در اختيار قرار دادن امتيازات و تسهيلات رفاهي وآموزشي  ومشاوره اي وبه طور كلي ارتقا ء سطح بهداشت وسلامت خانواده سعي بر افزايش كيفيت زندگي خانوادها دارندزيرا اين امر تاثير مستقيمي بر تر بيت نسل آينده جامعه خواهد داشت وخانواده مكاني  براي تربيت وپرورش انسانهاست كه تنها در صورت وجود  سلامت روحي ورواني  مي تواند انسانهاي پاك و سالم تحويل اجتماع  دهد.

 

بیانات آیت الله خامنه ایی

اسلام به خانواده، نگرشی درست، نگرشی اصیل و یک نگاه همراه با اهتمام است که خانواده، اصل قرار داده شده و به هم زدن بنیان خانواده یا آشفته نمودن آن، جزو بدترین کارهاست.

خانواده در اسلام، یعنی محل سکونت دو انسان، محل آرامش روانی دو انسان، محل انس دو انسان با یکدیگر، محل تکامل یک نفر به وسیله یک نفر دیگر. آنجایی که انسان در آن صفا می‏یابد، راحتی روانی می‏یابد، این محیط، خانواده است. کانون خانواده در اسلام، این‏قدر اهمیت دارد.

اسلام در بیان قرآن، در چند جا، این آفرینش زن و مرد و در نهایت زوجیت آنها را، برای آرامش زن و مرد شناخته است.

در قرآن، آیه «وَجَعَلَ مِنها زَوجَها لِیَسکُنَ اِلَیها» آمده است: خدای متعال زوج آدمی را از جنس او قرار داد. زوج زن را و زوج مرد را از جنس خود او قرار داده، «یَسکُنَ اِلیها» تا اینکه آدمی بتواند - چه مرد و چه زن - در کنار شوهر یا همسر احساس آرامش کند. این آرامش، سکونت و نجات از تلاطم‏های روحی و اضطراب‏های زندگی است. میدان زندگی، میدان مبارزه است و انسان در آن همواره در معرض نوعی اضطراب است. اگر این آرامش و سکونت به نحو صحیحی شکل پیدا کند، زندگی، سعادت‏مندانه می‏شود، زن خوشبخت می‏شود، مرد خوشبخت می‏شود، بچه‏هایی که در این خانه متولد می‏شوند و پرورش می‏یابند، بدون عقده رشد خواهند یافت و خوشبخت خواهند شد، یعنی از این جهت، زمینه برای خوش‏بختی همه اینها فراهم است.1

خانواده ، کلمه ای طیبه است . کلمه طیبه هم خاصیتش این است که وقتی یک جایی به وجود آمد، مرتب از خود برکت و نیکی می تراود و به پیرامون خودش نفوذ می دهد.

کلمه طیبه ، همان چیزهایی است که خدای متعال آن را با همان اساس صحیح به بشر اهدا کرده است. این ها همه کلمه طیبه است، چه معنویات و چه مادیات

اگر در جامعه ای ، خانواده مستحکم شد و زن و شوهر حقوق یکدیگر را رعایت کنند وبا هم اخلاق خوش داشته و سازگاری نمایند و با همکاری هم ، مشکلات را برطرف نمود ه وفرزندان را تربیت کردند ، آن جامعه به صلاح خواهد رسید و نجات پیدا خواهد کرد و اگر مصلحی در جامعه باشد می تواند این طور جوامع را اصلاح نماید. اگر خانواده ای نبود، بزرگترین مصلحین هم بیایند نمی توانند جامعه را اصلاح کنند.

هر کشوری که در آن بنیان خانواده مستحکم باشد، بسیاری از مشکلات آن کشور، به خصوص مشکلات اخلاقی و معنوی به برکت خانواده سالم و مستحکم برطرف می وشدو یا اصلاً به وجود نمی آید. این پیوند ازدواج زناشویی یکی از نعمات بزرگ الهی و یکی از اسرار آفرینش است و یکی از موجبات بقا و ماندگاری و صحت و صلاح جوامع است.

تشکیل خانواده اگر به شکل سالمی صورت بگیرد و اخلاق حاکم بر زوجین ، صحیح و منطقی و منطبق با اصول شرع ، با آن چه که خداوند معین فرموده باشد، این پایه اصلاح جامعه است و پایه سعادت همه افراد جامعه است.

تشکیل بنای خانواده، یک نیاز اجتماعی است، اگر در جامعه ای، خانواده ها درست بودند، سالم بودند، استحکام داشتند، تزلزل نداشتند، حدود و ثغور خانواده محفوظ بود، این جامنعه می تواند به خوبی اصلاح بشود. افرادش می توانند رشد فکری پیدا کند و از لحاظ روحی کاملاً سالم باشند می توانند انسان هایی بدون عقده باشند.2

 

انتقال فرهنگ‏ها و تمدن‏ها و حفظ اصول و عناصر اصلی یک تمدن و یک فرهنگ در یک جامعه و انتقالش به نسل‏های پی در پی، به برکت خانواده انجام می‏گیرد.

اساس ازدواج و مهم‏ترین مصلحت ازدواج، عبارت است از تشکیل خانواده. علت هم این است که اگر خانواده سالمی در یک جامعه‏ای وجود داشته باشد، آن جامعه سالم خواهد شد و مواریث فرهنگی خودش را به صورت صحیح منتقل خواهد کرد. در آن جامعه، تربیت کودکان، به بهترین وجه صورت می‏پذیرد. برای همین، در کشورها و جوامعی که خانواده دچار اختلال می‏شود، معمولاً اختلالات فرهنگی - اخلاقی به وجود می‏آید.

اگر نسل‏ها بخواهند فرآورده‏های ذهنی و فکری خود را به نسل‏های بعدی منتقل کنند و جامعه از گذشته خودش بخواهد سود ببرد، این فقط با خانواده ممکن است. در محیط خانواده است که اول بار، تمام هویت شخصیت یک انسان بر اساس فرهنگ یک جامعه شکل می‏گیرد و این پدر و مادرند که به طور غیرمستقیم و بدون اینکه تحمیلی باشد، بدون اینکه خود آنها تصنعی به کار ببرند، به طور طبیعی محتوای ذهن و فکر و عمل و معلومات و اعتقادات و مقدسات و اینها را به نسل بعدی منتقل می‏کنند.

مهمترين چيزى كه بشر به آن احتياج دارد، آرامش است. سعادت انسان در اين است كه از تلاطم و اضطراب روحى در امان و آرامش روحى داشته باشد. اين را خانواده به انسان مى‌دهد، هم به زن و هم به مرد. جمله‌ى بعدى بسيار جالب و زيباست. مى‌فرمايد: «و جعل بينكم مودة و رحمة»رابطه‌ى درست زن و مرد اين است: مودت و رحمت، رابطه‌ى دوستى، رابطه‌ى مهربانى، هم يكديگر را دوست بدارند و به هم عشق بورزند و هم با يكديگر مهربان باشند. عشق ورزيدن همراه با خشونت مورد قبول نيست، مهربانى بدون محبت هم مورد قبول نيست.

ممكن است انواع ظلمها در جامعه وجود داشته باشد، كه بايد اين ظلمها برداشته شود، اما درعين‌حال به مسؤوليت زن و مسؤوليت مرد كه در قبال هم هر دو مسؤوليتى به عنوان تشكيل خانواده دارند، بايد به چشم اهميت نگريسته شود، چون خوشبختى زن و خوشبختى مرد در اين است. بعضى خيال مى‌كنند زن كمبودش اين است كه مشاغل بزرگ و سروصدادار ندارد! خير، مشكل زن اين نيست. حتى آن زنى هم كه شغل بزرگى دارد، به محيط امنى در خانواده، به يك شوهر مهربان با محبت، به يك تكيه‌گاه مطمئن عاطفى و روحى - كه شوهر و مرد اوست - نيازمند است. طبيعت و نياز عاطفى و روحى زن اين است، بايد اين نياز برآورده شود.3

 

عوامل استحکام خانواده

 در اسلام برای تشكیل خانواده ، استانداردهایی معرفی شده است . هرقدر اركان تشكیل دهنده خانواده با آن استانداردها منطبق باشند به همان مقدار از شایستگی ، برتری واستحکام  برخوردار خواهند بود. از این رو، به طور اجمال می توان گفت خانواده مستحکم  از نظر اسلام ، آن است كه اركان آن شایسته و منطبق با استانداردهای اسلامی باشد، مناسبات و روابطی منطبق با آموزه های دینی بر آنها حاكم باشد، خروجی آن انسانهایی شایسته وموثر در ساخته شدن جامعه ایده آل اسلامی باشد. واما ملاك برتری، از نظر اسلام ، مال و ثروت و مانند آن نیست كه كسی به آنها ببالد. برتری خانواده به انطباق آن با استانداردهای اسلامی و برخورداری از ویژگیهای ارزشی و فضیلت هاست پاره ای از این فضیلت ها که موجب سلامت واستحکام خانواده می شود عبارتند از:

1-   رعایت  و پایبندی به موازین شرعی

زندگی ايده‌ال در عبوديت و بندگی خداوند  است و عبوديت اطاعت كامل از امر و نهی و دستورات الهی و عمل كردن به آن‌ها است كه  موفقيت در كسب زندگی ايده‌آل را در پی خواهد داشت.انجام واجبات وترک محرمات ، رعایت حلال وحرام وپیروی از الگوهای دینی  وهمچنین توکل به خدای بزرگ و توسل به انبیاء واولیاء الهی سبب تحکیم بنیاد خانواده می شود .

اسلام ، اهل بیت پیغمبر اكرم (ص ) را به عنوان نمونه ای كامل از خانواده برتر معرفی و صلاحیت الگویی آن را برای جهانیان امضا كرده است . خداوند سبحان این خانواده را از هرگونه رجس و پلیدی مبرا دانسته است ولحظه لحظه زندگی این بزرگواران منطبق با احکام الهی بود.به همین جهت زندگی انها الگوی جهانیان است .

 

بیانات آیت الله خامنه ایی

در تشکیل خانواده و در حفظ آن باید احکام اسلامی را رعایت کرد تا خانواده، سالم و در اوج باقی بماند. از این رو، در خانواده‏های دین‏دار که زن و شوهر به این حدود اهمیت می‏دهند، سال‏های متمادی بدون ناخرسندی با هم زندگی می‏کنند. محبت زن و شوهر به هم باقی می‏ماند و جدایی‏شان از هم سخت است و دل در گرو محبت یکدیگر دارند. این نیکی‏ها و این محبت‏هاست که بنای خانواده را ماندگار می‏کند و اسلام نیز به این امور ارزش بسیار می‏نهد. اگر روش‏های اسلامی رواج یابد، خانواده‏ها مستحکم خواهد شد، چنان که در گذشته‏های ما زمانی که هنوز ایمان مردم سالم‏تر و کامل‏تر بود، خانواده، کانونی پایدار و مطمئن بود. زن و شوهر به هم علاقه‏مندتر بودند. فرزندان در محیط‏های امن و سالم‏تری پرورش می‏یافتند. حالا هم راه همین است. بیشتر آن خانواده‏هایی که دستورهای اسلامی را رعایت می‏کنند، خانواده‏هایی محکم‏تر، بهتر و محیط‏های امن‏تری برای فرزندان و کودکان خواهند بود.

شما [زوجین] اگر بخواهید به راه مستقیم بروید، باید موازین شرعی را رعایت کنید و اخلاق خانواده را که در شرع مقدس معین شده است، مهم بشمارید (رعایت قوانین اسلام) سعادت زن و مرد را تضمین می کند و در محیط خانواده صفا و صمیمیّت به وجود می آورد.

زن و شوهر در داخل خانواده، بايد به هم در تبعيّت از دين و سلوك راه خدا ... كمك كنند و همراهى داشته باشند. اسلامى زندگى كردن در باب زناشويى به اين معناست كه زن و شوهر منطبق با خواسته اسلام، با هم مهربان و صميمى باشند و وفادار و قدردان و كمك كار يكديگر ادامه حيات دهند.4

 

خانواده خوب، یعنی زن و شوهری که با هم مهربان باشند، باوفا و صمیمی باشند و به یکدیگر محبت و عشق بورزند، رعایت همدیگر را بکند و مصالح همدیگر را مهم و گرامی بدارند. اولادی که در آن خانواده به وجود می‏آید، نسبت به او احساس مسئولیت کنند و بخواهند او را از لحاظ مادی و معنوی، سالم بزرگ کنند. بخواهند از لحاظ مادی و معنوی او را به سلامت برسانند. چیزهایی به او یاد بدهند، به چیزهایی او را وادار کنند، از چیزهایی او را باز دارند و صفات خوبی را در او تزریق کنند.

یک چنین خانواده‏ای، اساس همه اصلاحات واقعی در یک کشور است. چون انسان‏ها در چنین خانواده‏ای خوب تربیت می‏شوند، با صفات خوب بزرگ می‏شوند. با شجاعت، با استقلال عقل، با فکر، با احساس مسئولیت، با احساس محبت، با جرئت، جرئت تصمیم‏گیری، با خیرخواهی- نه بدخواهی- و با نجابت. وقتی مردم جامعه‏ای، این خصوصیات را داشته باشند، این جامعه دیگر روی بدبختی را نخواهد دید.

در شرع آمده که پیوند ازدواج را محکم نگهدارید. بعد هم شرایط زیادی برای ازدواج در همة زمینه ها معین کرده است. در زمینه اخلاق و رفتار گفته : وقتی زن گرفتید، وقتی شوهر کردید، باید اخلاقتان را خوب کنید، باید همکاری کنید، باید گذشت کنید، باید محبت کنید، باید او را دوست بدارید و باید به او وفاداری کنید، اینها همه اش احکام شرع است، اینها همه اش دستورات است. در روابط اجتماعی، این امر انسانی را امضا کرده، اما شرایطی برای آن قرار داده است. یکی از این شروط این است که این امر انسانی از حالت رابطه انسانی به یک معامله تجاری و بده ـ بستان مالی تبدیل نشود. این را شرع مقدس دوست نمی‏دارد. البته این شرایط شرایط کمالند، نه صحت، اما واقعاً شرطند.5

 

2- قناعت

 قناعت در اصطلاح به معنای بسنده کردن به قسمت خویش و خوشنود بودن آمده است.6                 يكي از خصايص بارزي كه مي تواند احساس رضايتمندي را در كانون خانواده حاكم كند، قناعت است. قناعت ابعاد وسيعي دارد كه يكي از نمودهاي آن قناعت مالي و اقتصادي است. قناعت مالي علاوه بر اين كه آرامش رواني در پي دارد مي تواند در تنظيم دخل و خرج زندگي و برقراري تعادل اقتصادي تاثير مستقيم داشته باشد. قناعت در زندگي باعث مي‌شود تا انسان نسبت به داشته‌هاي خود راضي باشد و در راستاي شكر براي داشتن آنها اقدام كند.

قناعت در زندگي انسان را نسبت به مسائلي كه در زندگي از آنها بهره‌مند نيست، آرام می کند  و حس رضايتمندي در انسان تقويت  می شود كه اين امر ابتداي موفقيت است.

 قناعت باعث سکون روحی و عدم ایجاد خصلت ها و حالات مخرب دنیوی و اخروی همچون حرص و ولع و دنیا طلبی و یا حتی به قولی استرس و فشار خون و سکته و هزاران بیماری امروزی که ناشی از فشارهای روحی و روانی اند می باشد. در سیره اقتصادی معصومین (علیهما السلام) اصل قناعت از مکمل های اصلی بحث کار و تلاش برای روزی است. کار و تلاش در برابر واگذاری امور به خدا قرار می گیرد و بسیار مورد سفارش معصومین (علیهما السلام) بوده است. قناعت مربوط به حوزه مصرف می باشد و منافاتی برای تلاش و ممانعتی برای کسب روزی ندارد

بیانات آیت الله خامنه ایی

از مهمترين فضايل اخلاقى قناعت است، و اگر امروز ما در برخى زمينه‌ها دچار مصيبت هستيم، به خاطر اين است كه اين اخلاق حسنه‌ى مهم اسلامى را فراموش كرده‌ايم امانت، درستكارى، حق‌طلبى، زيبايى‌طلبى - يكى از خلقيات خوب، زيبايى‌طلبى است، يعنى به دنبال زيبايى بودن، زندگى را زيبا كردن، هم ظاهر زندگى را و هم باطن زندگى را، محيط خانواده، محيط بيرون، محيط خيابان، محيط پارك و محيط شهر - نفى مصرف‌زدگى، عفت، احترام و ادب به والدين و به معلم. 7

قناعت لازمه زندگی سالم 

به شما عرض مى‏كنم: ما شما را دعوت نمى‏كنيم به زُهد سلمان و ابوذر. بين امثال من و شما، با سلمان و ابوذر، فاصله خيلى زياد است. ما هرگز ـ نه من و نه شما ـ طاقت آن چيزها را و آن علوّ و عروج و آن والايى را نداريم كه بخواهيم خودمان را به آن چيزها برسانيم. يا مثلاً فرض كنيد كه آرزوى آن را حتّى در دلمان بياوريم. اما من اين را عرض مى‏كنم كه اگر بين ما و آن‏ها، زندگى ما و زندگى آن‏ها، هزار درجه فاصله است، مى‏شود اين هزار درجه را، ده درجه، بيست درجه، صد درجه كم كرد. خودمان را به زندگى آن‏ها نزديك كنيم.

قناعت كنيد، از قناعت خجالت نكشيد. بعضى‏ها خيال مى‏كنند كه قناعت مال آدم‏هاى تهى‏دست و فقير است و اگر آدم (وضع مالى خوبى) داشت، ديگر لازم نيست قناعت كند. نه، قناعت يعنى در حد لازم، در حد كفايت، انسان توقف كند.

توقعات مادىِ زياد و بالا، موجب تنگى معيشت و موجب ناراحتى خود انسان مى‏شود. اگر انسان توقع خودش را از زندگى توقع كمى قرار دهد، اين مايه سعادت خواهد بود. نه فقط براى آخرت انسان خوب است. كه براى دنياى انسان هم خوب است.

سعى‏تان را بگذاريد بر زندگى ساده و به دور از اشرافى‏گرى، بر زندگى‏اى كه منطبق باشد بر زندگى متوسط مردم. نمى‏گويم پايين‏ترين مردم، (مى‏گويم) متوسط مردم. نگاه نكنيد به مسابقه مادى‏گرى. مسابقه هست. چنان‏كه در راه بهشت خدا مسابقه هست، در راه بهشت خيالى دنيا هم مسابقه هست. براى تجملاتش، براى مقام و قدرتش، براى اسم درآوردن و معروف شدنش، مسابقه هست. اين مسابقه، مسابقه ناسالمى است... هر كدام كه بخواهيد به اين مسابقه وارد شويد آن ديگرى مانع شود و به عنوان يك ناصح، عمل كند.

در همه مراحل بايستى ميانه‏روى و قناعت و گرايش به روش متواضعانه و فقيرانه را فراموش نكرد كه اين نظر اسلام است. 8

 

3- ساده زیستی

ساده زیستی وزهد یكی از فضائل اخلاقی است كه موردتشویق و ترغیب آیات قرآن و روایات اهل بیت(ع) است. چنانچه در معنای زهد وساده زیستی گفته اند : ضد‍ّ محبت دنیا و مال را زهد گویند و آن عبارت است از دل برداشتن از دنیا و آستین فشاندن بر آن و اكتفاء كردن به قدر ضرورت از برای حفظ بدن كه تجلی عملیِ آن در زندگی ساده زیستی و قناعت خواهد بود .9

انسانهای ساده زیست اگرچه خود می توانند با استفادهی از نعمتهای پروردگار زندگی بهتری را برای خویش فراهم سازند، اما از آنجاكه دلبستگی به زخارف دنیوی ندارند دیگران را بر خود مقدم نموده و خود به اندكی از مال دنیا اكتفاء می كنند.«وَ یُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَهٌ»10

پیامبر اسلام (ص) در توصیف زاهدان می فرماید: زاهد دوست دارد آنچه را كه خدا دوست دارد و دشمن دارد آنچه را او دشمن دارد، از حلال دنیا اجتناب كرده، به حداقل اكتفاء می كند و به حرام آن اعتنائی ندارد.»11

در قرآن كریم نیز بردوری از دنیا و فریفته نشدن از آن تأكید شده است.«وَ مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ»12.

زندگی دنیا جز كالایی فریب دهنده چیزی نیست.«و لا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَیاهُ الدُّنْیا»13

«زندگی دنیا شما را فریب ندهد». لكن این بدان معنی نیست كه مؤمنین از نعمتهای دنیا بهره مند نشوند و رهبانیت در پیش گیرند؛ زیرا درجای دیگر به سختی با این باور غلط مبارزه كرده، می فرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ»14

بگو ای پیامبر، چه كسی زینت های خدا را كه برای بندگان آفریده حرام كرده و از صرف روزی حلال منع كرده است.» پس آنچه از نظر قرآن مذموم است دل بستن به دنیا و بهرمند نساختن دیگران از نعمتهای الهی است.»15

 

 

بیانات آیت الله خامنه ایی

ساده زيستي چيز بسيار باارزشي است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگري و اسراف و زياده روي را ـ كه واقعا بلاي بزرگي است ـ از جامعه مان ريشه كن كنيم با حرف و گفتن نمي شود... عمل ما بايستي مويد و دليل و شاهد بر حرفهاي ما باشد.16

زندگى را ساده بگيريد، خودتان را اسير تشريفات نكنيد. اگر از اول وارد مسابقه تشريفات شديد، ديگر رها شدن از آن سخت است. حالا هم جمهورى اسلامى است. اگر كسى بخواهد ساده زندگى كند مى‏تواند. يك روزى بود كه نمى‏شد، سخت بود. اگرچه بعضى به دست خودشان (زندگى را) مشكل مى‏كنند. در لباسشان، در مسكنشان، در تجملاتشان

در همه امور زندگى‏تان سادگى را رعايت كنيد. اولش هم از همين مراسم ازدواج است، از اين‏جا شروع مى‏شود. اگر ساده برگزار كرديد، قدم بعدى‏اش هم مى‏شود ساده و الا شما كه رفتيد آن مجلس كذايىِ مثل اعيان و اشراف‏هاى زمان طاغوت را درست كرديد، بعد ديگر نمى‏توانيد برويد توى خانه كوچكى مثلاً با وسايل مختصرى زندگى كنيد. اين جور نمى‏شود ديگر. چون خراب شده و از دست رفته است. از اول، زندگى را پايه‏اش را بر اساس سادگى و ساده‏زيستى بگذاريد تا زندگى بر خودتان، بر كسانتان و بر مردم جامعه ان‏شاءالله آسان شود.17

صرفه‌جويى

از ديدگاه قرآني اسراف كلمه بسيار جامعي است كه هرگونه زياده روي در كميت و كيفيت و بيهوده گرايي و اتلاف و مانند آن را شامل مي شود، يكي از مذموم ترين اعمال محسوب ميگردد و در آيات و روايات فراواني از آن مذمت شده است. با توجه به محدوديت منابع روي زمين، هر اسراف كاري سبب محروميت بسياري از انسانهاي بي گناه خواهد شد. روح اسراف معمولاً با خودخواهي و خودپسندي و بيگانگي از خدا و خلق خدا همراه است.

اين روش قرآني است كه به هنگام تشويق به استفاده از مواهب فوراً جلو سوء استفاده را گرفته و به اعتدال توصيه مينمايد. هنگاميكه امر به خوردن و نوشيدن و استفاده از نعمتهاي الهي مي فرمايد چون طبع زياده طلب انسان ممكن است از اين دستور سوء استفاده كرده به جاي بهره وري عاقلانه و اعتدال آميز از پوشش و تغذيه صحيح، راه تجمل پرستي و اسراف و تبذير را پيش گيرد، بلافاصله تاكيد ميكند كه: كُلوُا وَاشرَبوُا وَلاتُسرِفوُا بخوريد و بياشاميد و از اسراف بپرهيزيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.

به خاطر اثرات زيانبار اسراف و تبذير، اين خصلت ناپسند در كلام الهي شديداً محكوم شده، در رديف گناهان قرار گرفته و مسرفان برحسب مورد به درجات مختلفي از عقاب وعده داده شده اند

بیانات آیت الله خامنه ایی

 

صرفه‌جويى را شعار خودتان قرار دهيد. صرفه‌جويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمى‌گذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه، استفاده كنند، ولى اسراف و زياده‌روى نكنند. اسراف در جامعه، لازمه‌ى اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه‌ى تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‌جويى صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مى‌گويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زياده‌روى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعه‌اى بخواهد قناعت و صرفه‌جويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجه باشد كه در شكل كلى به عدالت اجتماعى و مسأله‌ى عدالت پرداخته شود. براى اين‌كه بشود اين راه را ادامه داد، همه و همه بايد كوشش كنند. حال كه بحمدالله كشور در راه سازندگى حركت مى‌كند، از عدالت غفلت نكنند و ميدان براى سوءاستفاده كنندگان باز نشود. مسؤولان قضايى، با استحكام دادگاهها و دستگاههاى قضايى، مسؤولان اجرايى، با دقت در سپردن مسؤوليتها و كارها و طرحها و ثروتها به افراد امين، مسؤولان قوه‌ى مقننه و نمايندگان مجلس شوراى اسلامى، با وضع قوانين مناسب، بايد اين زمينه را فراهم كنند.18

جدا از اسراف و زياده‌روى پرهيز كنند. ما حق نداريم به عنوان يك ملت، مصالح بزرگ و ملى و دورنگر - بلكه مصالح نقد مهم و كنونى - خود را به خاطر خواسته‌هاى شخصى خودمان - كه ما را به اسراف و بى‌بندوبارى در مصرف مى‌كشاند - فدا كنيم و آنها را نديده بگيريم. همه بايد مسأله‌ى صرفه‌جويى را جدى بگيرند.

توصيه‌ى مهم من عبارت است از صرفه‌جويى. دولت هم بايد صرفه‌جويى كند، ملت هم بايد بكند. دولت، علاوه بر صرفه‌جويى بايستى راههاى صرفه‌جويى را هم به مردم تعليم دهد. تا وقت نگذشته است - تا ماههاى اول سال، سپرى نشده است - بايستى فهرستى از انواع صرفه‌جوييهايى را كه مردم مى‌توانند بكنند – در آب، نان، بنزين و در مصارف گوناگون و همه‌ى چيزهايى كه براى صرف آنها مجبوريم از سرمايه‌هاى كشور و نفت مصرف كنيم - و راههاى صرفه‌جويى در آنها را به مردم تعليم و نشان دهند؛ مردم هم جدا سعى كنند كه صرفه‌جويى نمايند.19

 

عفو و گذشت

هر زن و شوهرى طبعا در زندگى خود دچار خطاها و لغزش هايى مى شوند چرا که انسان جايزالخطا است و به غير از چهارده معصوم(عليهم السلام) کسى را نمى توان مصون از اشتباه و لغزش دانست. به همين جهت قرآن کريم مى فرمايد: «وليعفوا وليصفحوا الا تحبون ان يغفرالله لکم و الله غفور رحيم؛ آنان شايسته است عفو کنند و از لغزش هاى ديگران چشم بپوشند آيا دوست نمى داريد که خداوند نيز شما را عفو کند البته که خدا آمرزنده و مهربان است.» يکى از علل مهم اختلافات خانوادگى عدم تحمل و کم صبرى زن و شوهر نسبت به يکديگر است اين بگومگوها معمولا در اول زندگى بيشتر است و هر قدر که زن و مرد بيشتر همديگر را مى شناسند و درک مى کنند و عفو و اغماض به خرج مى دهند تدريجا نزاع ها فروکش کرده و جاى خود را به مهر و صفا و گذشت مى دهد. امام صادق(عليه السلام) فرمود: هر انسان مسلمانى که خشمگين شود و با وجود فوران شعله غضب و توانائى بر اعمال آن، خشم خود را فرو برد خداوند در روز قيامت دل او را سرشار از رضايت و خشنودى خود خواهد نمود.

آرى بهترين و زيباترين روش در تقويت بنيان خانواده توسل به عفو و گذشت و بردبارى در مقابل خطاهاى اعضاى خانواده بويژه زن و شوهر نسبت به همديگر است. رسول خدا(صلى الله عليه و آله) فرمود: عفو و گذشت را از عادات روزمره خود قرار دهيد زيرا که عفو موجب عزت و سربلندى هر بنده اى است پس عفو کنيد تا خداوند شما را عزيز و بلندمرتبه گرداند. زنان و مردان مسلمان نه تنها از خطاهاى خود نسبت به همديگر عفو مى کنند بلکه از ترشروئى و نگاه هاى تند نسبت به همديگر اجتناب مى ورزند. پيامبر(صلى الله عليه و آله) فرمود: حق زن بر شوهرش اين است که او را گرسنه نگذارد، بدنش را بپوشاند و هرگز با او با بدخلقى و ترشروئى و چهره اى گرفته برخورد ننمايد

نادیده گرفتن مسایل کوچک

مسائل کوچک می توانند در نهایت به اختلافاتی چاره ناپذیر تبدیل شوند. همیشه دو نفر با تمام نیرو برای غلبه بر مشکلات اصلی تلاش می کنند ، ولی سرانجام مشکلات کوچک آنان را مغلوب می سازد ؛ چیزهای بی اهمیتی که فرصت وخیم تر شدن یافته است

بیانات آیت الله خامنه ایی

توصيه مى‌كنم به همسران خود مهر بورزيد، به آنان وفادار باشيد و خويشتن را در سرنوشت يكديگر شريك بدانيد. از گره افتادن در رشته‌ى زندگى مشترك برحذر باشيد و گره هاى كوچك و بى‌اهميت را ناديده بگيريد. خداوند به شما خوشبختى و شادكامى و اعتلاء روحى عطا فرمايد و كانون زندگيتان را با فرزندانى تندرست و صالح، گرمى و روشنى ببخشد.    20

عدم اسراف

«اسراف» به معنای تجاوز از حد و زیاده‌روی‌کردن است و آن یا از جهت کیفیت است که صرف کردن مال است در موردی که سزاوار نیست ... و یا از جهت کمیّت است و آن صرف کردن مال است در موردی که سزاوار است لیکن بیشتر از آنچه شایسته است و بعضی صرف مال را در موردی که سزاوار نیست، «تبذیر» گفته‌اند و صرف مال را در زیادتر از آنچه سزاوار است، اسراف دانسته‌اند .21

اسراف و تبذیر در آیات قرآن و روایات ائمه(ع) مذمّت و نکوهش شده است.چنانکه در آیة بیست و نه سورة مبارکة اعراف آمده است: «بخورید و بیاشامید، ولی از حد نگذرانید. به درستی که خداوند اسراف کنندگان (تجاوز کنندگان از حد) را دوست نمی‌دارد.»

هم‌چنین در سورة مبارکة مؤمن آیة سی‌وچهار به اسراف‌کنندگان و شک‌کنندگان، وعدة عقوبت و عذاب داده شده و در آیة بیست و هفت از سورة‌ مبارکة بنی‌اسرائیل در یک تشبیه زیبا و هشدار دهنده اسراف کنندگان، برادران شیطان خوانده شده‌اند.

در روایات صادره از معصومین(ع) نیز اسراف و تبذیر نکوهش شده؛ چنان‌که رسول اکرم(ص) فرمودند: «کسی که بنایی برای دیدن و شنیدن مردم می‌سازد، خدای متعال آن بنا را ... طوقی برگردنش کرده و او را به آتش می‌اندازد.» از آن حضرت سؤال شد منظور از بناکردن برای دیدن و شنیدن مردم چیست؟ حضرت فرمود: «بنایی است که زیادتر از احتیاج بسازد، بدان منظور که بر همسایگان و برادران دینی خود مباهات ورزد.»

در روایت دیگری از امام صادق(ع) آمده است: «جز این نیست که خداوند، اقتصاد (میانه‌روی در مخارج زندگی) را دوست، و اسراف را دشمن می‌دارد...»

بیانات آیت الله خامنه ایی

همه موظفند اسراف نكنند ـ هم مسئولان و كارگزاران و كساني كه مامور انجام كارهايي در دولت هستند و هم آحاد مردم اگر بخواهيم بااسراف مبارزه كنيم بايد براي اين كار برنامه ريزي انجام گيرد و آن را مسئولان دولتي انجام دهند.22

اسراف فعل حرام است گناه است خلاف شرع است 23

 اسراف يك لجنزار است. ريخت و پاش مالي يك وسوسه ي شيطاني است.24

مصرف بايد به اندازه باشد نه به حد اسراف و زياده روي.25

مصرف بايد در حد لازم باشد نه در حد اسراف. 26

من اين را از آحاد ملت و مسئولين كشور و مامورين دولت امسال تقاضا دارم. انضباط اقتصادي و مالي يعني مقابله با ريخت و پاش زياده روي و اسراف. ريخت و پاش مالي و زياده روي در خرج كردن و زياده روي در مصرف به هيچ وجه صفت خوبي نيست .27

بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم مصرف‌گرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبه‌روز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مى‌كند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤول بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبليغاتى و فرهنگى - به‌ويژه صدا و سيما - بايد وظيفه‌ى خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‌گرايى و تجمل‌گرايى سوق ندهند، بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازه‌ى لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده‌روى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرف‌گرايى، جامعه را از پاى درمى‌آورد. جامعه‌اى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم.28

فاصله گرفتن از مصرف گرایی

مصرف بايد در حد لازم باشد، نه در حد اسراف. من به خانمهاى مسلمان، به خانمهاى جوان و به خانمهاى خانه‌دار عرض مى‌كنم: سراغ اين مصرف‌گرايى كه غرب مثل خوره به جان جوامع دنيا و از جمله جوامع كشورهاى در حال توسعه و كشورهاى رو به پيشرفت و از جمله كشور ما انداخته است، نرويد. مصرف بايد در حد لازم باشد، نه در حد اسراف. خانمهاى كسانى كه همسرانشان يا خودشان مسؤوليتهايى در بخشهاى مختلف كشور دارند، بايد از لحاظ دورى از اسراف، نسبت به ديگران الگو باشند. بايد براى ديگران درس باشند و نشان دهند كه شأن زن مسلمان بالاتر از اين حرفهاست كه اسير زر و زيور و جواهر آلات و از اين قبيل شود. نمى‌خواهيم بگوييم اينها حرام است، مى‌خواهيم بگوييم شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دورانى كه بسيارى از مردم جامعه‌ى ما محتاج كمكند، كسانى بروند پول بدهند طلا بخرند، زينت‌آلات بخرند، وسايل زندگى رنگارنگ بخرند و در انواع و اقسام روشها و منشهاى زندگى، اسراف كنند. اسراف، الگوى زن مسلمان نيست.29

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آفات  خانواده

نهاد مقدس خانواده مانند هر نهاد دیگری در معرض تهدیدها و عوامل آسیب زا فراوان  قرار دارد که هر یک  متناسب  به قدرت و ضعف می توانند ستون های این نهاد را مورد تهاجم قرار دهند وموجب بروز آشفتگی ها ناسازگاری، عدم تربیت فرزندان،رهایی عاطفی و در نهایت به فروپاشی و طلاق شوند پس بایستی در گام اول این عوامل مورد شناسایی و دقت نظر قرار گیرند و تمامی زوجین نسبت به این موارد آگاهی لازم را کسب نمایند تا در موارد ضروری واکنش مناسب را بروز دهند

1- عدم شناخت و آگاهی به اصول زندگی مشترک

در برخی از خانواده ها به علت عدم شناخت زن و شوهر نسبت به یکدیگر، عدم آگاهی نسبت به اهداف و انگیزه های ازدواج ، بی انصافی ها، پیش داوری ها، فریبکاری ها ، عدم احساس مسئولیت و بی توجهی به اصول اخلاقی ، بنیاد خانواده متزلزل می شود.مهمترین عاملی که موجب آسیب پذیری خانواده می شود، عدم شناخت و انحراف از هدف های ازدواج  است. زن و شوهری که هدف های ازدواج و تشکیل خانواده را نشناخته اند و یا فراموش کرده اند، در کدام مسیر حرکت می کنند؟ کدام روش و وسیله را برای نیل به کدام هدف انتخاب می کنند ، برای رفع این مشکل در موردآیین همسرداری و نظایر آن ، به دانش و مهارت خود بیفزایید و از این طریق تعادل و سلامت خانواده را حفظ کنید.

2- سست شدن باورهای مذهبی

شاید مهمترین عاملی که بنیاد خانواده را تهدید می کند، سست شدن باورهای مذهبی  و اصول اخلاقی  و فقدان معنویت باشد. هرگاه زن و شوهر در روابط خود، خدا را فراموش کنند و در حضور و غیاب یکدیگر به گونه ای برخورد کنند که خدا غایب است، با دست خود کانون خانواده را به سوی تزلزل و نابودی سوق داده اند .

 زمانی که ارزش ها، نگرش ها و باورهای حاکم بر روابط زن و شوهر براساس لذت طلبی ، مصلحت گرایی، ماده گرایی و سودطلبی استوار باشد، بی شک روابط انسانی از معنویت تهی می شوند. این نوع روابط بسیار سست و شکننده خواهند بود و به محض بروز موقعیتی خاص مانند بی پولی ، تنگدستی ، بیماری ، کهولت و افزایش سن و نظایر آن از درون متلاشی می گردد و با هر بهانه ای از هم می گسلد .

3- عدم صداقت و فریبکاری

جوهر روابط سالم میان زن و شوهر صداقت است . صداقت  اعتماد را بنیاد می نهد. زن یا شوهری که با همسر خود صادق  نیست و با دادن وعده و وعیدها می خواهد زندگی کند ، با رفتار خود کانون گرم و صمیمی خانواده را دچار تزلزل می کند. زن و شوهری که از واقعیت ها دور هستند و در عالم اوهام و تخیلات زندگی می کنند ، آیا می توان گفت که زندگی زناشویی  موفقی خواهند داشت ؟ گاهی اوقات پنهان کردن حقایق ( مخفی کاری ) و فریب دادن ( فریب کاری ) موجب می شود ارکان خانواده متزلزل شود و روابط زن و شوهر آسیب ببیند.

4- بی توجهی به نیازهای همسروفرزندان

 زوج های موفق  کسانی هستند که در صدد ارضای نیازهای همسر خود می باشند. بنابراین هر زن یا شوهرش وظیفه دارد نیازهای جسمی و روحی همسرش را بشناسد و در مقام ارضای آنها برآید.ارضای نیازها به طریق درست و مطلوب به رشد همه جانبه و ایجاد امنیت روانی زوجین منجر می شود و در نتیجه سلامت خانواده تأمین می گردد. برای مثال هر انسانی نیاز به « امنیت »، «محبت» ، «توجه و احترام » دارد. لذا هرگاه این گونه نیازها از طرف همسر تأمین نشود ، فرد احساس ناامنی روانی می کند و بهداشت روانی خانواده  مختل می شود.

بدیهی است توجه به نیازهای همسر، فقط به نیازهای زناشویی ختم نمی شود. احترام و پذیرش ، نگاه مهربان به یکدیگر، در کنار هم حضور داشتن ، در فعالیت های مشترک شرکت کردن ، و نظایر آن نشانه توجه به نیازهای همسر است

بیانات آیت الله خامنه ایی

مراقب خانواده‌هاى‌تان باشيد. گاهى اوقات خانواده‌ها وسيله‌ى فساد مى‌شوند، وقتى ما مراقبشان نباشيم، آنها مى‌شوند مفسد ما. چرا؟ چون آنها يك اهرم فشارقوى عليه ما دارند، آن چه است؟ آن، محبت ما به آنهاست. اين محبت، روى ما اثر مى‌گذارد و ذهن، فكر، عقايد و تشخيص‌مان عوض مى‌شود و خيلى چيزهايى كه مى‌گفتيم خوب نيست، بعد يواش يواش مى‌بينيم كه نه، خيلى هم بد نيست! اينها آفت است، اينها را خيلى مراقب باشيد. حتما به اين نكات، عناصر خودتان را متوجه كنيد وايمان را در بين خانواده‌هاى‌تان، تقويت كنيد

ايمان را در بين خودتان، در بين مجموعه‌تان و در بين زن و بچه‌ى‌تان، خانواده‌هاى‌تان، تقويت كنيد. 30

5 - دخالت های ناروای  اطرافیان 

دخالت دیگران مانند اقوام و آشنایان ، والدین زن یا شوهر موجب شعله ورشدن اختلافات زن و شوهر می گردد و در نهایت به طلاق و جدایی منجر می شود. زن یا شوهر به ویژه در اوایل زندگی مشترک توسط دیگران به طور ناشیانه راهنمایی و یا در برخی موارد تحریک می شوند. گاهی اوقات مادرشوهر یا پدرشوهر و مادرزن یا پدرزن علیرغم علاقه ، در زندگی مشترک فرزندانشان مزاحمت ها و آسیب  هایی را به وجود می آورند. در استحکام و انحلال بنیاد خانواده ، عوامل متعدد دخالت دارند و هر یک از عوامل اثرات گوناگون آنی یا تأخیری برجا می گذارند . برای مثال مخالفت پدر و مادرِ زن یا شوهر با ازدواج به عمل آمده ، به عنوان عامل زمینه ساز ، ممکن است در درازمدت سلامت خانواده را تهدید کند و تأثیر خود را به شکل طلاق و جدایی ظاهر سازد. جدایی و طلاق در زمره ی حساس ترین ، پیچیده ترین و محرمانه ترین حوادث زندگی  انسان محسوب می شود و باید به عنوان یک پدیده چند عاملی مورد بررسی قرار گیرد.

6- مسائل اقتصادی و مالی

زندگی زناشویی بر پایه اشتراک بنا شده است . از این رو به کار بردن عبارت هایی از قبیل «مال من» ، «جهیزیه من» ، «مال تو» و نظایر آن پایه اشتراک را متزلزل و به تفرقه و جدایی تبدیل می کند. زن و شوهر جوان ، آگاه ، و بصیر روی این عبارت ها خط بطلان می کشند و آنها را به « مال ما »، « مسئله ما » و « مشکل ما» تبدیل می کنند.

پیوند هایی که بر پایه انگیزه های مادی و ثروث زن یا شوهر پی ریزی شده، پس از مدتی از هم می گسلد و بنیاد خانواده را متلاشی می کند. قدیمی ها جمله زیبایی را می گفتند که : «آدم نان خالی بخورد، اما دلش خوش باشد.» این جمله بیانگر آن است که نیازهای مادی انسان در حد متوسط تأمین شود، اما نیازهای روانی باید در حد بالا مورد توجه قرارگیرد.

انسان ها نیازهای مادی دارند که باید در حد متعادل ارضاء شود، اما مسائل مادی نباید همه ی امور را تحت الشعاع قرار دهد. زندگی زناشویی  نشیب و فراز دارد و زن و شوهر باید با رعایت صرفه جویی، قناعت و عدم تجمل گرایی مسائل اقتصادی  زندگی مشترک خود را تنظیم و اداره کنند. گاهی اوقات مسائل مالی و اقتصادی بهانه هستند و زمانی که از زن یا شوهر سؤال می شود که چرا با یکدیگر سازش ندارید، به این گونه مسائل اشاره می نمایند و در نهایت «عدم توافق» و «عدم تفاهم» را عامل اصلی طلاق و جدایی معرفی می کنند. بدیهی است که این عامل کلی و مبهم ( عدم توافق ) نمی تواند ما را به سوی شناخت عواملی که سلامت خانواده را تهدید می کنند، هدایت کند.

7- بي بندوباري

عامل دیگری که سبب آسیب زایی خانواده می شود تنوع طلبی ، هوسرانی و ازدواج مجدد زن یا شوهر است . شوهر یا زن به فرمان احساسات خود ، با زن یا مرد دیگری ارتباط نزدیک برقرار می کند و رابطه خود با همسر قبلی را سست می نماید . در این شرایط عواملی از قبیل زیبایی و یا ثروت طرف مقابل موجب گرایش به روابطی خارج از چهارچوب خانواده یا بر قراری روابط پنهانی می شود. این وضعیت موجب می شود روابط زن و شوهر مخدوش گردد، بنیاد خانواده سست شود و سرنوشت فرزندان به خطر افتد

بیانات آیت الله خامنه ایی

وقتي بنياد خانواده سست شد ، وقتي که محدوديت هاي قانوني به کناري رفت ، بي بندوباري جنسي شد، پدر و مادر به خانه بي علاقه شدند، نسل از طهارت و پاکي خودش افتاد ، اين خطر بزرگ نسل هاي آينده را تهديد مي کند.

امروز يكى از بزرگترين بلاهايى كه گريبان كشورهاى غربى را به‌شدت گرفته و آنها را به وضعيت نامطلوب شديدى دچار كرده، مسأله‌ى خانواده است. لذا هر مردى كه شعار خانواده بدهد، از نظر غربيها و بخصوص از نظر زنان در غرب، يك فرد مطلوب و يك مرد محبوب است. چرا؟ چون از تزلزل بنياد خانواده رنج مى‌برند، به خاطر اين‌كه متأسفانه غرب، خانواده، يعنى كانونى را كه براى مرد و زن و بخصوص براى زن محيط امن و آرامش است، از دست داده است. بسيارى از خانواده‌ها متلاشى شده‌اند. بسيارى از زنان تا آخر عمر تنها زندگى مى‌كنند. بسيارى از مردان، زن مورد علاقه و مورد نظر خود را نمى‌يابند و بسيارى از ازدواجها در اولين سالهاى پيدايش از بين مى‌رود.31

 

اگر مرد و زن در غير از محيط خانواده ، در محيط اجتماع ، تحصيل ، کار و محيط هاي غير قانوني به لذت جنسي خود سرگرم و مشغول شوند، بزرگ ترين ضايعه اي که به وجود مي آيد اين است که يک پيوند قوي ميان زن و مرد و ميان خانواده منقطع شده، از بين مي رود.

در جامعه اگر فساد بود، خانواده ضعيف مي شود و اگر خانواده قوي بود، فساد در جامعه زمينه ي رشد پيدا نمي کند. اين يکي از مهم ترين انگيزه هاي اسلام است براي اين که در سطح جامعه بي بند وباري جنسي و بر آمدن شهوات به صورت آزاد و بي قيد و شرط وجود نداشته باشد.

محيط خانواده وقتي در تهديد قرار گرفت يقينأ فساد جنسي و رواج بي بند و باري جنسي در جامعه را نسبت به خانواده دارد. وقتي محيط خانواده تهديد شد و سست گرديد، نسل هاي آينده، نسل هاي غير قابل اعتمادي خواهند شد.

خانواده، محل آسايش انسان است. هيچ انساني، بدون داشتن يک خانواده ي آسوده و آرام و راحت، مزه ي زندگي و طعم واقعي حيات انساني را نخواهد چشيد .32

9- ابتذال

يكى از پيامدهاى سوء و ناگوار بدحجابى و ابتذال در پوشش، ايجاد اختلالات روانى در فرد و جامعه مى‏باشد، بعضى از زنان بر اساس نياز ذاتى و فطرى خود براى جلب رضايت محيط به خودآرائى و جلوه‏گرى پرداخته، فكر و انديشه خود را خواسته يا ناخواسته در بعد تمايلات و تخيلات پوچ، محدود مى‏كنند. پوشش ناقص زن در جامعه فشارهاى جبران‏ناپذيرى بر روان، اعصاب و شخصيت او وارد مى‏سازد چرا كه او در اين حالت خود را در معرض پاسخ گوئى به تهاجم نظرها و افكار مختلف مى‏بيند و از محقق ساختن شخصيت خود عاجز مى‏ماند، در اين صورت يا به سوى بى‏تفاوتى و بى قيدى كشيده مى‏شود و يا به تخيلات و اعمال نامناسب دست مى‏زند، كه در هر دو صورت خود و اطرافيانش را از نظر روانى، عقلانى و فرهنگى در معرض سقوط قرار مى‏دهد

بدحجابى منشأ پاره‏اى از رذايل اخلاقى در باطن فرد مى‏گردد، »ابتذال در لباس«، »ابتذال در اخلاق« مى‏آورد و »مدپرستى«، »هواپرستى« را در پى دارد، چه بسيار افرادى كه به علت ابتذال در پوشش، دچار بيمارى‏هاى كبر و غرور و عجب و ريا... مى‏گردند وچه بسيار كسانى كه به خاطر مد پرستى كه منشأى جز هواپرستى ندارد، در دام انواع مفاسد و معاصى گرفتار مى‏آيند.

 هر قدر زن از شخصيت معنوى و زيبائى‏هاى درونى برخوردار باشد، به همان ميزان خود را از به نمايش گذاشتن زيبائى‏هاى ظاهرى و جسمانى و خودنمايى و تن‏آرائى بى نياز مى‏بيند و همان‏گونه كه حجاب رمز پاكى و بازيابى شخصيت زن مسلمان است، چنين زنى ديگر در خود كمبودى احساس نمى‏كند و ارزش خويش را در تن‏آرائى و خودنمايى و لباس‏هاى رنگارنگ و حركات هوس‏انگيز نمى‏داند.

در مقابل زنان فاقد شخصيت و بدحجابى كه به نمودهاى ظاهرى و تجمل و تنوع مى‏پردازند و به سراغ اسباب آرايش و زيورآلات جالب‏تر و كفش و لباس شيك‏تر مى‏پردازند، از آن قشر زنانى هستند كه از سرمايه‏هاى معنوى محرومند و جمال معنوى، براى آنان نامفهوم است، اينان، كمبود خويش را بدين گونه جبران مى‏كنند و عطش شخصيت‏يابى را از اين طريق فرو مى‏نشانند

 

بیانات آیت الله خامنه ایی

اگر ارتباط بى‌قيد و شرط و بى‌بندوبارى در روابط زن و مرد وجود داشته باشد، اين موجب فساد خواهد شد. اگر به صورت افراطى به شكل مدپرستى درآيد، اين به فساد خواهد انجاميد. اگر اين مقوله‌ى زيباسازى و رسيدن به سر و وضع و لباس و امثال اينها، مشغله‌ى اصلى زندگى شود، انحراف و انحطاط است، مثل اين‌كه در دوره‌ى طاغوت، آن خانمهاى اعيان و اشراف، پشت ميز آرايش مى‌نشستند. فكر مى‌كنيد چند ساعت مى‌نشستند؟ شش ساعت! اين واقعيت دارد و ما خبرهاى دقيق داشتيم كه شش ساعت مى‌نشستند! يك انسان، اين مدت براى آرايش صرف وقت كند كه مى‌خواهد مثلا به عروسى برود و موى سرش را، يا صورتش را اين‌طورى درست كند! اگر كار به اين شكل درآيد، انحراف و انحطاط است، اما فى‌نفسه، رسيدن به سر و وضع و لباس، بدون اين‌كه در آن خودنمايى و تبرج باشد، عيبى ندارد.33

10- چشم و هم  چشمي

پديده چشم و هم چشمي از جمله  نابهنجاري هايي است كه در ميان مردم و به خصوص زنان به شكل گسترده وجود دارد و بيشتر افراد دست كم در موردي و يا زماني گرفتار اين نابهنجاري اجتماعي شده اند.  مولفه هاي اساسي چشم و هم چشمي را مي بايست در تظاهر، رقابت، احساس خودكم بيني و ارضاي آن به اشكال مادي و ظاهري و مانند آن دانست.

چشم و هم چشمي به اين معناست كه فرد به بلوغ فكري كامل نرسيده است. در واقع چنين فردي ضعف دروني خود را با ظواهر بيروني جبران مي كند، اما در نهايت هيچ گاه راضي نمي شود

عدم اعتماد به نفس نقش مؤثري در شكل گيري پديده چشم و هم چشمي دارد  فردي كه چشم و هم چشمي مي كند ، به دليل احساس كهتري و حقارتي كه دارد ، مي خواهد در انجام كار يا زمينه اي از ديگران بهتر باشد و سعي مي كند به نوعي سرپوشي بر اين احساس بگذارد ، به همين خاطر خود را توانمندتر و بهتر از آنچه كه هست ، قلمداد مي كند. در حالي كه انسان بايد به دنبال تأمين نيازهاي طبيعي خود باشد و در حد طبيعي هم براي تأمين آنها تلاش كند.

بیانات آیت الله خامنه ایی

بر خلاف آن چه در تفکر عرف جا افتاده است، اين مسئله هم از جانب زن و هم از سوي مرد پيش مي آيد. تنها نتيجه اين اخلاق، ايجاد اختلافات زناشويي است. در صورتي که راه پيشگيري از اين بيماري خيلي آسان تر است.  طبق نظريه قرآن، مؤمن آن است که به تمام تجملات و چشم و هم چشمي ها و اسراف ها پشت پا مي زند. سادگي اساس دين و شيوه بزرگان اخلاق بوده است. برخي همسران پيوسته زندگي ديگران را به رخ همسر مي کشند و با اين وسيله او را تحقير مي کنند. زن و شوهر موظفند براي حفظ روابط صميمانه و مهر آميز، يک بار و براي هميشه دست از مقايسه هاي ويرانگر بردارند و به اين وسيله، موجبات آزردگي يا تحقير طرف مقابل را فراهم نياورند. گاه اين نوع مقايسه ها به خانواده هاي زن و شوهر نيز کشيده مي شود و هر يک از دو طرف، خانواده و بستگان خود را با بستگان طرف مقابل مقايسه مي کند  و امکانات و امتيازات آن ها را به رخ همسر مي کشد. در حقيقت اين گونه رفتارها از ضعف هاي شخصيتي دو طرف حکايت مي کند و نشان مي دهد که اين قبيل افراد هنوز به رشد و بلوغ فکري و روحي لازم نرسيده و راه و رسم زندگي مشترک را نياموخته اند.

يكي از آفتهاى محيط خانواده، چشم و هم‌چشمى، دنبال تجمّلات رفتن و رقابت و مسابقه براى زياده‏روى در مادّيات گذاشتن است.35

11- انتقام گیری و بهانه جویی

انتقام گیری، بهانه گیری و عیب جویی از مهمترین عوامل آسیب زایی خانواده و روابط زن و شوهر به شمار می آیند . طرح مکرر « دلخوری ها » ، نقاط ضعف و نارسایی ها ، ساختمان روابط زناشویی را تهدید و تخریب می کند. بنابراین در مواقع اختلاف و خطا سعی کنید همسرتان را عفو کنید ؛ نقاط مثبت او را ببینید و «کهنه قباله ها» را زنده نکنید ! همچنین سعی کنید به قول معروف از «کاه» ، «کوه» نسازید و با دیده اغماض به رفتار و گفتار یکدیگر نگاه کنید . راستی زن و شوهری که قصد آزار و اذیت یکدیگر را دارند، کانون خانواده را در چه وضعیتی قرار می دهند؟

12- سلطه گری شوهر یا زن

 خانواده ، کانون محبت  ، آزادی ، تفاهم  و مشورت است. هرگاه روش شوهر یا زن در زندگی مشترک ، سلطه جویی و سلطه گری باشد و هرکدام بخواهند نظرات خود را به اعضای خانواده تحمیل کنند، فضای خانواده به یک فضای استبدادی و نامطلوب تبدیل می شود. در چنین فضایی شوهر یا زن مرتب به دیگران دستور می دهند، امر و نهی می کنند و هنگام بروز یک رفتار نامطلوب ، اعضای خانواده را تهدید می کنند و یا اجازه صحبت به دیگران نمی دهند . این وضعیت سلامت خانواده را به خطر می اندازد و اعضای خانواده احساس حقارت می کنند. نتیجه این وضع ، سرکشی ، نافرمانی و لجاجت در رفتار اعضای خانواده خواهد بود. در چنین خانواده ای مشارکت و مشاورت معنا ندارد و شوهر یا زن تنها تصمیم گیرنده و همه کاره است . در هر صورت « مرد سالاری» یا « زن سالاری» بنیان خانواده را متزلزل می کند و موجب بروز ستیزه های خانوادگی می شود.

13- تجمل گرایی

مال‌پرستي، يکي از جلوه‌هاي برجسته دنياپرستي است و تجمل گرايي نماد بارز مال‌دوستي است.دنيا زدگي سرآغاز همه زشتي‌هاست. وقتي مال دوستي به اوج ‌رسيد و به مال‌پرستي گراييد، عامل بسياري از لغزش‌ها مي‌شود و انسان‌ها را از راه کمال باز مي‌دارد تجمل‌گرايي سبب مي‌شود فرد بيشتر از آن چه توليد مي‌کند، مصرف کند. بدين ترتيب، در سطح وسيع‌تر، جامعه‌أي که به کج راهه تجمل‌طلبي گام نهاده است، جامعه‌أي مصرف زده خواهد بود؛ يعني با مصرف شدن بيشتر منابع و امکانات آن، ديگر در توليد و سرمايه‌گذاري قدرت کافي نخواهد داشت.حسادت، رقابت، چشم و هم‌چشمی و نداشتن هدف در زندگی از عوامل موثر در گرایش افراد به تجمل‌گرایی است

بیانات آیت الله خامنه ایی

یکی از موجبات سعادت خانواده‌ها و اشخاص، این است که تقیّدات زاید و تجمّلات زیادی و پرداختن بیش از اندازه لازم به امور مادی، از ندگی‌ها دور شود. لااقل بخش اصلی زندگی محسوب نشود. یک چیز حاشیه‌ای، یک کنار باشد. زندگی را از اوّل باید ساده برداشت و محیط زندگی را باید محیط قابل تحمّلی کرد

ساده زندگی کردن منافاتی با رفاه هم ندارد. آسایش هم که اصلاً در سایه ساده زندگی کردن است.»

يكي از آفتهاى محيط خانواده، چشم و هم‌چشمى، دنبال تجمّلات رفتن و رقابت و مسابقه براى زياده‏روى در مادّيات گذاشتن است. 36 

اسیر تجمّلات و تشریفات و چشم و هم‌چشمیها نشوید. خودتان را در دام مسابقة  مادی در امر زندگی نیندازید. هیچ کس در این مسابقه، خوشبخت و کامیاب نمی‌شود. این ظواهر زرق و برق دار زندگی شخصی، اینها هیچ کدام انسان را نه خوشبخت می کند، نه دلشاد و راضی می‌کند، اصلاً انسان هر چه گیرش می آید، باز چیز بیشتری را می‌خواهد. در حسرت یک چیز بهتری است. در شرع مقدس هست – العفاف و الکفاف- به همان زندگی که بشود گذراند و انسان محتاج کسی نباشد و در عسرت نباشد، این جور پیش ببرید.37

 

به اعتقاد من، گرایش به سمت مدگرایی و تجمل گرایی و تازه طلبی و افراط در كار آرایش و نمایش در مقابل مردان، یكی از بزرگترین عوامل انحراف جامعه و انحراف جوانان ماست. در مقابل اینها، خانمها بایستی مقاومت كنند.

 

غربی ها برای این كه از زن، آن چنان موجودی به وجود بیاورند كه مورد نظر خودشان است، محتاج این هستند كه دائما مد درست كنند و چشمها و دلها و ذهنها را به همین چیزهای ظاهری و كوته نظرانه مشغول كنند. كسی كه به این چیزها مشغول شد، كی به ارزشهای واقعی خواهند رسید؟ مجال پیدا نمی كند برسد. زنی كه در فكر باشد از خود وسیله ای برای جلب مردان بسازد، كی فرصت این را پیدا خواهد كرد كه به طهارت اخلاقی فكر كند و بیندیشد؟ مگر چنین چیزی ممكن است؟ آنها این را می خواهند. آنها مایل نیستند كه زنان جوامع دنیای سوم، دارای فكر روشن و آرامانخواه باشند؛ خودشان دنبال هدفهای بزرگ حركت كنند و شوهر و فرزند خود را هم حركت بدهند. زنان جوان در جامعه ی ما باید خیلی مراقب باشند، تا این كمند ناپیدای بسیار خطرناك فرهنگ و تفكر غربی را بشناسند؛ از آن پرهیز كنند و جامعه زنان را از آن جدا و برحذر بدارند.38

 

 

ارجاعات

1-      مجله طوبی شماره 24

2-      کتاب مطلع عشق-خانواده سالم در نگاه رهبر معظم انقلاب

3-      بيانات در همايش بزرگ خواهران در ورزشگاه آزادى به مناسبت جشن ميلاد كوثر 30/07/1376

4-      بیانات مقام معظم رهبري پیرامون خانواده به مناسبت روز ملی خانواده

5-      خطبه عقد مورخة 6/10/1372

6-      معارف و معاریف ج1 ص373

7-      بيانات در ديدار رئيس و مديران سازمان صدا و سيما 11/09/1383

8-       بيانات در اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدس رضوى 01/01/1376

9-      معراج السعاده  ص275 ـ ملا احمد نراقی (ره) ـ تهران / انتشارات دهقان( بی تا).

10-  حشر / 9

11-  معانی الاخبار ـ ص 268

12-  حدید/20

13-  انعام / 130

14-  اعراف / 32

15-  كتاب اخلاق در قرآن / ص 216تا 228 - محمد تقی مصباح یزدی

16-  بیانات در ديداربا رئيس جمهوري و اعضاي هيئت دولت 1387 6 2

17-  بيانات در خطبه‌هاى نماز عيد فطر 15/09/1381

18-  بيانات در اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدس رضوى 01/01/1376

19-  پيام به ملت شريف ايران، به مناسبت حلول سال نو01/01/1377

20-  پيام تبريك به مناسبت جشن ازدواج يك هزار زوج دانشجوى دانشگاههاى تهران 24/11/1387

21-  گناهان کبیره/ شهید آیت‌الله دستغیب ص100

22-   پيام به مناسبت آغاز سال جديد 1375 1 1

23-  بيانات در خطبه هاي نماز عيد سعيد فطر 1372 1 4

24-  بيانات در ديدار اقشار مختلف مردم در “صحن امام خميني” حرم حضرت علي بن موسي الرضا(ع) 1374 1 3

25-  پيام به مناسبت حلول سال 1371 هجري شمسي 71 1 1

26-  بيانات در ديدار گروهي از زنان به مناسبت فرخنده ميلاد حضرت زهرا (س) و “روز زن 1371 9 25)

27-  پيام نورزي به مناسبت حلول سال جديد 1374 1 1

28-  يانات در خطبه‌هاى نماز عيد فطر 15/09/1381

29-  بيانات در ديدار گروهى از زنان، به مناسبت فرخنده ميلاد حضرت زهرا(س) و «روز زن» 25/09/1371

30-   بيانات در ديدار وزير، مديران و كاركنان وزارت اطلاعات 13/07/1383

31-   بيانات در همايش بزرگ خواهران در ورزشگاه آزادى به مناسبت جشن ميلاد كوثر 30/07/1376

 

32-  شمیم یاس شماره 26

33-  بيانات در ديدار با فرماندهان عالى‌رتبه‌ى نيروهاى نظامى و انتظامى، و اعطاى آيين‌نامه‌ى انضباطى نيروهاى مسلح به رئيس ستاد فرماندهى كل قوا 22/10/1369

34-  احزاب ایه 33

35-  بیانات مقام معظم رهبري پیرامون خانواده به مناسبت روز ملی خانواده

36-  خطبه عقد8/03/1372

37-  خطبه عقد 20/07/1377

38-  بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با جمع كثیری از پرستاران، به مناسبت میلاد حضرت زینب كبری علیها السلام و روز پرستار، 22/8/1370

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 17:16  توسط دکتر مرتضایی  | 

 

تفاوت زنان ومردان با یکدیگر و تاثیر آن دراخلاق خانواده

مهترین عامل در داشتن یک زندگی سالم شناخت تفاتهای مختلف زن و مرد با یکدیگر است  شناخت این تفاوتها در حل مسایل وپیشرفت زندگی بسیار تاثیر گذار است وقتی زنان و مردان تفاوت های همدیگر را بپذیرند ، به جای مقاومت در برابر یكدیگر و یا تلاش برای تغییر دادن افكار و رفتار همسر،  به نقطه ای می رسند كه همكاری متقابل و همدلی را بهترین شیوه ارتباطی برای یك زندگی موفق می یابند.

اقتضاى وجودى هر كدام از زن و مرد، در نظام حكيمانه آفرينش و خلقت نوعى خاص و داراى ويژگيهائى است و ساختمان وجودى هر كدام عملكرد وظيفه ، مسئوليت و زيبائى خاص را ا قتضا مى كند تا هر دو جاى خويشتن را در واحد جهان به نحو احسن پر كنند و (نظام احسن ) جهان عرضه و ارائه شود.

بديهى است كه زن و مرد از جهات بسيارى مساوى ، اما مانند هم نيستند و در بسيارى از امور، تفاوتهاى فراوانى دارند .

زن و مرد از تفاوتهاى لطيف و زيباى روحى برخوردارند كه اگر اينها نبودند اين دو موجود نمى توانستند كامل گردند زيرا آنان مكمل يكديگرند و هر كدام بدون ديگرى ناقص است

تفاوتها، رمز نازها و نيازها هستند اين تفاوتهاى زيبا است كه نتايجى زيبا به بار مى آورد و عامل جذبه ها، كشش ها و كوشش ها مى گردد. اگر تفاوت هاى متناسب ميان زن و مرد نبود، تنوع و جذب و انجذاب ، در زندگى اين دو، مفهومى نداشت . و به يك زندگى سرد و بى روح مبدل مى گشت .

 زن و مرد به خاطر اختلاف جنیست، نیازهای متفاوتی دارند ، این نیازها نشأت گرفته از فطرت هر کدام آنهاست ،این نیازهای متفاوت  مکمل  یکدیگری است. نیازهای زن از روحیه زنانگی او سرچشمه می گیرد و نیازهای مرد از روحیه مردانگی او سرچشمه می گیرد ، گاهی زن و مرد به این نکته توجه ندارند ، نیاز متقابل همدیگر را نمی شناسند و برآورده نمی کنند . این امر موجب اختلافات و مشاجرات و عدم سکون و آرامش در کنار یکدیگر خواهد شد. لذا زن و مرد اولاً این اختلاف جنسیت را باید بپذیرند ثانیاً با توجه به این اختلاف جنیست نیازهای یکدیگر را بشناسند و ثالثاً پس از شناسایی سعی بر ارضاء نیازها همسر خود نماید.

بعضی از نیازهای زن و مرد با توجه به جنسیت آنها متفاوت است.گاهی اوقات باید نیازهای خود را با صمیمیت به همسر خود بازگو کنند.

مرد باآگاه کردن همسرنسبت به نیازهای طبیعی خود، به او کمک کرده تا بتواند نیازهای اورا برآورده کند.

« زن نیز باید نیازها و احساساتش را به همسرش بشناساند چون مرد قادر به خواندن زن نیست. با بیان احساسات، همسران اطمینان خاطر پیدا می کنند و وحشت طرد شدن را کنار می گذارند.

در اینجا به بررسی مهمترین اقسام تفاوتها می پردازیم

تفاوت درساخت و عملكرد اعضا و دستگاه های بدن زنان و مردان

ویژگی های ساخت و عملكرد اعضا و دستگاه های بدن زنان و مردان متفاوت است. این تفاوت طوری است كه مردان را برای زندگی فعال و پرجنب وجوش، و زنان را برای زندگی آرام آماده می كند.

جنس زن براي انجام وظايف متفاوتي با مرد آفريده شده و به همين دليل احساسات متفاوتي دارد. قانون آفرينش، گرمي كانون خانواده و پرورش نسل‏ ها را بر عهده او گزارده به همين دليل سهم بيشتري از عواطف و احساسات به او داده است. در حالي كه وظايف خشن و سنگين اجتماعي بر عهده جنس مرد گذارده شده و سهم بيشتري از دورانديشي به او اختصاص يافته. بنابراين اگر بخواهيم عدالت را اجرا كنيم بايد پاره‏ اي از وظايف اجتماعي كه نياز بيشتري به انديشه و مقاومت و تحمل شدائد دارد بر عهده مردان و وظايفي كه عواطف و احساسات بيشتري را مي‏ طلبد بر عهده زنان گزارده شود.

تفاوتهای کلامی زنان ومردان

زنان درمكالمات سؤالات بیشتری می پرسند. آنها سؤال كردن را راهی برای ادامه گفت و گو می دانند . در حالی كه مردان پرسیدن را راهی برای كسب اطلاعات بیشتر می دانند . مردان كمتر دوست دارند سؤالات شخصی را مطرح كنند آنها فكر می كنند كه اگر همسرم قرار است چیزی به آنها بگوید خواهد گفت . زنان نیز فكر می كنند اگر سؤال نكنند شوهرشان فكر می كنند آنها بی تفاوت هستند. مردان سؤالاتِ زیادی را نشان دهنده ی كنجكاوی بیجای سؤال كننده می دانند ؛ در حالی كه زنان آن را بیانگر ارتباط قوی و صمیمی زوجین می دانند.

تفاوت ها در زمينه شيوه ارتباطى

 زن و مرد از دو شيوه ارتباطى متفاوت استفاده مى كنند. اغلب مردها بر اين باورند كه وقتى كسى مسئله اى را با آن ها در ميان مى گذارد ، انتظار دارد كه مسئله اش حل شود و به همين دليل، بى درنگ راه حل ارائه مى دهند. از سوى ديگر، اغلب زن ها معتقدند كه در ميان گذاشتن مسائل خود با ديگران راهى براى پيوند و رسيدن به احساس حمايت است، حتى  اگر مسئله آن ها لاينحل باشد. بى توجهى به اين موضوع، اغلب ايجاد ناراحتى مى كند: زن از مسائلش شكايت مى كند و مرد راه حل نشان مى دهد. در اين شرايط، هرگز عجيب نيست اگر زن احساس كند كه همسرش به صحبت هاى او گوش نمى دهد، مرد هم به اين نتيجه برسد كه زنش تنها قصد شكايت دارد; زيرا هرگز به راه حل هاى پيشنهادى او توجه نمى كند.

 

وقتى از زمينه ارتباطى همسر خود بى اطلاع هستيم، اغلب به اشتباه فرض را بر اين مى گذاريم كه همسر ما از زمينه اى مشابه ما برخوردار است. اما اين تصور به روشنى مسئله ساز مى شود.

اما زوجى كه از تفاوت زمينه هاى ارتباطى زن و مرد آگاهند ، گرفتار اين سوءبرداشت از ارتباط نمى شوند; زيرا زن و مرد هر دو از مطلبى كه ديگرى مخابره مى كند اطلاع دارند. وقتى شما و همسرتان از تفاوت هاى موجود در زمينه ارتباطى يكديگر آگاه باشيد، اين تفاوت ها بسيار كمتر توليد اشكال مى كنند و به زندگى علاقه و تنوّع بيشترى مى بخشند.1

«زمينه ارتباطى» هر فرد در حكم عينكى است كه از پشت آن به همه اتفاقاتى كه در زندگى رخ مى دهد، نگاه مى كند. اگر بداند كه او و همسرش از چگونه لنزهايى استفاده مى كنند، به راحتى مى توانند ميان واقعيت ها و برداشت خود از واقعيت ها تميز قايل شوند.

بهترين راه براي شناخت نحوه ي ارتباط بر قرار کردن طرف مقابل ، صحبت کردن صحيح با يکديگر است. صحبت کردني که در آن هر دو نفر شنونده ي حرف هاي يکديگر باشند و سعي کنند شرايط طرف مقابل را درک کنند.

و راه ديگر هم آشنايي هر کدام از همسران با روان شناسي طرف مقابل است که به شناخت او کمک بيشتري مي کند.

احساسات متفاوت 

زن و مرد، در احساس ها و طرز برداشتها از حقايق و واقعيات متفاوتند تا آنجا كه در چگونگى عشق و علاقه به يكديگر كاملا تفاوت دارند با اينكه جذب و انجذاب طرفينى است ، معذلك نوع علاقه شان به يكديگر مانند هم نيست .

معمولا زن ، هنگامى احساس شكست مى كند كه مرد او را دوست نداشته و او نتوانسته است محبوب واقع گردد، در صورتى كه مرد، موقعى احساس  شكست مى كند كه زن و همسر دلخواهش را نيافته يا پس از يافتن نتوانسته است او را در اختيار داشته باشد.

تفاوت هاى روحی و روانى 

ويژگيها و تفاوتهاى زن ومرد موجب می شود كه هر دو مطلوب و طالب و معشوق و عاشق يكديگر باشند و هر كدام به شيوه مخصوص به خود، در مقام جذب ديگرى و آرامش جوئى از او برآيند.

اين جذب و انجذاب تنها از طريق غريزه جنسى و اقناع آن نيست ، كه بالاتر از آن و با شكوه تر از آن مى باشد. ویژگی طبیعی و فطری زن بر « ناز» است و مرد بر « نیاز» و ترکیب این دو چه زیبا و مستحکم می‏باشد.

شهید مطهری در بیان این ویژگی روحی و روانی زن و مرد می‏گوید:« طبیعت، مرد را مظهر طلب، عشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. این یکی از تدابیر حکیمانه و شاهکارهای خلقت است که در غریزه مرد « نیاز و طلب» و در غریزه زن « ناز و جلوه » قرار داده است ... مرد خریدار وصال زن است، نه خریدار رتبه او [نمی‏خواهد بنده بخرد]. منتهای هنر زن این بوده که توانسته مرد را در هر مقامی و هر وضعی بوده است، به آستان خود بکشاند.»(2)

آنگاه که حیا و عفاف و خویشتن‏داری زن از میان برود و بخواهد در نقش مرد ظاهر شود، اوّل به زن مُهر باطله می‏خورد ، بعد مرد مردانگی خود را فراموش می‏کند، سپس اجتماع فرو می‏پاشد.

زن توانسته مرد را به عنوان خواستگار به آستانه خود بکشاند و مردها را به رقابت با یکدیگر وا دارد و با خارج کردن خود از دسترس مرد ، وضعی رمانتیک به وجود آورد. مجنون‏ها را به دنبال لیلی‏ها بدواند و آنگاه که تن به ازدواج با مرد می‏دهد، هدیه و پیشکشی از او به عنوان نشانه صداقت دریافت دارد.  زن همیشه مرد را می‏ساخته و مرد اجتماع را. آنگاه که حیا و عفاف و خویشتن‏داری زن از میان برود و بخواهد در نقش مرد ظاهر شود، اوّل به زن مُهر باطله می‏خورد ، بعد مرد مردانگی خود را فراموش می‏کند، سپس اجتماع فرو می‏پاشد.(3)

 نقش هر یک از زن و مرد در مسئله عشق ناهمگون نقش دیگری است. عارفان این قانون را به سراسر هستی سرایت می‏دهند. می‏گویند قانون عشق و جذب بر سراسر موجودات و آفریده‏ها حکومت می‏کند ، با این تفاوت که موجودات و مخلوقات از لحاظ اینکه هر آفریده‏ای وظیفه خاصی را باید ایفا کند ، متفاوتند. سوز در یک جا و ساز در جای دیگر قرار داده شده است. قانون خلقت، جمال و غرور و بی‏نیازی را در زن و نیازمندی، طلب، عشق و تغزل را در مرد قرار داده است. ضعف زن در مقابل نیرومندی مرد به این وسیله تعدیل شده است.(4)

 اینکه اولیای دین به زنان دستور پوشش و حفظ حریم و دوری از آمیختگی و همنشینی‏های دوستانه بین زن و مرد داده‏اند ، نیز حفظ حریم در رفتار و گفتار را لازم شمرده‏اند، برای این است که عرضه زن و زیبایی‏هایش در جامعه، بی‏ضابطه، ارزان و به وفور نباشد و مردها جز با پرداخت ارزش و بهای مناسب و در چارچوب‏های مشروع نتوانند از زیبایی‏های زن بهره گیرند تا هر گاه با زنی ازدواج کردند ، قدر او را بدانند و در استواری ازدواج بکوشند. حتی در دستورهای تربیتیِ دینی، به حفظ ناز در زن و پروردن نیاز در مرد توجه شده است.

 ویلیام جیمز فیلسوف معروف آمریکایی می‏گوید:

حیا و خودداری ظریفانه زن غریزه نیست بلکه دختران حوّا در طول تاریخ دریافتند که عزت و احترام‏شان به این است که به دنبال مردان نروند [و ندوند] ، خود را مبتذل نکنند و از دسترس مرد خود را دور نگه دارند. زنان این درس‏ها را در طول تاریخ دریافتند و به دختران خود یاد دادند.(5)

شهید مطهری این حالت را هماهنگ با طبیعت زن در جهت حرمت او ارزیابی کرده و می‏گوید:در روایات اسلامی وارد شده که مرد از زن پر تمایل تر نیست، بلکه بر عکس است لکن زن از مرد در مقابل تمایل خود، تواناتر و خوددارتر آفریده شده است. این خصوصیت همواره به زن فرصت داده است که دنبال مرد نرود و زود تسلیم او نشود و بر عکس مرد را وادار کرده است که به زن اظهار نیاز کند و برای جلب رضای او اقدام نماید ... جنس نر همواره حالت و نقش متقاضی را داشته، نه جنس ماده و جنس ماده همواره از خود نوعی بی‏نیازی و استغنا نشان می‏داده است ... (6)

طبیعت زن را به عنوان مظهر « ناز» و مرد را به عنوان مصداق « نیاز » آفریده ، در رفتار زناشویی حفظ این روحیه، سبب شیرینی و لذت زندگی است.

تفاوت در برخورد با فشارهای عصبی و روحی

ازجمله تفاوت های عمده زن و مرد نحوه برخورد آنها با فشارهای عصبی و روحی است . مردها در برخورد با فشارهای عصبی و روحی بیشتر گوشه گیر شده و در خود فرو می روند ؛ در صورتی که زن ها به هیجان آمده مسئله را برای  دستیابی به آرامش  و حالت عادی  مطرح می کنند. ، مرد در جهت حل مسئله می کوشد ، و زمانی که مسئله حل شد از لاک خود بیرون می آید . ولی زن بیشتر نیاز به همدردی دارد مردان علاقه مندند مسائل شان را به تنهایی حل نمایند ؛ لذا سعی می کنند مشکلاتشان را برای کسی مطرح نکرده و صحبتی از آن به میان نیاورند مگر آنکه موضوع محتاج کارشناسی و تخصص باشد. زیرا معتقدند وقتی کسی قادر به انجام کاری است این نشانه ضعف است که از دیگران کمک بخواهد و البته زمانی که به کمک احتیاج داشته باشند سعی می کنند با شخص مورد اعتماد مشورت کنند . به اعتقاد آنها گفت و گو در مورد مسئله با کسی ، به معنای درخواست کمک و یاری است. بنابراین زن ها باید متوجه باشند موقعی که مرد درخواست یاری ننموده است راهنمایی و گوشزدهای زن ممکن است برای مرد مداخله محسوب شود و اعتماد به نفسش را جریحه دار کند ، در صورتی که زن ها دوست دارند در مواقع ناراحتی با کسی حرف بزنند. زن ها روابط حمایتی را جستجو می کنند. زن ها رابطه گرا هستند و مردها هدف گرا.

  وقتی مرد خسته از کار روزانه به خانه بر می گردد به  آرامش  و استراحت نیاز دارد بنابراین به اخبار گوش می کند یا روزنامه می خواند و یا مسابقه فوتبال تماشا می کند. خواندن روزنامه و یا گوش کردن به اخبار وسیله ای برای فراموش کردن مشکلات زندگی مرد است،اگر زن با حالات روحی مرد آشنا باشد روزنامه خواندن مرد را بی اعتنایی نسبت به خود تلقی نمی کند. گاهی اوقات روزنامه خواندن آقایان برای خانم ها غیر قابل تحمل می شود

مرد، پناهگاه است و زن آرامش بخش 

زن علاوه بر ويژگيهاى خود و علاوه بر غرائز گوناگون ، آرزو دارد كه در پناه مردى قرار گيرد و آن مرد هم مخصوص به او باشد. به همين جهت از هنر دلبرى برخوردار است و در صدد صيد قلب مرد برمى آيد و اگر داراى اين خصيصه روحى و هنر نبود نمى توانست دل مرد را شكار كند و تسخير نمايد، اين خصيصه يك ويژگى زنانه است و از او زيبا.

مرد علاوه بر غرائز مختلف ، دوست مى دارد كه قهرمان باشد و او را به اين جهت بپذيرند، و نيز مرد در طوفان هاى زندگى ، به آرامش دل و نيروئى كه او را راحتى جان ببخشد، نيازمند است كه اين هر دو نياز، به وسيله زن ، رفع مى گردد و آفرينش با حكمت و تدبير، همه اين تفاوت ها نبود و اگر مرد حالت زنانه داشت ، نمى توانست قهرمان زندگى زن باشد و اگر زن همچون مردان بود هرگز قادر به تسخير دل مرد نمى گشت

بیانات آیت الله خامنه ایی

طبيعت زن و مرد، هر كدام ويژگى‌اى دارد. در داخل خانواده، كار و روحيات مرد را نبايد از زنان توقع كرد، روحيات زن را هم در خانواده نبايد كسى از مرد توقع كند. هر كدام يك خصوصيات طبيعى و روحى دارند كه مصلحت بشر، مصلحت جامعه، مصلحت نظام اجتماعى زن و مرد اين است كه روحيات و خصوصيات مرد وزن در تعامل اينها در داخل خانواده دقيقا رعايت شود، كه اگر رعايت شد، هم اين خوشبخت است و هم آن. اما كسى به كسى حق ظلم كردن، زور گفتن و استخدام كردن ندارد. بعضى از مردان خيال مى‌كنند كه زن وظيفه دارد همه‌ى كارهاى مربوط به آنها را انجام دهد. البته در محيط خانواده، زن و مردى كه به هم علاقه دارند، با كمال ميل و شوق، كارها و خدمات يكديگر را انجام مى‌دهند، اما انجام دادن از روى ميل، غير از اين است كه كسى احساس كند، يا اين طور عمل كند كه گويا وظيفه‌ى زن است كه بايد مثل يك مستخدم، خدمت مرد را به آن شكل انجام دهد. چنين چيزى در اسلام وجود ندارد. 7

خدای متعال طبیعت زن را ظریف قرار داده است. بعضی از انگشت‏ها خیلی درشت و گنده هستند و برای کندن یک سنگ از زمین خیلی خوبند، اما اگر بخواهند یک جواهر خیلی ریز را لمس کنند، معلوم نیست بتوانند بردارند.

اما بعضی انگشت‏ها ظریف و باریک اند، آن سنگ را نمی‏توانند بردارند، اما آن خرده جواهر و خرده طلا را می‏توانند از روی زمین جمع کنند. زن و مرد این طورند. هر کدام یک مسؤولیتی دارند. نمی‏شود هم گفت کدامیک مسؤولیتش سنگین‏تر است. مسؤولیت هر دو سنگین است. هر دو لازم است.

روح زن چون لطیف‏تر است، احتیاج به آرامش بیشتری دارد. او نیاز به آسایش و تکیه به جای مطمئن دارد. این تکیه گاه کیست؟ او شوهر است. کنار هم قرار داده است. 8

علامه طباطبایی در مورد سکون و آرامش زن و مرد در کنار یکدیگر می فرماید:« آفرینش انسان به صورتی است که زن و مرد در ساختمان طبیعی بدن، مکمل یکدیگرند و هر یک به تنهایی ناقص و محتاج دیگری است. این نیاز و احتیاج موجب می شود که زن و مرد به سوی یکدیگر حرکت کنند و بدین طریق، سکونت و آرامش یابند. 9

تکیه گاه  بودن مرد ولطافت و ظرافت زن

اسلام مرد را قوّام و زن را ریحان می‏داند. این نه جسارت به زن است، نه جسارت به مرد. نه نادیده گرفتن حق زن است و نه نادیده گرفتن حق مرد، بلکه، درست دیدن طبیعت آن‏هاست. ترازوی آن‏ها هم اتفاقاً برابر است، یعنی وقتی جنس لطیف و زیبا و عامل آرامش و آرایش معنوی محیط زندگی را در یک کفه می‏گذاریم، و این جنس مدیریت و کارکرد و محل اعتماد و اتکا بودن و تکیه گاه بودن برای زن را هم در کفه دیگر ترازو می‏گذاریم، این دو کفه با هم برابر می‏شود. نه آن بر این ترجیح دارد و نه این بر آن.

شراکت و رفاقت زن و شوهر

مرد براى پيدا كردن آرامش، به زن در محيط خانواده احتياج دارد، زن هم براى يافتن آرامش، به مرد در محيط خانواده نيازمند است ... هر دو براى سكون و آرامش، به هم احتياج دارند.

ما دیده بودیم که گاهی مرد، زن را موجود درجه دو حساب می‏کرد! اما موجود درجه دو نداریم. هر دو مثل هم هستند. هر دو از حقوق برابری در زمینه امور زندگی ـ مگر در جاهایی که خدای متعال بین زن و مرد فرقی گذاشته که آن هم روی مصلحتی است و به نفع مرد و به ضرر زن هم نیست ـ برخوردارند. باید مثل دو نفر شریک، مثل دو نفر رفیق، در خانه با هم زندگی کنند.  10

زن و مرد نیازهایی نسبت به یکدیگر دارند ، هر گاه این نیازها بوسیله ی دیگری برآورده شود ، در کناریکدیگر به آرامش می رسند.

تفاوت نقش های  زن ومرد در خانواده 

مردوزن هركدام برا‌ي كارخا صي ونه برا‌ي هدف واحدي آفريده شده‌اند. ساختار جسمي وعقلي مادي و معنوي و رسالت‌هاي سپرده شده به هريك ازاين دو، با هم فرق دارد.زن ومردشبيه بدن انسان اند كه ازاعضايي متعدد تركيب يا فته است وهرعضوي درادامه‌ي حيات انسا ن داراي نقش است واختلال هرعضوي كل حيات رابه اختلال مي‌كشد. لذا نمي‌توانيم قلب را مهمترازمغزيامغز رابا اهميت ترازكبد ويا كبد را مهمترازشش بدانيم. زيرا نبودهرعضوي ازاين اعضا بمعني مرگ انسا ن وايستا يي روند زندگي انسان است. بهمين جهت ما نمي‌توانيم نقش زن را كوچك بشماريم ويا نقش مرد را مهمترازنقش زن ارزيابي كنيم ونيز نابجا ست كه تلاش كنيم تا زن را وارد عرصه هايي ازحيات كنيم كه ويژه مردان است....زيرانقش زن مشابه نقش مردومكمل آن است وزندگي بي نيا زازنقش زن نيست.

زن ومرد مانند دو جريان مثبت ومنفي برق اند كه برا‌ي برافروختن نورحيات كنارهم قرار مي‌گيرند. اما اگراين دو ازسنخ واحد مي‌بودند واز عاطفه واحد‌ي برخوردار مي‌بودند وويژگي هايي رسالت اجتماعي وانساني كه از آنان انتظار مي‌رفت، سرافراز برايند.

با وجود  تفاوت ها‌ي فيزيولوژي ورواني بين زن ومرد- این تفاوت ها‌ به معني برتري مرد يا زن نيست. بلكه خداي متعال خواسته است با اين اختلافات به تحكيم وتقويت رشته محبت وسازگاري بين زن ومرد بپردازد.

ازين منظر زن به اموري درزندگي مي‌پردازد كه قابليتها و توانمندي‌ها‌ي آن را دارد و مرد نيز به ايفاي نقش‌هايي كه قابليت و استعداد آن در او موجود است، مي‌پردازد. اين تنوع و گوناگوني درايفاي نقش بوسيله مرد و زن امري است طبيعي و ضروري كه در قلمرو تشريع محدود نمي‌ماند بلكه در دايره امورتكويني نيزتوسعه مي‌يابد. لذا در تمامي نقاط هستي واجزا‌ي مادي قابل ملاحظه است. بنا براين عالم كثرت و تعدد به تنوع وتعددنيازها منجر ميگردد واين تنوع درنيازها تنوع در ايفاي نقش هارا موجب ميگردد ودرنتيجه بايدپذيرفت كه هرانساني ازقابليت واستعدادهاي ذاتي برا‌ي ايفاي نقشي برخور داراست كه به عهده او گذاشته شده است و اين قابليت ها‌ي تكويني اورا آماده‌ي انجام اين نقش مي‌سازد.

بیانات آیت الله خامنه ایی

بعضی از مسلک‏های غلط که مخصوص زن‏ها هم نیست. مردها هم گاهی همان مسلک‏ها را دنبال می‏کنند. دنبال این هستند که بگویند: نه! بیاییم اجناس این ترازو (نقش‏های زن و مرد) را جا به جا کنیم. حالا اگر این کار را بکنیم چه می‏شود؟ جز این که اشتباه می‏کنید و جز این که بوستانِ به زیبایی و نیکی پرداخته شده را خراب می‏کنید! غیر از این، کار دیگری نمی‏کنید. فواید همدیگر را می‏برید، محیط خانواده را هم بی‏اعتنا می‏کنید. زن و مرد را نسبت به هم دچار تردید و دودلی می‏کنید. آن محبت و عشقی را که مایه اصلی کار است، از دست می‏دهید.

گاهی اتفاق می‏افتد مرد در خانه نقش زن را پیدا می‏کند. زن حاکم مطلق می‏شود و به مرد دستور می‏دهد این کار را بکن، آن کار را نکن. مرد هم دست بسته تسلیم است. خب چنین مردی دیگر نمی‏تواند تکیه گاه زن باشد. زن یک تکیه گاه خوب را دوست می‏دارد.

گاهی اوقات از این طرف مرد چیزهایی را به زن تحمیل می‏کند، فرض کنید که تمام خرید و کار و سر و کله زدن با مراجعان با خانم است. چرا؟ چون من کار دارم، وقت ندارم. مبنا وقت نداشتن است! می‏گوید باید بروم اداره، کارها را باید آن خانم انجام دهد. یعنی کارهای بی جاذبه و سنگین برای زن. البته ممکن است چند صباحی سرگرمش کند، اما کار او نیست.

بعضیها از ما می‌پرسند: شما موافقید زنها بروند کار کنند؟ ما می‌گوییم : البته، ما با بیکاری خانمها مخالفیم، زن اصلاً باید کار کند. البته کار دو جور است: یکی کارِ داخل خانه و یکی کار بیرون خانه، هر دو کار است، اگر کسی استعداد دارد در کارهای مربوط به بیرون منزل، باید انجام بدهد، خیلی هم خوب است. منتها یک شرط دارد، باید جوری باشد که این اشتغال-حتی در داخل خانه- به پیوند زن و شوهر لطمه‌ای نزند.»  11

 

نگاه درست و مبتنى بر منطق به زنان، كه نيمى از جمعيت بشر را تشكيل مى‌دهند، آن هم نيمى كه اگر نگاه كاوشگر انسان بخواهد نقش آن را با نقش‌هاى ديگر مقايسه كند، خواهد ديد كه نقش اين نيم، حساس‌ترين، ظريف‌ترين، ماندگارترين و مؤثرترين نقش‌ها در حركت تاريخ انسان و در سير بشريت به سوى كمال است. خدا زن را اين‌گونه آفريده. اگر بناى آفرينش انسان و جهان را به دو بخش كارهاى ظريف و ريزه‌كارى و بخش كارهاى مستحكم - و به تعبير سازندگان بناها، سفتكارى - بگذاريم، بخش اول كه ظريف‌كارى‌ها و ريزه‌كارى‌ها و رشته رشته پروردن احساسات و عواطف بشر است، در اختيار زن است. گناه بزرگ تمدن مادى، تضعيف و گاهى به فراموشى سپردن اين نقش است. هرجا سخن از تضعيف خانواده است، نقش اين بخش مهم ناديده گرفته شده. هرجا سخن از بى‌اعتنايى به هنر مادرى و هنر تربيت فرزند در آغوش پر مهر و محبت مادر است، اين نقش ناديده گرفته شده. دنياى غرب اين جرم بزرگ را دارد كه اين نقش را تضعيف كرده و در مواردى ناديده گرفته است. بخشى از بزرگى اين گناه به اين مربوط است كه اين حركت فاجعه‌آميز را با نام «حمايت از زن» انجام مى‌دهد، در حالى كه اين حمايت از زن نيست، اين خيانت به زن و خيانت به انسان است. نقش مادر از دوران حمل و باردارى شروع مى‌شود و تا آخر زندگى انسان ادامه دارد. مردى كه به دوران جوانى رسيده يا از دوران جوانى هم عبور كرده، باز تحت تأثير عطوفت و محبت و شيوه‌هاى خاص مادرانه‌ى مادر است. اگر زنان ما از لحاظ رتبه‌ى معرفتى و بينش و معلومات، سطح خود را ارتقاء دهند، اين نقش با هيچ نقش ديگرى، با هيچ مؤثر ديگرى از مؤثرات فرهنگى و اخلاقى تا آخر قابل مقايسه نيست. يك وقت مادرى از لحاظ معرفت سطح‌اش پايين است، البته اين نمى‌تواند در دوران بزرگى اثرگذارى كند، اين گناه كم بودن معلومات يك انسان است، اين نقص تأثير مادرى نيست. مادر است كه فرهنگ و معرفت و تمدن و ويژگى‌هاى اخلاقى يك قوم و جامعه را با جسم خود، با روح خود، با خلق خود و با رفتار خود، دانسته و ندانسته به فرزند منتقل مى‌كند.  12

 

اين هنر نيست كه زن كار مردانه را تقليد كند، نه، زن يك كار زنانه دارد كه ارزش آن از هر كار مردانه‏اى بيشتر است. امروز دستهاى بشدت مشكوك موج ضد ارزشى را در دنيا به راه انداخته‏اند - كه در همه جا هست، در كشور ما هم متأسفانه در گوشه و كنار ديده ميشود - اينها ميخواهند زن را وادار كنند به اينكه بشود يك مرد! اين را كسر شأن زن ميدانند كه چرا فلان كارها را مرد ميكند، زن نكند! اين كسر شأن است؟ نگاه به اين مسأله، نگاه غلطى است. اين را عيب ميگيرند كه چرا شما ميگوئيد زن، زن است، مرد، مرد است. خوب، مگر اينطور نيست؟ شما دلتان ميخواهد كه ما بيائيم بگوئيم زن، يك مرد است، آن وقت يك مرد مصنوعى، كپى دوم مرد! اين چه افتخارى است براى زن؟ افتخار براى زن اين است كه يك زن باشد، يك زن كامل، يك مؤنث كامل. در مقام ارزشگذارى‏هاى والا اگر نگاه كنيم، اين ارزش - يك زن كامل بودن - از يك مرد كامل بودن كمتر كه نيست، در مواردى قطعاً بالاتر و بيشتر هم هست. ما چرا اين را از دست بدهيم؟ 13

 

ارجاعات

1- فرانك فينچام و همكاران، رابطه همسران، ترجمه مهدى قراچه داغى، تهران، پيك بهار، 1380، ص 47 / ص 49.)

2- نظام حقوق زن در اسلام، ص47 ـ 48

3- همان، ص234

4- همان، ص232.

5- نظام حقوق زن در اسلام، ص47.

6- همان، ص233

7- بيانات در اجتماع زنان خوزستان 20/12/1375

8- بيانات در سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) 05/05/1384

9- طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، جلد 4 صفحه 285.)

10- بيانات در سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) 05/05/1384

11- خطبه عقد 12/11/1372

12- بيانات در سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) 05/05/1384

13- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار گروه كثيرى از زنان نخبه‏ در آستانه‏ ى سالروز ميلاد حضرت زهراى اطهر (سلام‏ اللَّه عليها) 13/4/86

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 17:15  توسط دکتر مرتضایی  | 

 

وظایف اخلاقی مردان در خانواده

در نظام خانواده ، هر يک از اعضاء جايگاه خاص خود را دارند که با جايگاه ديگري متفاوت است. به اين معني که هر کدام از اين سه جايگاه مرد - جايگاه زن - جايگاه فرزند  ويژگيهايي خاص خود را دارد که با ويژگيهاي دو جايگاه ديگر فرق مي کند. شناخت جايگاه هر يک از اعضاء خانواده ، مي تواند ما را در شناخت آن عضو و برقراري بهتر ارتباط با آن عضو خانواده و در نتيجه سلامت نظام خانواده و تحقق اهداف آن ياري نمايد. در این فصل پاره ای از وظایف اخلاقی مردان ودر فصول بعدی وظایف اخلاقی سایر اعضائ در نظام خانواده مورد بررسی و تجزیه وتحلیل قرار می گیرد .

مسوول بودن مرد

مسؤ وليت مرد از اهميّت خاصّى برخوردار است ، زيرا وى عهده دار
سـرپـرسـتـى خـانـواده اسـت و در نـتـيـجـه در بـرابـر هـمـه مـسـائل و مـشـكـلات فـكـرى ، روحـى ، اخـلاقـى و اقـتـصـادى هـمـسـر و فـرزنـدان خـود مـسـؤ ول اسـت و طـفره رفتن و شانه خالى كردن از زير بار اين مسؤ وليتها و بى تفاوتى نسبت به آنها آفت بزرگى براى زندگى خانوادگى محسوب مى شود.
غـفـلت از شـنـاخت مسؤ وليتهاى گوناگون خانوادگى ، آثار زيانبار بسيارى در پى دارد و در نـهـايـت ، مـوجـب پـشـيـمـانـى و حـسـرت انسان خواهد شد. بدين جهت ، ضرورت دارد كه هر انسان پـيـوسـتـه دربـاره مـسـؤ وليـتـهـاى خـانـوادگـى خـود بـيـنـديـشـد و بـا شـنـاخـت كامل به انجام دقيق آنها همّت گمارد

مسوول بودن مرد در مقابل همسر

همسرداری برای مرد کار آسانی نیست ‏بلکه رموزی دارد که هر کس کاملا بدانها آشنا باشد میتواند همسرش را مطابق دلخواه به صورت یک بانوی ایده‏آل ‏بلکه فرشته رحمت درآورد.

زن و شوهر دو رکن بزرگ خانواده هستند لیکن مرد بدان جهت که‏آفرینش ویژه‏ای دارد و از جنبه تعقلات قوی‏تر است رکن ومسوول خانواده محسوب میشود.

خداوند مرد را به عنوان قیم و سرپرست‏خانواده شناخته‏در قرآن کریم میفرماید: مردها سرپرست زنان میباشند، زیرا خدا بعض ‏کسان را بر بعض دیگر برتری داده است. 1

چون بدین مقام شناخته شده طبعا وظائف سنگین‏تر و دشوارتری‏هم خواهد داشت. اوست که میتواند با تدبیرات عاقلانه خویش خانواده را به بهترین‏وجه اداره کند و اسباب خوشبختی و سعادت آنان را فراهم سازد و محیط خانه را همانند بهشت‏برین مرتب و منظم گرداند، و همسرش را به صورت‏فرشته‏ای در آورد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:مرد سرپرست‏خانواده‏است و هر سرپرستی نسبت ‏به زیردستانش مسؤولیت دارد.2

 امیر المومنین علیه السلام در حدیثی کوتاه ، درس بزرگی را به مردان جامعه می آموزند ، ایشان  می فرمایند: "فانّ المراة ریحانة و لیست بقهرمانه " زن  گل است نه قهرمان

این تعبیر زیبا و لطیف به مردان و شوهران می آموزد چگونه با زن که به مانند گل است باید رفتار کرد.

 در واقع آنچه انتظار می رود برخوردی ملایم همراه با مهربانی است. از کوچکترین فشار و صدمه باید پرهیز کرد. در حقیقت شما مردان حافظ و نگهبانی هستید که در مقابل زیبایی و لطافت گل باید به او رسیدگی کرده و مانع از پژمردگی اش شوید. پیامبر اسلام (ص) در حدیثی می فرمایند: هرگاه مرد به زن خود آب بنوشاند، پاداش برد.

 

ایجاد آسایش و توجه به نیازهای خانواده

 از وظایف مهم شوهر آن است كه نسبت به وسع و توان خود برای اعضای خانواده گشایش ایجاد كند . شوهر بایستی روحیه توجه به نیازهای زن و فرزندان را در محیط خانه داشته باشد و در بین كارهای خود برای رسیدگی به امور مختلف خانه برنامه ریزی كند . توجه به امور خانه از قبیل تهیه مایحتاج و خواسته های احتمالی همسر یا فرزندان از خصوصیاتی است كه هم حكایت از توجه شوهر به كانون خانواده دارد و هم در همسر اطمینانی نسبت به شوهر به وجود می آورد كه حتی در مواقع تنگدستی و مشكلات مالی او وظیفه خود می داند مراعات حال شوهر را بكند .

مرد باید برای تأمین نیازمندی های مادی و معنوی خانواده اش كوشش و فعالیت نماید. بدترین مردكسی است كه در خانه بنشیند و همسرش را برای تهیه مایحتاج خانه به كار وا دارد. مرد با معرفت، خودش را به رنج و زحمت می اندازد تا خانواده اش در آسایش و راحتی به سر ببرند. هیچوقت با خودخواهی، فقط به فکر آسایش و استراحت خودتان نباشید و نسبت به آرامش خیال خانواده تان احساس مسئولیت کنید. هرچه یک مرد زحمت و تلاش بیشتری  برای خانواده اش متحمل شود ، ارج و قرب بیشتری پیدا می کند. ولی برای اینکه همسرتان قدر زحمات شما را بداند، گاهی اوقات سختی های کارتان را برایش توضیح بدهید. ولی یادتان باشد تأمین هزینه های زندگی و ایجاد آسایش و رفاه برای خانواده، وظیفه ی شماست. بنابراین هیچوقت منت سر همسرتان نگذارید، بلکه او را متوجه کنید که به خاطر آسایش و راحتی او خیلی تلاش می کنید.

مهم بودن زن برای مرد

زن در خانواده ، جايگاه ممتازي دارد. اين جايگاه ، ويژگيهاي خاصي دارد که از ميان همه آنها ، يک ويژگي خاص موضوع بحث ماست. ويژگي ايي که زن را « محور و ستون خانواده » قرار مي دهد.

زن ، انجام دهنده کارهاي « داخلي » منزل ( آشپزي ، شستشوي البسه ، نظم وسايل درون خانه ، پاکيزه نمودن منزل و... ) است. اين کارها ، ماهيتاً اموراتي هستند که به همه اعضاي خانواده مربوط مي شوند.

همه امور داخل خانواده و حتي کنترل فرزندان و مراقبت از آنها ( چه از جنبه تغذيه ، چه از جنبه رفتار و تربيت ، چه از جنبه درس و مشق ) عمدتاً توسط زن صورت مي گيرد و اوست که عمده وقت و انرژي خود را صرف اين مسايل مي کند در حاليکه مرد امور بيرون از منزل را بر عهده دارد و عمده وقت و انرژي خود را بيرون از منزل به کار ميگيرد و زماني هم که در منزل حضور دارد بيشتر به استراحت و تمديد قوا اختصاص دارد و نقش او در تربيت فرزندان و مراقبت از رفتارهاي آنها بيشتر به شکل يک نظارت کلي انجام مي شود نه اينکه در جزئيات لحظه به لحظه رفتار فرزندان حضور داشته باشد و نقش ايفا کند و از اين جهت مانند مديرکل يک سازمان است که گزارش امور اجرايي را از مديرعامل مي شنود و بر اساس آن دستورات لازم را صادر مي کند ولي خودش در گير و دار اجرائي امور نقش عملي ندارد.اگر هم در کار منزل به همسرش کمک کند ، يک امر کمکي و فرعي و محدود است و باز بار اصلي امور داخل منزل بر عهده زن است و کار اصلي را زن انجام مي دهد. بنابراين زن ارتباط تنگاتنگي با تمام اعضاي خانواده وتمام ابعاد داخلي خانواده دارد به نحوي که هيچ يک از اعضاء ديگر خانواده چنين ارتباطي را با همديگر و با کل خانواده ندارند. به دليل همين ارتباط تنگاتنگ اوست که زن « تنظيم کننده فضاي درون خانواده » و محور و ستون آن است.

قرار گرفتن زن به عنوان محور خانواده ، يک ويژگي خاصي را براي او ايجاد مي کند که توجه ساير اعضاء خانواده به آن بسيار مهم است و آن اين است که وضعيت روحي و رواني و عاطفي زن ، تمام فضاي خانه را تحت تأثير قرار مي دهد.

« اگر زن ناراحت شود ، اين ناراحتي به کل فضا و اعضاي خانواده سرايت خواهد کرد و اگر زن خوشحال باشد ، اين شادي نيز به کل اعضاي خانواده و فضاي درون خانواده منتقل خواهد شد ».

اعضاي يک خانواده افسرده و ملول ، نمي توانند در کارهاي خود به موفقيت دست يابند. اگر ما نشاط و شادابي درون خانواده و اعضاء آن را خواهانيم ، بايد توجه خاصي به محور خانواده داشته باشيم و از ناراحت شدن او جلوگيري کنيم. اگر ميخواهيم فضاي خوبي در خانواده ما وجود داشته باشد ، بايد مراقبت کنيم که براي زن خانواده مشکلي پيش نيايد. بنابراين جلوگيري از ناراحتي زن خانواده ، يکي از مهمترين وظايف مرد خانواده است. مردی حتي اگر شوهر خودخواهي هم باشد و آسايش و لذت هيچ کس غير از خودش مهم نباشد ، براي حال خودش هم که شده ، بايد مراقب ستون خانه باشد و از ناراحتي او جلوگيري کند. چون ناراحتي او ، روي آسايش او هم اثر سوء خواهد گذاشت.

براي حفظ شادابي ستون خانواده ، بايد دغدغه هاي او را بشناسيم و تمام تلاش خود را در رفع سريع آنها به کار گيريم ولو اينکه او در خصوص مشکلات و نگراني ها و نيازهايش حرفي نزده باشد.

حال اين سئوال مطرح مي شود که هيچ انساني معصوم نيست. بنابراين اگر لازم شد زن خانه ، در مواردي رفتار خود را تصحيح بکند ، چگونه بايد اين را به او گفت؟

پاسخ اين است که تصحيح مورد نظر بايد با در نظر گرفتن ويژگي محور بودن زن به او گفت. يعني نهايت دقت خود را به کار ببريم تا به نحوي اين سخن را بگوئيم که باعث ناراحتي او نشود ،اين يک هنر است. اصولاً نميشود به طور ساده ( بدون هنر ) زندگي کرد. بلکه در تمام ابعاد زندگي ، هنرمندي لازم است و بايد « با هنرمندي » کار کنيم.

در خصوص اين مسأله ، خيلي از جاها شايد نيازي به گفتن يک مسأله به صورت مستقيم نباشد فقط نياز به يکسري اقدامات به صورت خاموش و بدون مظهر باشد. مثلاً اگر مي خواهيم کار خاصي انجام نشود ، به جاي اينکه خيلي ساده و مستقيم به او بگوئيم « ديگر اين کار را نکن » ، خودمان بياييم و شرايط انجام يافتن آن کار را از بين ببريم يا اصلاً آن نيازي را که باعث انجام آن کار شده است را از بين ببريم ( خودمان به نحو مورد نظر خودمان آن را تأمين کنيم ) به نحوی که نيازي نباشد زن خانه آن کار را انجام دهد. مثلاً اگر موقع بيرون رفتن از خانه ، حجابش کاملاً درست نيست و اقدامي هم براي تصحيح آن انجام نمي دهد، خريدها را خودمان انجام دهيم ( در حين برگشت از سر کار ، چيزهايي را که فکر مي کنييم لازم است بخريم و با خود بياوريم ) تا نياز به بيرون رفتن او از منزل نباشد يا کمتر باشد. به هر حال از امر و نهي مستقيم بايد پرهيز کرد. خصوصاً در مواردي که به هر دليل ، احتمال بدهيم که امکان گفتگوي مثبت فيمابين ضعيف باشد و اين امر مفسده داشته باشد. البته در زماني که هيچ راهي نداشته باشيم ، چاره اي جز بيان مطلب نيست ولي بايد به نحوي اين کار را انجام داد که باعث ناراحتي او نشود.

عفّت زبان

بدزبانی ، فحاشی وناسزاگویی باعث گستاخی و جسور شدن اعضای خانواده نسبت به یکدیگر می شود بد زبانی مرد باعث از بین ر فتن ابهت اودر نزد زن و فرزند خود می شود كسی كه در گفتار با كلمات توهین آمیز و فحش و ناسزا دیگران را بیازارد، عفت زبان ندارد. چنین فردی قبل از هر كس همسرش را مورد حمله قرار می دهد و در برابر هر چیزی كه مطابق میلش نباشد به ناسزاگویی می پردازد. در حالیکه اگر مرد خانه عفت کلام داشته باشد سایر اعضا خانواده  نیز به تبعیت از او  مواظب کلام و گفتار خود خواهند بود  بنابراین، داشتن عفت زبان یكی از خصوصیات یك شوهرو پدر  شایسته است.

سخاوت

مردی كه خِسّت و بخل را بر خود و دیگران روا دارد، شوهر خوبی نخواهد بود. بخشش و فراهم كردن رفاه و توسعه دادن به زندگی خانواده از طریق مال حلال و دست و دل باز بودن، از خصوصیات یك شوهر خوب است. تهیه هدیه و كادو برای همسر از اعمالی است كه یك شوهر شایسته به مناسبت های مختلف انجام می دهد.

مردی كه نان خانه اش را كسی ندیده و درِ منزلش را به روی دوستان و اقوام ببندد، همسر خوبی نخواهد بود. این مرد باید بداند همسرش كه در خانه پدر و مادر بزرگ شده و با خویشاوندانش معاشرت و رفت و آمد داشته، نمی تواند با آنان قطع رابطه كند. بنابراین مهمان نوازی و معاشرت با خویشاوندان از صفات یك شوهر خوب است.

آراستگی

همانطور كه شوهر متوقع است همسرش آراسته باشد، خودش نیز باید به وضع ظاهرش برسد و از نظر لباس و نظافت دقت كافی بنماید. خیلی از مردان به وضع ظاهر خود توجه ندارند و همیشه مورد انتقاد و اعتراض همسر خود قرار می گیرند.

امین بودن

مرد باید از هرگونه پنهان كاری یا عدم صداقت با همسرش بری باشد، زن ، امین او و او، امین زن باشد. در این صورت است كه زندگی، سعادت و خوشبختی را به دنبال خواهد داشت.

مراقبت ازهمسر

بیانات آیت الله خامنه ایی

در داخل خانواده هم، از نظر اسلام مرد موظف است كه زن را مانند گلى مراقبت كند. مى‌فرمايد: «المرأة ريحانة»  زن گل است. اين مربوط به ميدانهاى سياسى و اجتماعى و تحصيل علم و مبارزات گوناگون اجتماعى و سياسى نيست، اين مربوط به داخل خانواده است. «المرأة ريحانة و ليست بقهرمانة»

 اين چشم و ديد خطابينى را كه گمان مى‌كرد زن در داخل خانه موظف به انجام خدمات است، پيغمبر با اين بيان تخطئه كرده است. زن مانند گلى است كه بايد او را مراقبت كرد.

اگر مردی با یک گُلی با خشونت و بی اعتنایی رفتار کند و پاسِ گل بودن او را نداشته باشد، چقدر ظالم و بد است. مثل تحمیل کردن، زیاده‏روی کردن، زیاده خواهی کردنِ مردها از زن‏ها. 3

عدم سخت گيري وتوقعات بی جا و زیادی از همسر نداشتن

زندگي زناشويي ميدان مشترک کمال زن و مرد محسوب مي شود. بنابراين براي داشتن آرامش و رضايت از زندگي، بايد ميزان خواسته ها و انتظارات زن و مرد از هم متناسب با قدرت و توان طرف مقابل باشد. در غير اين صورت فشار هاي رواني بر زندگي حاکم مي شود. به گونه اي که زحمات و محبت هاي طرف مقابل را درک نکرده و يا براي آن اهميتي قائل نشده و اين برخورد به مرور زمان اختلال شديدي در روابط همسران ايجاد مي کند.

سخت گيري در خانواده مصاديق مختلفي دارد. از جمله آن ها مي توان به بهانه گيري در امور خانه اشاره کرد. صفت سخت گيري جزيي از منفي نگري است که از نظر دين و اخلاق مذموم شمرده شده است. در گفتار و کردار آدمي همواره عيوب و نقايصي وجود دارد. هر اندازه انسان منفي نگرتر باشد، از زمينه موجود براي بهانه گيري، بيشتر بهره مي جويد. گاهي در اثر عوامل مختلفي از قبيل علاقه افراطي و يا بدبيني ممکن است زن يا مرد نسبت به هم حساسيت بي مورد پيدا کنند. به طوري که در حفظ و پاکدامني هم دچار وسواس و سخت گيري بي جا شوند. اين گونه رفتارها و کنترل هاي افراطي زمينه رواني را براي سقوط انسان به سمت فساد و بي قيدي فراهم مي کند. زيرا روح انسان در برابر فشار، عکس العمل نشان مي دهد و شانه خالي مي کند.

مردی که مدیر خانواده است ‏باید بدین نکته توجه داشته باشد که زن نیز انسانی است مانند مرد. خواسته‏ها و آرزوها و حق حیات و آزادی ‏دارد. باید بداند که زن گرفتن به معنای برده گرفتن نیست‏ بلکه به معنای ‏انتخاب شریک در زندگی و یار و مونس گرفتن است. باید به خواسته‏های ‏درونی و آرزوهای او نیز توجه داشته باشد. چنان نیست که مرد مالک ‏مطلق زن و مطلق العنان باشد. زن نیز حقوقی بر گردن شوهر دارد. 4. آنجا كهدر قرآن کریم  مي‏فرمايد: «و لهن مثل الذي عليهن بالمعروف و للرجال عليهن درجه و الله عزيز حكيم؛ و براي زنان همانند وظايفي كه بر دوش آنهاست حقوق شايسته‏ اي قرار داده شده و مردان بر آنان برتري دارند و خداوند توانا و حكيم است4

بیانات آیت الله خامنه ایی

این زن، کارپرداز شما نیست که همه کارهای زندگیتان را روی دوش او بگذارید و بعد هم از او مؤاخذه کنید. نه! این یک گلی است در دست شما... حتی اگر دانشمند یا سیاست مدار باشد، در بحث معاشرت خانوادگی، او گُل است.5

رسیدگی  به همسر وفرزند

سرسبزي وشادابي کانون خانواده، بستگي به حضور با نشاط «زن» دارد، اما نشاط يک زن به محبت «مرد» وابسته است.قال رسول الله(ص): قول الرجل للمرأة، اني احبک لايذهب من قلبها ابداً. اين سخن مرد به زن که: «دوستت دارم»، هرگز از دل زن بيرون نرود.6

قال الصادق(ع): اذا احببت رجلا فأخبره. هرگاه کسي را دوست داشتي به او بگو. 7

چه تمثيل زيبايي حضرت علي (ع) در مورد زن فرموده اند که: «زن ريحانه است.» زن همانند گل است و به راستي طراوت يک گل، مرهون مراقبت باغباني مهربان است، تا در سايه ي مواظبت و انس با آن گل، ازجلوه وزيبايي وعطر و رنگش، بهره و لذت برد و روحش از ديدار آن تازه گردد.

«استاد مطهري» لزوم عشق و ابراز محبت نسبت به زن را با تشبيه زيبايي اين گونه بيان کرده اند: مرد مانند کوهسار است و زن به منزله ي چشمه و فرزندان گل ها و گياهان، چشمه بايد باران کوهسار را دريافت و جذب کند تا بتواند آن را به صورت آب صاف و زلال بيرون دهد و گل ها وسبزه ها را شاداب و خرم کند. پس همانگونه که رکن حيات دشت، باران کوهستاني است، رکن حيات خانوادگي نيز احساسات و عواطف مرد نسبت به زن مي باشد که در پرتوي آن هم زن، هم زندگي و هم فرزندان، صفا و جلا و خرمي مي گيرد.8

به سبب اين نيروي عظيم و اثر بخشي فوق العاده ي آن است که در دين مقدس اسلام، از جانب پيامبر و ائمه (ع) سفارش هاي بسياري در زمينه ي محبت و اظهار علاقه نسبت به «زن» بيان شده است چنان که رسول گرامي اسلام (ص) اظهار محبت به همسر را نشانه ي ايمان به خدا مي دانند و مي فرمايند: هر چه ايمان انسان کامل تر باشد، به همسرش بيشتر اظهار محبت مي کند.9

و حضرت صادق(ع)، مهرورزي به همسر را از اخلاق و صفات پيامبران مي دانند و مي فرمايند: يکي از اخلاق پيامبران اين است که نسبت به همسر خود محبت دارند.10

محبت نبايد در دل احتکار و زنداني شود، رمز بقاي محبت و مودت در زندگي، اظهار و ابراز هر روز و هر لحظه ي آن است. مردي که به همسر خود محبت مي ورزد، آن را به زبان مي آورد و با رفتار و کردار خويش، عملاً به همسرش اثبات مي کند که دوستش دارد، طبق کلام ائمه(ع) از نشانه هاي مومن است.

امام علي(ع): بالاحسان تملک القلوب. با نيکي کردن دل ها تصرف مي شود.11

انسان بنده ي احسان است، نيکي کردن آدمي را اسیر محبت ونیکی مي کند.

امام صادق علیه السلام فرمود:زن از مرد آفریده شده و تمام‏توجهش به سوی مرد معطوف می باشد. پس همسرانتان را دوست‏بدارید.12

وباز فرمود: هر کس از دوستان ما باشد به ‏همسرش بیشتر اظهار محبت می کند .13

رسول خدا (ص) فرمود: هر چه ایمان انسان کاملتر باشد به ‏همسرش بیشتر اظهار محبت می نماید .14

گر چه محبت‏ باید از صمیم قلب باشد تا در دل طرف اثر بگذارد، زیرا دلها با هم راه دارند، لیکن به محبت قلبی تنها هم نباید اکتفا کرد، بلکه‏لازم است صریحا آنرا اظهار نمود. در صورتی می توان انتظار نتیجه داشت ‏که آثار محبت در زبان و افعال و رفتار شخص نمایان باشد.

صریحا و بدون احتیاط به همسرت اظهار عشق و علاقه کن، درحضور و غیاب از وی تعریف کن، اگر به سفر رفتی برایش نامه بنویس و از درد فراق بنال. گاهی برایش تحفه‏ای خریده تقدیمش کن. اگر دسترسی‏به تلفن داری گاه گاهی از احوالش جویا شو.

 

بیانات آیت الله خامنه ایی

از طرف مرد وظیفه این طور است که ضرورت‏های زن را درک کند، احساسات او را بفهمد، نسبت به حال او غافل نباشد و خود را صاحب اختیارِ مطلق العِنان او در خانه نداند.

زن و شوهر دو نفرند، دو شریک اند، دو رفیق اند، هر کدام یک وُسعی از لحاظ فکری و روحی دارند.

مرد نباید خیال کند چون می‏رود توی کوچه و بازار و با این و آن سر و کلّه می‏زند و یک شاهی صنّار پول می‏آورد خانه، همه چیز دیگر مال اوست، نه! آنچه او می‏آورد، نصف موجودیِ همه این خانواده است. نصف دیگر این خانم است. اختیارات خانم، کدبانویی خانم، رأی و نظر و نیازهای روحی خانم، این‏ها را باید رعایت کند.

این طور نباشد که مرد چون در دوران مجردی، ساعت ده شب می‏آمده خانه پدر و مادرش، حالا هم که زن گرفته، این رویه را ادامه بدهد، نه! حالا باید ملاحظه همسرش را بکند.

در قدیم، بعضی مردها خود را مالک زن می‏دانستند... نه! همان قدری که شما در محیط خانواده ذی حق هستید، او هم ذی حق است. نباید به زن زور بگویید و تحمیل کنید، چون به حسب جسم، او ضعیف‏تر است. بعضی‏ها خیال می‏کنند که بله، حالا باید زور بگویند، صدایشان را کلفت کنند و دعوا کنند و تحمیل کنند. 15

وظایف اخلاقی مرد به عنوان

پدر در خانواده نقش اساسی دارد زیرا از دید فرزند، پدر به عنوان برجسته ترین مهره ، نیرومندترین و زیباترین انسان است! پدر از نظر کودک، سمبل «قدرت» وقهرمان است. اگر پدر احساس ضعف کند، اعتماد کودک از بین می رود و اضطراب و فقدان امنیت در او شکل می گیرید. همچنین پدر، سند حیات کودک و الگوی عمل اوست. پدر باید ضمن حفظ اقتدار، از خود موجودی متین و دوست داشتنی به نمایش بگذارد.

حضرت علی علیه السلام، این ابر مرد تعلیم و تربیت جهانی، می فرمایند: «خودتان را تا سرحد کودکی پایین آورید.» پس بکوشید در خانه هم اقتدار و هم محبت داشته باشید. محبتی که از دل پراقتدار بیرون آید، آن قدر شیرین است که قابل توصیف نیست! البته منظور، اقتدار استبدادی نیست، یعنی کودک باید هم مطیع منطق باشد و هم مورد لطف قرار گیرد.

مسئولیت های پدر  در خانواده

پدر در خانواده مسئولیتهای مهمی را به عهده دارد كه عبارتند از:

مسئول رشد و هدایت و تأمین عوامل سعادت فرزندان و اصلاح وضع آنها.

مسئول جهت دادن فرزندان به سوی خیر و نیكی.

مسئول تهذیب و هدایت اخلاقی.

مسئول ایجاد روحیه مقاومت در برابر شدائد.

هموار كردن راه زندگی.

آموختن ادب و وقار در زندگی.

پرهیز دادن فرزند از انحرافات.

بیانات آیت الله خامنه ایی

به خانواده‌هاى خودتان هم برسيد؛ به زن، به فرزند برسيد. گاهى آنها بهتر از ما هستند، گاهى هم احتياج دارند به اين‌كه ما حفظشان كنيم. اگر بهتر از ما بودند، كارى نكنيم كه خراب شوند، اگر ديديم خداى نكرده طورى هستند كه احتياج به كمك ما دارند، كمكشان كنيم، مراقب باشيد. «قوا انفسكم و اهليكم نارا وقودها الناس والحجارة»  از آتشى كه آتشگيره‌ى آن انسانها و سنگها هستند، خودتان و زن و بچه‌ى‌تان را حفظ كنيد، معلوم مى‌شود كه وظيفه‌ى حفظ زن و بچه هم به عهده‌ى ماهاست. البته اين كارها با كمك خود خداى متعال ميسر مى‌شود، اين را هم بدانيم. خداوند خودش بايد كمك كند، بايد از خدا همين را بخواهيد.16

تکیه گاه همسر بودن

زن با ازدواج دنبال یک تکیه گاه محکم و قابل اعتماد می گردد. این خصوصیت به شرایط اجتماعی و گذشته و حال و آینده و حتی تحصیلات و اشتغال آنهاربطی ندارد، بلکه این خصلتی است که خداوند در وجود همه ی زن ها در همه ی زمانها قرار داده. زن اگر مطمئن باشد شوهرش مراقب همه چیز هست، در کارها ی مردانه مداخله نمی کند و امور لازم را به شوهرش می سپارد و  وظایف خویش را انجام داده و از زندگی لذت می برد. بنابراین با توجه به اموری که نشان دهنده ی آینده نگری و دور اندیشی مرد است  مثل بیمه و بازنشستگی، پس انداز و سرمایه گذاری های مطمئن، خیال زن را بابت آینده مطمئن می  کند .

زن از طريق صحبت کردن با همسرش درباره جزئيات مربوط به مشکلش به آرامش مي رسد.

وقتي که مشکلي براي زني پيش مي آيد، او فقط به يک شنونده نياز دارد که بدون قضاوت و بدون ارايه ي راه حل، با دلسوزي به احساسات و گفته هاي او گوش کند.

بنابرین وقتي که همسر شما از موضوعي ناراحت و کلافه است، به گرمي به سخنان او گوش دهيد و اصلاً سعي نکنيد که مشکل گشايي نماييد و يا مسئله ي او را کوچک و بي اهميت جلوه دهيد، بلکه فقط با دلسوزي و تاييد، حرف هايش را بشنويد، اين موقع است که زن احساس حمايت مي کند و خشنود و راضي مي شود.

صحبت کردن «نياز» يک زن است و مرد هنگامي در روابط خود با همسرش موفق است که به اين «نياز» احترام بگذارد.

قال علي(ع): انهنَّ امانة الله عندکم فلا تضاروهنّ و لاتعضلوهنّ.

زنان در نزد شما امانت الهي هستند پس به آنان زيان نرسانيد و آنها را تنها نگذاريد.17

امام صادق(ع) فرموده اند: خدا رحمت کند بنده اي را که رابطه ي بين خود و زنش را نيکو کرده است.18

قال رسول الله(ص): خيرکم خيرکم لنسائکم.خوب ترين شما آن کسي است که با همسر خود نيکو رفتار کند.19

پس به اين موضوع توجهي عميق و اساسي داشته باشيم که زماني زن احساس مي کند از طرف همسرش مورد احترام و پذيرش قرار گرفته، که شوهرش شنونده اي خوب براي سخنان و احساسات او باشد.

بیانات آیت الله خامنه ایی

زن هم در کشاکش زندگی زنانه خود، با بحرانها و با تلاطم‌هایی مواجه می شود. چه در محیط بیرون از خانه مشغول تلاش و فعالیت و کارهای گوناگون سیاسی، اجتماعی و ... باشد یا در داخل خانه مشغول باشد که زحمت و اهمیتش کمتر از کار بیرون نیست. حالا زن در این کشاکش به تلاطمهایی برخورد می کند و چون روح او ظریفتر است، بیشتر به آرامش، به آسایش، به تکیه کردن به یک شخص مطمئن احتیاج دارد. او کیست ؟ او شوهر است.

انسان که ماشین نیست، انسان روح است، انسان معنویت است، عواطف و احساسات است. حالا می‌خواهد آرامش پیدا کند. آرامش کجاست؟ محیط خانواده است. 20

عدم تحریک حس حسادت همسر

درمرد تمایل به عفاف و پاکی زن وجود دارد; یعنی مرد رغبت خاصی دارد که همسرش پاک و دست نخورده باشد. هم چنان که در خود زن نیز تمایل خاصی به عفاف وجود دارد، . غیرت نوعی پاسبانی است که در آفرینش برای مشخص بودن و مختلط نشدن نسل ها در وجود بشر نهاده است

بیانات آیت الله خامنه ایی

سعی کنید کاری انجام ندهید که مورد سرزنش و انتقاد همسرتان قرار بگیرید. با هر بار اشتباه و ندانم کاری که مورد انتقاد و توبیخ همسرتان قرار بگیرید یک درجه از شأن شما کاسته می شود.

من همیشه به مردهای جوان توصیه می کنم، که شما در معاشرت با نامحرم و حتی محارم کاری نکنید و حرفی نزنید که زنان خود را وادار به حسادت کنید.21

اهانت نکردن به همسر

زن نیز مانند مرد خودش را دوست دارد و به حفظ شخصیت‏خویش علاقه‏مند است. دوست دارد محترم و گرامی باشد.از تحقیر و توهین رنجیده خاطرمیگردد. اگر مورد احترام قرار بگیرد احساس شخصیت نموده و به کار وزندگی دلگرم میشود. از احترام و احترام کننده خوشش میآید، از توهین وتوهین کننده متنفر میباشد.

بزرگداشت زن مرد را کوچک نمی کند بلکه حق شناسی و صفا و مودت ‏مرد را باثبات می رساند.پس بیشتر از آن مقدار که به دیگران ‏احترام میگذاری به همسرت احترام بگذار. در موقع صحبت کردن ادب راکاملا رعایت کن.

هیچگاه همسر خود رابا کلمه ‏«تو» مورد خطاب قرار مدهید همیشه از کلمه ‏«شما» که ‏علامت احترام است استفاده کنید. هیچگاه کلامش را قطع نکنید. با احترام و نام خوب او را صدا بزن. در موقع نشستن به او احترام ‏بگذار.وقتی وارد منزل میشوید اگر از سلام کردن غفلت نمود به او سلام‏کنید.

وقتی از خانه بیرون میروید خداحافظ بگویید. وقتی به سفر میروید با او تودیع کنید. برایش نامه بنویسید، اگر روز تولدش معلوم است‏ بعنوان ‏احترام دسته گل یا تحفه دیگری تقدیمش کنید، در مجالس و در حضوردیگران به وی احترام بگذارید. از توهین و تحقیر جدا بپرهیزید. از دشنام وناسزا گفتن اجتناب کنید. از مسخره کردن و دست انداختن او و لو به طورشوخی جدا خودداری کنید. خیال نکنید چون خصوصی هستید بدش نمی آید بلکه چنین انتظاری را هرگز از تو نداشته کاملا رنجیده خواهد شد گر چه به‏زبان نیاورد.

همه زنان از شوهران خویش انتظار احترام‏ دارند و از توهین و تحقیر جدا ناراحت می شوند. اگر در مقابل‏ بی‏احترامی های شوهر سکوت نمودند دلیل رضایتشان نیست. بلکه یقین‏داشته باشید که قلبا مکدر خواهند شد و لو اصلا به زبان نیاورند. اگر به‏همسرخود احترام بگذارید او نیز به شما احترام خواهد گذاشت. و بدین وسیله ‏رشته دوستی و صمیمیت ‏شما روز بروز استوارتر خواهد شد. و در نزد دیگران نیز محترم خواهید شد. اگر هم به او بی‏احترامی کردید و تلافی کرد تقصیر شماست  .

حضرت صادق (ع) از پدرش نقل کرده که فرمود: هر کس زن ‏گرفت‏ باید او را گرامی و محترم بشمارد .22

پیغمبر اسلام (ص) فرمود: زنان را گرامی نمیدارند مگر افراد بزرگوار و به آنان توهین نمیکنند جز مردم پست و فرومایه.

وباز فرموند: هر کس به خانواده‏اش توهین کند خوشی ‏زندگی را از دست‏خواهد داد.23

بیانات آیت الله خامنه ایی

ظلم، تبعیض و اهانت، در هر حالی غلط است. اگر شما عالی‌ترین مرد دنیا باشید و زن شما مثلاً از لحاظ سواد و معلومات و ... یک خانم کم ‌سوادی باشد، یا از یک خانوادة پائینی باشد، شما حقّ کمترین ظلم و اهانتی را به او ندارید، زن همان زن است تا ابد. حق کمترین اهانتی را به او ندارید. 24

عدم سوئ استفاده از قدرت جسمانی خود

در رابطه با همسرتان، اگر درست برخورد کنید، مطمئن باشید رفتار متقابل را نظارگر خواهید بود. زیرا اگر برای مدتی از یک نفر مهربانی، ایثار و خوبی ارائه شود و از طرف دیگری نباشد، به تدریج طرف مقابل نیز رفتارش را تغییر خواهد داد. اگر شما همسرتان را خوار و کوچک بشمارید، مطمئن باشید بعد از مدتی او نیز با شما چنین رفتاری خواهد داشت. بعضی مواقع اگر شما تحقیر می کنید و تحقیر نمی بینید، گمان نکنید قوی هستید، همسرتان از درون، خودخوری می کند. در حقیقت، غم و ناراحتی خود را درونی می کند و عاقبت این شما هستید که باید اعصاب ضعیف او را تحمل کنید. نه تنها نسبت به همسر خود، بلکه نسبت به دیگران هم همین طور است. مثلاً نسبت به مادر یا پدر همسر خود اگر گل بدهید، گل می گیرید. اگر خار تقدیم کنید، خار می گیرید و خودتان مسبب این رفتار شده اید. به قول معروف: «هر چه را برای خود نمی پسندی، برای دیگران هم مپسند.» واقعاً جمله ی زیبایی ست. رابطه ی خوب زن و مرد، آمیزه یی از زیباترین تلاقی چشمها، گیراترین تبادل کلام، هماهنگ ترین تپش دل ها، چراغ روشنی و جلب لطف و رحمت خداوند است.

مرد چون از لحاظ جسماني و برخي از خصوصيات ديگر توانائي‌هاي بيشتري دارد، در مواردي از اين توانائي‌ها سوءاستفاده مي‌كند و زورگوئي مي‌كند، اين بايد جلويش گرفته شود. اين كار با قانون امكان‌پذير است، البته همانطور كه عرض كرديم، با تهذيب و اخلاق مردان هم امكان‌پذير است.

بعضي ازمردان متدين هم هستند، اما چون با مفاهيم اسلامي درست اشنا نيستند و اخلاقيات مرتبط با روابط زن و مرد را در اسلام درست نمي‌دانند، تدينشان موجب نمي‌شود كه از غلظتشان كم و از تحكم و زورگوئي‌شان بكاهد، نه، هم متدينند، هم آن تحكم‌ها و زوگوئي‌ها را دارند، اين هم بايد اصلاح شود، اخلاق اسلامي در روابط زن و مرد - بخصوص در داخل خانواده – بايد موردتوجه قرار بگيرد. 25

انتظارات بی جا نداشتن

موضوع ديگري که در تفاوت زن و مرد مطرح است، مساله ي چرخه ي طبيعي احساسات زن است. زنان هم چون امواج دريا متلاطم و متغيرند، زماني سرشار از عشق و گاهي غمگين. با شناخت اين بعد از وجود زن، راحت تر مي توان با احساسات او کنار آمد و او را درک کرد. انتظار اشتباهي است که از يک زن توقع داشته باشيم هميشه سرحال و خوشحال باشد، چرا که به روال طبيعي، او داراي فرود و فراز احساس مي باشد و نمي تواند به طور ثابت، يک رفتار هميشه شاد ارايه دهد.

با پذيرش اين موضوع مي توان به يک زن کمک کرد تا با آرامش، روند فطري چرخه ي احساسات خود را طي کند و به سلامت روحي و رواني دست يابد. شنونده بودن و توجه به سخنان و عواطف زن، تاثير شگرفي در گذراندن آرام اين مراحل دارد و اين کلام امام صادق(ع) را که :المومنون خدم بعضهم لبعض، يفيد بعضهم بعضاً.مومنان خدمتکار يکديگرند و به يکديگر سود مي رسانند. 26را  به کار بنديم.

اگر مي خواهيم زندگي پويا و بانشاطي داشته باشيم لازم است که خود ،هم سفري فهيم، دانا، صبور و مهربان باشيم تا طرف مقابلمان شاداب و خرسند، راه زندگي را با آرامش و اطمينان همراه ما طي کند.

پس همان گونه که يک زن در امر ازدواج نيازمند يک آگاهي وسيع و اطلاعاتي ارزشمند و کارساز مي باشد تا با مدد از آنها بتواند در عرصه ي زندگي موفق ظاهر شود، يک مرد هم نياز دارد تا مجموعه اي از آگاهي ها و تدابير و اسرار زندگي زناشويي را فرا بگيرد تا در سايه ي آن زندگي سرشار از رضايت و آرامش داشته باشد.

هر انسان عاقل و خردمندي مي داند که موفقيت يک رابطه، بستگي به رضايت و علاقه¬مندي هر دو طرف دارد، اين بسيار خودخواهانه است که تنها يک نفر راضي و خشنود روزگار بگذراند و شريک او غمگين و افسرده با ايثار و از خود گذشتگي، نظاره گر گذشت زمان باشد! اين خوشبختي و پيروزي واقعي نيست.

يک مرد فهيم که داراي سلامت روحي و رواني است، به دوراز تعصب و خودخواهي، خويش را در غم و شادي همسرش شريک مي داند و سعادت خانواده را در گروي ياري و همکاري متقابل با همسر خويش مي شناسد و زماني احساس خوشبختي مي کند که همسر او نيز از دل و جان لبخند رضايت بر لب داشته باشد.

بدين گونه براي حفظ و بقاي يک زندگي موفق، هر دو عنصر اصلي زندگي، يعني «زن و مرد» بايد آگاهانه رفتار کنند. دانش و آگاهي در اين زمينه، بسيار وسيع و گسترده است و نياز به مطالعات و کسب تجارب و تمرين بسيار دارد.

بیانات آیت الله خامنه ایی

در اسلام به مرد اجازه داده نشده است كه به زن زور بگويد و امرى را بر او تحميل كند. براى مرد در خانواده، حقوق محدودى قرار داده شده است كه از روى كمال مصلحت و حكمت است. اين حقوق، براى هر كس گفته و تشريح شود، مورد تصديق قرار خواهد گرفت. همچنين، براى زن نيز در خانواده، حقوقى معين شده است كه آن هم از روى مصلحت است. مرد و زن، هر كدام طبيعت، اخلاق، روحيات و غرايزى دارند كه ويژه‌ى خودشان است. آنها اگر از خلقيات ويژه‌ى خود به طور صحيح استفاده كنند، در خانواده، زوجى كامل و هماهنگ و مساعد تشكيل مى‌دهند. اگر مرد زياده‌روى كرد، تعادل به هم مى‌خورد. اگر زن هم زياده روى كرد، تعادل به هم مى‌خورد. اسلام در داخل خانواده، دو جنس زن و مرد را مانند دو لنگه‌ى يك در، دو چشم در چهره‌ى انسان، دو سنگرنشين در جبهه‌ى نبرد زندگى و دو كاسب شريك در يك باب مغازه قرار داده است. هر كدام از اين دو، طبيعت، خصوصيات و خصلتهايى، هم در جسم و روح و فكر و هم در غرايز و عواطف دارند كه ويژه‌ى خودشان است. اين دو جنس، اگر با همان حدود و موازينى كه اسلام معين كرده است در كنار هم زندگى كنند، خانواده‌اى ماندگار و مهربان و با بركت و پرفايده خواهند داشت.27

جویای احوال بودن

يک مرد موفق به احوال همسرش اهميت مي دهد، مثلاً وقتي که به منزل مي آيد حال او را مي پرسد و از او سوال مي کند که روزش را چگونه گذرانده است؟ و هنگامي که مي بيند او ناراحت است با علاقه و دلسوزي مي خواهد تا برايش حرف بزند، وقت صحبت کردن دستان او را مي گيرد و لمس مي کند. به او نگاه مي کند و نشان مي دهد که به سخنانش توجه دارد، به کتاب هايي که مي خواند، و مطالبي که بازگو مي کند، توجه و علاقه نشان مي دهد، با صبوري به حرف هايش گوش مي کند و مرتب به ساعت نگاه نمي کند، يا روزنامه ورق نمي زند و کلامش را قطع نمي کند.

اين گونه است که زن، احساس اعتماد و امنيت مي کند و از عشق همسرش مطمئن مي گردد و حس مي کند که مورد احترام قرار گرفته و زماني که زن احساس احترام کند، برايش آسان تر است که از مرد آن طور که در خورش باشد قدرداني نمايد."28

 

بدانيم فوايد دنيوي و اخروي نيز از قبل روش هاي پسنديده ي رفتاري نصيبمان خواهد شد. چنان که در روايت است: قال رسول الله(ص): جلوس المرء عند عياله أحب الي الله تعالي من اعتکاف في مسجدي هذا.

نشستن مرد نزد زنش نزد خداي متعال محبوب تر است از اعتکاف او در مسجد. 29

الامام صادق(ع): من حسن بره باهله زادالله في عمره.هر که به خانواده اش نيکي کند خداوند بر عمرش بيفزايد.30

و عنه: من حسن بره اهل بيته زيد في رزقه. کسي که نيکي و نيکوکاريش با زن و فرزند مطلوب باشد، به رزقش اضافه مي شود. 31

و حسن الخلق يزيد في الرزق. اخلاق خوب روزي را اضافه مي کند.32

تدابيري که مردان مي‌توانند ازنظر اخلاقی در ارتباط مطلوب و همسرداري به کار گيرند:

زنان دنيايى پر از راز و رمز دارند كه بيشتر مردان از اين پيچيدگى ها ناآگاه هستند. بسيارى از اختلافاتى كه زنان با شوهران خود دارند به خاطر همين ناآشنايى است. اگر دوست داريد زندگى آرام و لذت بخشى داشته باشيد به نكاتى كه در اينجا پيشنهاد مى شود، توجه كنيد. زنانى كه زندگى شان را دوست دارند در فرصتى مناسب اين مطلب را در جايى قرار دهند تا شوهرشان آن را ببيند!

1- براي اينکه بتوانيد در مقابل همسرتان بهترين تدبير را بيانديشيد، لازم است که حتماً او را بشناسيد.

2- براي اينکه همسر خود را بشناسيد، به رفتار او در شرايط مختلف زندگي دقت کنيد.

3- سعي کنيد به تعريف خوشبختي از ديدگاه وي دست يابيد.

4- خواسته‌ها و تمايلات همسرتان را شناسايي کنيد.

5- ظرفيت همسرتان را براي شنيدن حقايق و حوادث بسنجيد.

6- لزومي ندارد مسايلي را که خارج از ظرفيت اوست، حتما مطرح کنيد.

7- همسرتان را در کنار خود حفظ کنيد، نه در رأس خود و نه در پس خود!

8- مراقب باشيد به آرزوها و توقعات دور از منطق او، بي‌جهت پر و بال ندهيد.

9- زن‌ها، به تمجيد شوهرشان از خود خيلي اهميت مي‌دهند.

10- حس شنوايي يکي از فعال‌ترين حواس در خانم‌هاست. آنها دوست دارند علاقه شما را حين اينکه در اعمالتان مي‌بينند، مکرراً از زبانتان بشنوند.

11- مراقب باشيد که اگر از او در جمع تعريف مي‌کنيد، آنقدر افراطي نباشد که جنبه تمسخر بگيرد.

12- در مورد دين و واجبات، همراه و مشوق وي باشيد، نه مخل و مانع.

13- مطمئن باشيد هر چقدر که سايه ‌ايمان به خدا و تقوا بر زندگي شما گسترده‌تر باشد، رابطه‌تان مستحکم‌تر و موفق‌تر خواهد بود.

14- هرگز همسر خود را با کسي مقايسه نکنيد، مگر آنکه در آن مورد برتري با همسر شما باشد.

15- هشدار: هرگز و هرگز همسر خود را با مادرتان مقايسه نکنيد.

16- براي انتقاد از يک زن دقت کنيد که از شيوه‌هاي مستقيم و بي‌پروا به ندرت استفاده کنيد.

17- براي اشاره به هر ضعف يا اشتباه، بهتر است با مقدمه‌اي مشتمل بر حسنات وي شروع کنيد.

18- انتقادات خود از همسرتان را در جمع مطرح نکنيد، مخصوصاً در جمع افراد خانواده خودتان!

19- در ضمن طرح انتقادهاي دوستانه خود، سعي کنيد پيشنهادي براي رفع مورد نقد شده ارائه دهيد.

20- دقت کنيد در اين موارد، راه حل پيشنهادي، فقط جنبه¬ي پيشنهاد داشته باشد، نه اجبار.

21- در ارتباط با همسرتان رفتار منحصر به فرد داشته باشيد تا تفاوت ارزش جايگاه او با ديگران در نظر شما، براي او نيز فاحش گردد.

22- وفاداري شما نسبت به همسرتان، مهم‌ترين و والاترين حسن شما خواهد بود.

23-  يک زن، اگر از عشق و وفاداري همسرش اطمينان کافي حاصل کند، معمولاً تا هر جايي با او در زندگي پيش خواهد رفت.

24- اگر براي القاي تفکر مردسالاري در روابطتان بکوشيد، مسلماً همسر خود را لجوج و حساس مي‌کنيد.

25- مطمئن باشيد اگر احترام همسر خود را در گفتار و رفتار نگه داريد، هيچ جايگاهي براي شکسته شدن احترام خويش باقي نگذاشته‌ايد.

26- طوري رفتار کنيد که بين بودن و نبودن‌تان در خانه بتوان فرق گذاشت. بيشتر با او صحبت کنيد .

27- در کار خود آنقدر غرق نشويد که همسرتان به آن به چشم يک رقيب بنگرد!

28- پول و ماديات تا وقتي اهميت دارد که به خوشبختي و آرامش شما و همسرتان کمک کند، اگر مخمل آسايش گردد، مضراست.

29- سعي کنيد يکباره با تمام مشکلات و مشغله‌هاي فکري روزانه وارد خانه نشويد.

30- البته حتماً در موقعيت مناسب، همسرتان را از مشکلات مالي و شغلي خود آگاه کنيد تا توقعاتش را با توان شما هماهنگ کند.

31- اينکه بعضي از مسائل شما، ممکن است به همسرتان مربوط نباشد، ساده‌انديشي بيش نيست.

32- بکوشيد لحظاتي که در خانه داريد، تماماً صرف انديشيدن به نارسايي‌ها و مشکلات نشود.

33- در اين گونه مناسبات، سعي کنيد در کنار همسرتان حضور داشته باشيد و با ساده‌ترين امکانات، جشن کوچکي به پا کنيد.

34- خانم‌ها غالباً هديه گرفتن غيرمنتظره را دوست دارند، حتي اگر يک شاخه گل باشد.

35- دقت کنيد هداياي دريافتي از همسرتان را همواره به بهترين شکل، حفظ کنيد.

36- پيشامدي خارج از برنامه، برايتان پيش مي‌آيد که منجر به تأخير يا تغيير ديگر برنامه‌هايتان مي‌شود، بموقع به او اطلاع دهيد.

37- اينکه غيرت و تعصب، صرفاً ويژه آقايان است، ديدگاهي است کاملاً بدور از انصاف و حق. ولي متعادل و به دور از افراط و تفريط .

38- زن‌ها هميشه مايلند که دريابند شما چه قدر، قدرشان را مي‌‌دانيد.

39- بهتر است بدون اطلاع و مشورت با خانم‌ خانه، مهمان دعوت نکنيد.

40- از اينکه کلمات محبت‌آميز را در جمع براي همسرتان به کار ببريد، هيچ ممانعتي نداشته باشيد.

41- هيچ اشکالي در محبت کردن آشکار شوهر به همسرش وجود ندارد.

42- بدانيد که بدبيني و کج انديشي، هيچ کمکي به پيشرفت روابطتان نمي‌کند.

43- کافي است يکبار در امور مالي و مخارج منزل به همسر خود اطمينان کنيد، حتماً در همين يکبار مي‌توانيد صلاحيت او را ارزيابي کنيد.

44- از مطرح کردن دل‌خوري‌هايي که ممکن است از خانواده او داشته باشيد، بپرهيزيد، مگر درمواردي که همسر شما نقش برطرف کننده داشته باشد و يا اينکه مشخص باشد که درد و دل مي‌کند نه گلايه و طعنه!

45- زماني مي‌توانيد از رفتار او با خانواده خود لذت ببريد که در رفتار خويش با خانواده او، رعايت اصول را بکنيد.

46- همان‌گونه که زن بايد التيام بخش خستگي‌ها و اندوه‌هاي شوهرش باشد، در مقابل، هيچ کس به اندازه شما نيز نمي‌تواند چنين نقشي را بدرستي ايفا کند.

47- بکوشيد همواره از همسرتان صبورتر باشيد.

48- در مشکلات و مصائب رفيق همسرتان باشيد، نه رقيب.

49- در مواردي که اختلاف نظر داريد، تنها راهي که به حل مسأله مي‌انجامد، تبادل نظر و گفتگوي منطقي است.

50- براي هر چيز کوچک و بي‌تأثير، تنش و مشاجره راه نياندازيد.

51- اگر در مورد خاصي، حق با همسر شماست، از پذيرفتن حق امتناع نکنيد.

52- مطمئن باشيد اگر اشتباهي از جانب شما رخ داده، عذر‌خواهي کردن هيچ لطمه‌اي به غرور و شخصيت شما وارد نمي‌کند.

53- در مورد اشتباهات همسرتان، اگر پشيماني و تلاش براي جبران را در او مي‌بينید، کافي است که طلب بخشش او را بپذيريد.

54- در مواقع خشم و عصبانيت هيچ تصميمي نگيريد.

55- به همسرتان اين حق را بدهيد که بتواند احساسات مختلفي داشته باشد.

56- در اين مواقع، خيلي مراقب باشيد که پاي خانواده‌ها بي‌جهت به مسأله باز نشود.

57- گذشت، از اساسي‌ترين ارکان يک زندگي گرم و رابطه مداوم و مطلوب است.

58- خوب است هراز گاهي ارزيابي کنيد که همسرتان براي شما چه کرده است و چقدر موافق ميل شما و در کنارتان بوده است!

59- از آن بهتر اين است که هر چند وقت يکبار، روابط و رفتارتان را بررسي کنيد و بسنجيد که شما براي او چه کرده‌ايد و چقدر به ايده‌‌ها و تمايلاتش نزديک هستيد!

60- فراموش نکنيد معمولاً خانم‌ها مايلند که مرد تکيه گاه و پناگاه امن و مطمئن برايشان باشد.

61- براي همديگر و بخاطر همديگر زندگي کنيد، نه براي ديگران.

62- بررسی کنيم ببينيم چه مشکلاتي وجود دارند که باعث ناراحتي و دغدغه خاطر زن شده اند ( نيازي نيست از او بپرسيد. فقط با دقت به اطراف خودتان نگاه کنيد). مثلاً خرابي فلان وسيله برقي او را ناراحت کرده است ، يا فلان لامپ سوخته است يا درب فلان کمد به راحتي باز و بسته نمي شود و مسايلي از اين قبيل. مرد خانواده بايد خيلي سريع نسبت به رفع اين مستيل اقدام کند و نگذارد ستون خانواده ناراحت شود.

63- بررسی کنيم ببينيم که اوچه نيازمندي هايي دارد تا آنها را برايش تأمين کنيم. مثلاً با شناختي که از او داريم ، ببينيم تفريح مورد علاقه اش چيست ( اين مسأله بر حسب شخصيت افراد ، متفاوت است: ديد و بازديد فاميلي ، پارک رفتن ، ... ) و زود به زود شرايط را براي تفريح مورد علاقه او ( و نتيجتاً تمدد اعصاب و آرامش و تجديد قواي او ) فراهم کنيم.

64- مواظب باشيم باعث افزايش بار کاري او و نتيجتاً خستگي او نشويم. مثلاً موقع انجام کارهايي که احتمال کثيف شدن لباسمان وجود دارد ، از لباس کار استفاده کنيم يا موقع غذا خوردن مواظب باشيم ذرات غذا روي فرش نريزد يا ساير ريخت و پاشها ، و به هر حال مواظب باشيم که براي او ايجاد زحمت نکنيم.

65- حتی المقدور کارهاي خودمان را خودمان انجام دهيم تا فشار آن از روي ستون خانواده برداشته شود: شستشوي يک لباس چرک خودمان ، جورابها ، پهن کردن و جمع کردن رختخواب خودمان و ...

66- زندگي او را از حالت روزمره خارج کنيم و يک کاري براي او قرار بدهيم که هم به آن علاقه داشته باشد و هم امکان رشد و پيشرفت در آن برايش وجود داشته باشد: تحصيل در دانشگاه ، ثبت نام در باشگاه ورزشي ، کلاسهاي آموزش زبان يا گلدوزي يا ساير هنرها و ... . زیرا اگر انسان حرکتي که در آن امکان رشد و پيشرفت وجود داشته باشد ، نداشته باشد و هر روز خود را به يکسري کارهاي روزمره و تکراري بگذراند نشاط و شادابي روحي او از بين مي رود و در معرض افسردگي قرار مي گيرد.

 

 

 

ارجاعات

 

1- سوره نساء آیه 34

2- مستدرک جلد 2 ص 550

3- بيانات در ديدار با گروه كثيرى از بانوان 30/06/1379

4- سوره بقره آیه 228

5- بيانات در ديدار با گروه كثيرى از بانوان 30/06/1379

6- الکافي، ج 5، ص 569

7- بحارالانوار، ج 74، ص 181

8- مطهري، مرضي، نظام حقوق زن در اسلام، ص 287

9- بحارالانوار، ج 103، ص 228

10- بحارالانوار، ج 103، ص236

11- غررالحکم، 4339

12- بحار جلد 103 ص 226

13- بحار جلد 103 ص 23

14- بحار جلد 103 ص 228

15- به نقل از مجله شمیم یاس

16- بيانات در ديدار وزير، مديران و كاركنان وزارت اطلاعات 13/07/1383

17- بحارالانوار، ج 103، ص 226

18- بحارالانوار، ج 103، ص 226

19- مکارم الاخلاق، ص   217   ج3

20- خطبه عقد مورخة 16/11/1379

21- خطبه عقد 10/09/1379

22- بحار جلد 103 ص 224

23- بحار ج 103 ص 226

24- خطبه عقد 22/12/1378

25- سخنان رهبري در ديدار هزاران نفر از زنان نخبه و فعال در عرصه‌هاي مختلف 13/4/1386

26- الکافي، ج 2، ص 167

27- بيانات در جمع خواهران اروميه 28/06/1375

28- همان

29- ميزان الحکمة، ج 5، ص 2266

30- خصال، ص 21

31- بحارالانوار، ج 71، ص 396

32- بحارالانوار، ج 71، ص396

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 17:14  توسط دکتر مرتضایی  | 

 

وظايفى اخلاقی زن در خانواده

زن به دليل نقش خاصي که در دستگاه خلقت بر عهده دارد، به سرمايه هاي دروني بس گران بهايي مجهز است که جامعه بشري در رشد خود نيازمند اين ارزش ها است. يکي از اين سرمايه هاي دروني عاطفه است که در طول تاريخ و در تمامي اجتماعات نمودهاي بسيار شکوهمندي داشته است. اين ميل دروني اگر چه در همه انسان ها کم و بيش وجود دارد اما بهره زن از اين عطيه الهي بيشتر است. اين ميل مقدس از يک سو زنان را براي همه نوع فداکاري، جهت زندگي و همسری آماده مي کند و همچون شمع فروزاني محفل خانواده را روشن مي سازد; از سويي ديگر، زحمات طاقت فرساي پرورش نسلي را بر عهده دارد. به بيان ديگر: جامعه  سالم نيازمند داشتن خانواده هاي سالم است و سعادت و سلامت هر جامعه در خانواده ها پي ريزي مي شود و شمع فروزان محفل خانواده زن است. آنان هستند که با آکنده ساختن کانون خانواده از انس و صفا و الفت مي توانند فضاي فکري، فرهنگي، ديني و گفت وگو هاي سياسي و اجتماعي را نوراني کنند و عملا درس مهر و صفا و از خود گذشتگي را از طريق فرزندان و همسران خويش به آيندگان بياموزند.

چنان  که در تنظيم صحيح اقتصاد خانواده مي تواند تاثير به سزايي داشته باشد و با تدبير و برنامه ريزي عاقلانه مرد را در تامين هزينه و مخارج زندگي ياري رساند و به اين وسيله الگوي مناسبي براي فرزندان خود باشد.

با نگاهی به آیات و روایات در می یابیم  جایگاه و مقام زن در خانواده ازدیدگاه اسلام از  اهمیت خاصی برخوردار است تا آنجا که جهاد زن در میدان زندگی ، نیکو همسرداری کردن  معرفی می شود . همسرداری نیکو توسط زن تنها یک نقش نیست بلکه یک هنر است، هنری که اگر زن آن را هنرمندانه در صحنه زندگی به اجرا بگذارد ، به ایفای بهتر نقش  مرد در جامعه کمک می کند.

اگر زنان جامعه  بدانند که پایگاه اصلی خدمت و انجام وظیفه شان خانه است و دیگر وظایف در راستای این مسئولیت مهم و خطیر تعریف شده است، محیط خانه ها گرم، روشن و پرمهر خواهد شد و روشنی و گرمای هر خانه پیشرفت جامعه را تضمین خواهد کرد. متأسفانه در جامعه به جای تجلیل از زنان موفق در خانه و خانواده به نقش و جایگاه زنان در جامعه و موفقیت شان در مشاغل اجتماعی بیشتر اهمیت داده می شود.

و اگر این موضوع به کم اهمیت جلوه دادن خانه وخانواده بیانجامد، جامعه بیشترین صدمه و خسارت را  خواهد دید. زن به عنوان نگهبانی امین، حافظ زندگی در طوفان های حوادث سخت و دشوار است.او رازدار شوهر و امانت دار اموال اوست.

احترام او به همسرش نه از روی ضعف و ذلت بلکه از روی عقل و محبت است. او هر روز میزبان مردی است که پس از تحمل اوقاتی  سخت به محیط امن و آرام زندگی باز میگردد و تا جایی که توان دارد از بهترین مهمان خانه اش پذیرایی می کند. 

یک زن مسلمان به همسرش به عنوان یک دوست نگاه می کند و خود او اولین کسی است که شرایط  یک زندگی اداری و خشک را تغییر داده  و صمیمیت و محبت را جایگزین آن می سازد. او با حفظ موقعیت و جایگاه خود در خانه خوب می داند هر چه را که باعث کوچکترین خدشه و تزلزل در این بنیان مقدس  خواهد شد کنار بگذارد و برای سازندگی هر چه بیشتر  در زندگی اش ،ایثار کند. ایثار و گذشتی که به رشد و ترقی جایگاه مرد می انجامد ونهایتا به ارتقاء جامعه منجر خواهد شد.

مهمترین نقش هاوفضائل اخلاقی زن در جامعه بشری

نقش و ارزش زن در جامعه تا حدي است كه به فرموده رهبر فقيد انقلاب «از دامان زن، مرد به معراج مي رود. زن يكتا موجودي است كه مي تواند از دامن خود، افرادي به جامعه تحويل دهد كه از بركاتشان يك جامعه، بلكه جامعه ها به استقامت و ارزش هاي والاي انساني  كشيده شوند.

نقش زن در جامعه بالاتر از نقش مرد است؛ براي اينكه زنان، بانوان، علاوه بر اينكه خودشان يك قشر فعال در همه ابعاد هستند ،قشرهاي فعال را در دامن خودشان تربيت مي كنند.

يعني زناني با عنوان مادر هستند كه مي توانند افرادي چون خميني ، مطهري ، رجائي ، بهشتي، صياد شيرازي،كشوري ، شيرودي و امثالهم را پرورش دهند كه سرنوشت تاريخ به دست آنها تغيير كند . و اينگونه مادران به واقع مصداق حديث شريف منقول از حضرت رسول اكرم (ص) است كه : «بهشت زير پاي مادران است .1

در مقابل مادراني هم بوده اند كه انسانهاي فاسد و خونريز و سفاكي به جامعه تحويل داده اند .در اینجا به تشریح اقسام مهمترین فضائل اخلاقی زنان می پردازیم

الف :فضائل اخلاقی زن به عنوان زن

ب :  فضائل اخلاقی زن به عنوان همسر

ج:  فضائل اخلاقی  زن به عنوان مادر

د:  فضائل اخلاقی  زن در فضاي خانواده

زنان برای ایفای این نقش های مهم وکلیدی بایستی پاره ای ازفضائل اخلاقی مربوط  به این نقش ها را شناسایی وخود را پایبند به انها نمایند تا جامعه بشری شاهد نسلی سالم وخانواده هایی مستحکم باشد.

الف : فضائل اخلاقی زن به عنوان زن

 1- حيا

حيا در لغت‏يعنى شرم داشتن از ارتكاب زشتى‏ها و در اصطلاح حالت روانى خاصى است كه موجب متانت و وقار در رفتار و حركات و سكنات انسان مى‏شود . در نتيجه هر چه اين حالت در انسان قوى‏تر باشد، شخصيت آدمى وزين‏تر و رفتارش سنجيده‏تر خواهد بود و از آنچه با آراستگى شخصيت منافات دارد، بيش‏تر اجتناب مى‏كند .

حيا در روايات جايگاهى ويژه دارد، به گونه‏اى كه آن را محصول ايمان و حتى عين ايمان شمرده‏اند . امام صادق (ع) مى‏فرمايد: «حيا از ايمان است و ايمان در بهشت است .» 2

«حيا و ايمان در يك رشته و همدوش همديگرند; چون يكى از آن دو رفت، ديگرى هم مى‏رود .» 3

 

بنابراين، حيا ثمره ايمان است

وجود حيا در زن تأثيرات بسيار مثبتي بر روح و روان وي دارد. عفاف و پوشيدگي همچون سد و حفاظي است كه زن در سايه آن از هر ذلّت و تحقيري در امان مي‏ماند. دين اسلام با واجب كردن حجاب، نمي‏خواهد زن بازيچه دست شهوت‏پرستان باشد و ارزش او به ميزاني تنزّل كند كه تنها وسيله‏اي براي اطفاي شهوات به حساب آيد. اسلام خوشي‏هاي مشروع را براي زن مي‏پسندد و البته تأمين آن را در سايه حيا و عفت قرار مي‏دهد. عفاف، كه ثمره حجاب و پوشش است، عامل آرامش و سكون انسان و دور ماندن او از عوامل اضطراب و در نهايت، موجب رضايت وجدان است. چه بسيارند عوامل ناامني فكري و ذهني كه عفاف مانع بروز آن‏هاست. عفاف موجب احساس امنيت و شرف آدمي است و باعث مي‏شود كه آدمي بتواند در طول حياتش درست فكر كند و نيكو تصميم بگيرد.

زن به دليل اينكه عواطف و احساسات قوي‏تري نسبت به مرد دارد، از نظر رواني نفوذپذيرتر از مرد است؛ يعني بيش از مرد از عوامل بيروني متأثر مي شود. اين تأثّر و نفوذپذيري وقتي از يك منبع، يعني از سوي شوهر باشد، باعث مي‏شود وحدت و يگانگي رواني زن حفظ شود، ولي وقتي زن بدون حجاب در اجتماع مردان نامحرم حاضر مي‏شود، به آساني تحت تأثير رواني و عاطفي آنان قرار مي‏گيرد و وحدت رواني او از بين مي‏رود و با از بين رفتن وحدت رواني، دچار اضطراب و آشفتگي مي‏شود.4

در منابع اسلامي، درباره برخي از آثار رواني حجاب و بي‏حجابي مطالب زيادي وجود دارند؛ مثلا، در آيه 60 سوره «نور» درباره فلسفه حجاب مي‏فرمايد: (وَ اَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ)؛ و اگر «زنان» خود را بپوشانند براي آن‏ها (خير) بهتر است. كلمه «خير»، كه به معناي سود و نفع است، به دليل اطلاقش، هم شامل نفع مادي مي‏شود و هم نفع معنوي. در آيه 53 سوره احزاب، سود و نفع حجاب مشخص‏تر بيان شده است: (ذلِكُمْ اَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ) اين كار (حفظ حريم بين زن و مرد) براي پاكي دل‏هاي شما و آن‏ها بهتر است. بنابراين، مي‏توان گفت: طبق اين دو آيه، اثر مهم حجاب براي زن، طهارت و پاكي قلبي است كه مقدّمه‏اي براي رسيدن به سلامت قلبي (قلب سليم) است و در روان‏شناسي، از آن به «سلامت رواني» تعبير مي‏شود.

همچنين در آيه 30 سوره «نور» درباره تأثير حفظ عفّت مرد به واسطه نگاه آلوده نكردن به زن مي‏فرمايد: (وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ اَزْكي لَهُمْ)؛ و عفاف خود را حفظ كنند. اين براي آنان پاكيزه‏تر است.

در روايات نيز به تأثير رواني حجاب بر زن اشاره شده است. امام علي(عليه‌السلام) در وصيت خود به امام حسن(عليه‌السلام) مي‏فرمايد: «(زنان را) در پرده حجاب نگاه دار تا نامحرمان را ننگرند؛ زيرا سخت‏گيري در پوشش، عامل سلامت و استواري آنان است.»5

همچنين آن حضرت در حديث ديگري مي‏فرمايد: «پوشش و حجاب براي حال زن بهتر است و سبب دوام زيبايي او مي‏شود.» منظور از حال زن در اين حديث، وضعيت رواني اوست كه رعايت حجاب سبب تعادل بهتر آن مي‏شود. و نيز پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) مي‏فرمايد: «بهترين زنان شما زنان پاك‏دامن و عفيف هستند.» اين روايت نيز همان چيزي را مي‏گويد كه در آيه 60 سوره «نور» گذشت.6

2- عدم خودنمايي» و «تبرّج

منظور از «خودنمايي» و «تبرّج»، جلوه‏گرى و دلبرى كردن براى تصاحب قلب ديگرى است.

يكى از ويژگي‏هاى مهم زنان، خصيصه تبرّج و خودنمايى است كه به صورت غريزى و طبيعى در آنان وجود دارد. تبرج در اسلام عبارت است از ظاهر ساختن آنچه زنان باید پنهان دارند و برای حالتی مورد استفاده قرار می‌گیرد که زنی از حجاب اسلامی خارج شود وزیبایی های خود را نزد  نامحرم آشکار کند.

تمام مذاهب و فرقه هاي اسلامي هر نوع تبرج و استفاده از قابليت هاي جنسي را براي جلب انتظار عمومي، ممنوع مي دانند. تبرج از كنار گذاشتن حجاب اسلامي شروع و تا روسپي گري، كه در جهان امروز يكي از اركان تجارت شده است، كشيده مي شود و البته همه مراتب آن از نظر مذاهب اسلامي ، ممنوع است قرآن در دو آيه از آيات حجاب، از تبرّج و خودنمايى زنان صحبت كرده و آن را محدود به محيط خانواده كرده است. در يك جا مي‏فرمايد: (وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَي) 7

اى زنان (در برابر نامحرم) ظاهر نشويد و خودنمايى نكنيد؛ مانند خودنمايى دوران جاهليت نخستين؛ در آيه ديگر مي‏فرمايد: (غَيْرَ مُتَبَرِجاتٍ بِزينَهٍ)8

 زنان، (در برابر نامحرمان) با  زينت‏هاوآرايش‏هايشان‏خودنمايي‏نكنند.

قرآن در اين آيات فقط زنان را از تبرّج و خودنمايى و به نمايش گذاشتن جاذبه‏هاى جنسى خود در برابر نامحرم نهى كرده. و از تبرّج مردان سخنى نگفته است. از ظاهر اين مطلب فهميده مي‏شود كه غريزه خودنمايى و تبرّج از ويژگي‏هاى خاص زنان است و در مردان وجود ندارد. به همين دليل پوشش و حجاب تنها براى زنان واجب شده است.

بیانات آیت الله خامنه ایی

در اسلام، تبرّج ممنوع است. تبرّج، يعنى همان خودنمايى زنان در مقابل مردان، براى جذب و فتنه‌انگيزى. اين، يك نوع فتنه است و خيلى اشكالات دارد. اشكالش فقط اين نيست كه اين دختر جوان، يا اين پسر جوان به گناه مى‌افتند - اين اوّليش است، شايد بتوانم بگويم كوچكترينش است - دنباله‌اش به خانواده‌ها مى‌رسد. اساساً آن‌گونه رابطه‌ى بى‌قيد و شرط و بى‌قيد و بند، براى بناى خانواده سمِ‌ّ مهلك است، چون خانواده با عشق زنده است. اصلاً بناى خانواده با عشق است. اگر اين عشق - عشق به زيبايى، عشق به جنس مخالف - در صد جاى ديگر تأمين شد، ديگر آن پشتوانه‌ى قوى‌اى كه استحكام خانواده بايد داشته باشد، از بين خواهد رفت و خانواده‌ها متزلزل مى‌شود و به همين وضعى درمى‌آيد كه امروز متأسّفانه در كشورهاى غربى هست، بخصوص در كشورهاى اروپاى شمالى و امريكا.

اخيراً امريكاييان به‌شدّت دچار اين مشكلند. خانواده‌ها متلاشى مى‌شوند و اين مصيبت بزرگى شده است. اين مصيبت هم در درجه‌ى اوّل، ضررش به خود خانمها برمى‌گردد. البته مردان هم بسيار سختيها مى‌كشند، اما بيشتر به زنان مى‌رسد، بعد هم به آن نسلى كه متولّد مى‌شود. اين نسل بزهكار و تبهكار موجود دنيا و امريكا را مى‌بينيد؟ اينها همه‌اش از آن‌جا شروع مى‌شود، يعنى مقدّمه و كليد شرّى است كه دنبالش همين‌طور پى‌درپى شرور مى‌آيد!

گرايش به زيبايى، امر مطلوبى در شرع اسلام است، منتها آن چيزى كه بد و مضرّ است، آن است كه اين وسيله‌اى براى فتنه و فساد و تبرّج شود. همان‌طور كه گفتم، ضررهايش تا خانواده و نسل بعد هم مى‌رسد.

زن بايد تبرّج - يعنى خودنمايى - نداشته باشد، ممنوع است. اين، در فرهنگ اسلامى ممنوع است. زن بايد خودنمايى نکند. اگر محيط جامعه، محيط خودنمايى زن شد، به کلى همه چيز به هم مى‏ريزد و اولين چيزى هم که ضربه مى‏بيند، امور جدى جامعه است. خانواده، سلامت جوانها و عفاف و عصمت آنها ضربه مى‏بيند.9

3- حجا ب و عفاف

پاسدارى از حريم خانواده بر زن و مرد لازم است. داشتن عفت و حجاب نيز بر هر دو ضرورى است. قرآن مى فرمايد: به مردان مؤمن بگو چشمان خود را از نامحرم فرو بندند و دامن خود را از گناه باز دارند... و به زنان مؤمن نيز بگو چشمان خود را از نگاه هاى هوس آلود بازگيرند و دامن خود را از گناه حفظ کنند و زينت هاى خود را در مقابل نامحرمان نمايان نسازند.10

اما حفظ عفت و رعايت حجاب در مورد زنان ويژگى هاى خاصى دارد که شايسته است آنان براى پاسدارى از حريم خانواده ها حتماً در پوشش حجاب و عفاف باشند. از منظر آيات وحى حفظ حجاب براى زنان آنچنان اهميت دارد که حتى نوع پوشش، آهنگ صدا، آرايش هاى او و نکات ريز ديگرى نيز به صراحت در قرآن آمده است.

هزاران پرونده جنايي و ناموسي، فحشا و روابط نامشروع بي‌شمار از عواقب تلخ بلاي بي‌حجابي و بدحجابي است که گريبان دنياي امروز را گرفته است.

امام صادق (عليه السلام) فرمود: بهترين زنان شما آن زنى است که چون با همسرش خلوت کند زره حياء را از خود دور سازد و چون از خلوت شوهرش بيرون آيد زره حياء را بر تن کند و حجاب و عفت خود را که نشانه حياى اوست کاملا رعايت نمايد. رسول خدا(صلى الله عليه و آله) در مورد بانوان شايسته صفاتى را برشمرده که از جمله آنها آرايش براى همسر و پوشش کامل از ديگران است

حجاب، حصار و حريم عفت زن و سنگر محکمي است که راه ورود فساد و هرزگي‌ها را سد مي‌کند و به زن شخصيت و احترام مي‌بخشد تا ملعبه شهوات و بازيچه بوالهوسي‌ها قرار نگيرد.

در جامعه‌اي که زنانش با حجاب صحيح و پوشش کامل رفت و آمد کنند، جوانان هم با خاطري آرام به کار خود مشغول مي‌شوند و دور از هر گونه تحريک بي‌جا و خيال خام، در زمان مناسب، با رضايت و خرسندي به تشکيل خانواده علاقمند مي‌گردند و ازدواج مي‌کنند.

آنچه موجب جلب توجه مردان مي گردد ؛ مانند استعمال عطرهاي تند و زننده و هم چنين آرايش هاي جالب نظر در چهره ممنوع است و به طور کلي زن در معاشرت نبايد کاري بکند که موجب تحريک و تهييج و جلب توجه مردان نامحرم گردد

بیانات آیت الله خامنه ایی

حجا ب و عفاف به خاطر ماندگاری وسلامت خانواده است

مساله محرم و نامحرم و حجاب و نگاه کردن و نگاه نکردن و معاشرتهای ناسالم و مضّر، این چیزهایی که در اسلام این قدر تأکید شده و دربعضی از کشورها و جاهایی که از اسلام دورند، اینها رعایت نمی شود، اینها اگر چه یک محدودیتّی برای زن و مرد بوجود می آورد، امّا اینها را شارع مقدس برای حفظ خانواده، برای ماندگار شدن این بنای مهم تحکیم و تشریع کرده است که اگر در همین چیزها هر انسانی تدبیر کند و تأمل بکند، حکمتهای بسیار بزرگی را خواهد دید.11

«این محرم و نامحرمها، این حجاب و حفظ زن، این «قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ... و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنَّ و یحفظن فروجهنَّ» سوره نور آیه 30، چشمهایتان را به هر منظره‌ای باز نکنید، به هر چیزی نگاه نکنید تا به هر طرفی کشانده نشوید این برای چیست؟ این برای این است که این زن و شوهر به هم مهربان و وفادار بمانند. در اسلام، یک زن و مرد در مقابل هم مسئول هستند و به هم علاقمندند، به هم محتاج و وابسته اند. یک سلسلة عظیم و طولانی که از احکام ناشی می‌شود از چیست؟ از اینکه می¬خواهند خانواده محکم بماند و این زن و شوهر به هم خیانت نکنند و با هم باشند.12

زنان باید بدن خود را از نامحرم بپوشانند. یكی از عللی كه در غرب بنیان خانواده را سست كرده و از هم گسیخته، خودنمایی زنان با بدن های عریان است. مردان ایرانی، حتی افراد بی بند و بار و به اصطلاح متجدد، زنی را كه با اندام بدون پوشش و لباس های كوتاه و تنگ در برابر نامحرم ظاهر شود، برای همسری نمی پسندند.

4- آشنایی با روش‌های صحیح برخورد با همسر و فرزندان

«راهنمایی و آشنا کردن زنان با روش‌های صحیح برخورد با همسر و فرزندان با استفاده از تجربیات پیشرفته بشری اهمیت بسیاری دارد.»13

ب: فضائل اخلاقی زن به عنوان همسر

زن در مقابل شوهر بايد متواضع، مهربان، صميمي و دلسوز باشد. حافظ حريم خانواده، عفت و پاکدامني خود و تامين کننده نيازهاي جنسي و عاطفي شوهر باشد. هر چه زن در انجام اين مسووليت ها نسبت به شوهر اهتمام بيشتري داشته باشد شخصيت او نزد شوهر محبوبتر و ارزش او والاتر خواهد بود و به استحکام زناشويي آنها افزوده خواهد شد. به پاره ای از احادیث حضرات معصومین در این مورد توجه نمایید. امام موسی کاظم می فرمایند:جهاد زن خوب شوهرداري است و این موضوع در جایی است که جهاد مرد در پیشگاه خداوند مبارزه با دشمن دین تا سرحد مرگ و ریخته شدن خون است.

پیامبر رحمت و مهربانی در حدیثی می فرمایند: جهاد زن مواظبت مراقبت و نگهداری شوهر است.

14

پيغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود :هر زني كه در مقابل بد اخلاقى ‏هاى شوهرش ‏بردبارى كند خدا ثواب آسيه دختر«مزاحم‏»را به وى عطا خواهد كرد. 15

 

امام صادق عليه السلام فرمود :هر زنى كه به شوهرش احترام كند و آزارش نرساند خوشبخت و سعادتمند خواهد بود16 .

پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود :بهترين زنان شما ، زن هايى ‏هستند كه داراى محبت ‏باشند.17

 

 حضرت رضا عليه السلام فرمود :بعضی زن ها براى شوهرشان ‏بهترين غنيمت هستند ، زناني كه به شوهرشان اظهار محبت كنند.18

پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود :زن نگهبان و امانتدار اموال شوهرش مي باشد و در اين باره مسؤوليت دارد19.

حضرت محمد (ص) :بهترین زنان شما ، زن عفیف راغب است که در ناموس خود عفت و به شوهر خود رغبت داشته باشد.20 

توجه به ظرايف روحيات همسر

يکي از عوامل استحکام بخش پيوندهاي مودّت ميان زن و شوهر اين است که طرفين بتوانند حالات و روحيات يکديگر را درک کنند. شايد هيچ عاملي به اندازه‌ي درک متقابل روحيات در زندگي خانوادگي، نمي‌تواند آرامش‌بخش و سازنده باشد. مهمترين عامل و سبب محبت نيز معرفت است و درک روحيه و شناخت ابعاد وجودي همسر، از تجلّيات معرفت به اوست.

توجه به انتظارات، خواسته ها و نیازهای یكدیگر

اطلاع از نیازهای طرف مقابل، در هر رابطه، خصوصاً در زندگی زناشویی به ما امكان می دهد بتوانیم از بسیاری سوء تفاهم ها و مشاجرات ناخواسته در زندگی روزمره خود بكاهیم. به عنوان مثال نیازهای مردان را در محیط خانواده می توان به دو بخش اساسی تقسیم كرد

1 - نیازهای عاطفی

شاید بتوان ازدواج را به سپرده گذاری در یك بانك تشبیه كرد. یكی از مقاصد هر یك از ما برای افتتاح حساب و یا افزایش موجودی، حق برداشت از آن است. بسیار طبیعی می نماید كه در روابط عاطفی نیز داد و ستدی وجود داشته و دریافت و پرداختی در كار باشد. هر یك از ما همانقدر كه در روابط عاطفی خود با اطرافیان، خصوصاً در محیط منزل و در ارتباط با همسر محبت پرداخت می كنیم، انتظار دریافت هم داریم. پس الزامی است كه به منظور ایجاد توازن عاطفی در زندگی مشترك و جلوگیری از احساس زیان در یك طرف، از نیازهای اصلی یكدیگر مطلع باشیم. اما نیازهای عاطفی مردان چه هستند؟

مقبولیت: از مهمترین نیازهای عاطفی مردان مقبول بودن و مورد پذیرش قرار گرفتن است. تمام مردان نیازمند آن هستند تا به آنها اثبات شود كه در محیط خانواده، خواستنی هستند نه به خاطر شغل، درآمد و یا مقام و موقعیت اجتماعی، كه تماماً صوری و موقتی هستند بلكه فقط به خاطر وجود خودشان.

اعتماد: از دیگر نیازهای اساسی مردان، مورد اعتماد بودن است. اگر مردی در محیط خانواده با این احساس ناخوشایند روبرو شود كه همسر نسبت به او اعتماد و اطمینان لازم و كافی را (در هر زمینه) ندارد، احساس بی كفایتی، عدم اعتماد به نفس و ناخشنودی بر وجود او مستولی شده، احساس می كند حامی خوبی برای خانواده اش نیست. حتی تصور این كه زن، شوهرش را بی لیاقت و بی كفایت بداند و در موقعیت های دشوار و یا حتی معمول زندگی، آن طور كه باید او را تكیه گاه قرار ندهد برای مرد به منزله مرگ عاطفی است. اگر برداشت زن از مرد با تواناییها، امكانات و استعدادهای او بی تعصب و واقع بینانه باشد و توقعات و انتظارات خود را بر مبنای واقعیت تنظیم كند، احساس عدم امنیت و اطمینان و یا بی لیاقتی را به شوهر و محیط خانواده خود منتقل نمی كند. چطور ممكن است فرزندان، پدر را مظهر قدرت و تكیه گاه خود بپندارند در حالی كه مادر با حركات خواسته یا ناخواسته خود، اقتدار و كفایت را از شوهر خود سلب می كند؟ چه خوب است به جای تنزل جایگاه مرد در خانواده به منزلت اصلی و واقعی او بیندیشیم و آن را به شریك زندگی خود هدیه كنیم تا با احساس امنیت بیشتر، بر تلاش خود برای درك خانواده و ارتقاء كیفیت و كمیت ارتباطات و بهبود وضعیت رفتاری و اخلاقی خود بیفزایند. فرزندان نیز با اطمینان به قدرت فكری و توانایی های پدر، خود را در جامعه تنها و بی یاور و بدون پشتیبان تصور نمی كنند. احساس بی پشتوانگی فرزندان سبب می شود تا دیدگاهی منفی از دنیا، افراد و موقعیت ها در ذهن آنان شكل بگیرد. برای فرزند مهم است پدرش را مظهر قدرت و قهرمان تصور كند. علاوه بر این هر مردی در اعماق وجود خود می خواهد در نظر خانواده اش قهرمانی ارزشمند باشد. پهلوانی كه در هر شرایطی مورد اطمینان خانواده قرار داشته، به عنوان الگویی از دانش و چاره اندیشی، حلاّل مشكلات خانواده و اطرافیان است.

تشویق: تشویق نیز یكی دیگر از نیازهای مردان است. هر مردی برای امیدوار بودن به زندگی، به تشویق همسر خود نیازمند است. تشویق و قدرشناسی از زحمات و تلاشهای مرد، احساس ارزشمندی و رضایت را به او هدیه می كند. تحسینِ ویژگیهای منحصر به فرد، استعدادها، خلق و خو، توانایی و مقاومت مرد، احساس امنیت را به او هدیه می كند. همه ما قبول داریم رفتاری كه مورد تشویق قرار گیرد تكرار خواهد شد. پس بیایید به جای آن كه عیوب طرف مقابل را به رخ او بكشیم و یا نقصان و ناتواناییهای او را به طور مداوم به خودش (و یا در جمع) یادآور شویم، اعمال نیكو، نقاط قوت و تواناییهایش را این بار نه فقط در خلوت، كه در جمع نیز متذكر شویم تا رفتار نامناسب به شیوهای ضمنی و غیرمستقیم كاهش یابد.

2 - نیازهای اخلاقی

علاوه بر نیازهای ذكر شده، مردان نیازهای دیگری نیز دارند كه بد نیست از آنها به عنوان نیازهای اخلاقی یاد كنیم. خلق خوش و نیكوی خانم منزل یكی از پایه های نگهدارنده و حتی شاید بتوان ادعا كرد اصلیترین ستون زندگی مشترك محسوب می شود. زنانی كه ناخواسته در محیط منزل و در مقابل شوهرانشان پرخاشگری می كنند خوب است متوجه این نكته باشند كه اگر گلایه ای از شوهران خود دارند، با لحنی آرام و با كلماتی مناسب و بدون توهین به شخصیت شوهر، آن را مطرح كنند. از طرفی مردان نیز از این زاویه به قضیه بنگرند كه پرخاشگری در زن، نتیجه احساس عدم امنیت عاطفی و روانی در اوست. چه خوب می شد اگر هر دو طرف به جای آنكه مثل كوه، تنها صوت را انعكاس داده و فریاد بكشند، علت رفتار پرخاشگرانه را جویا شوند .

هماهنگی با شوهر: برای حفظ هر نظامی هماهنگی ضروری است. بنابراین چنانچه زن با شوهر هماهنگی نداشته باشد و از او تبعیت ننماید، نظام خانواده به هم خواهد خورد. بدیهی است هماهنگی زن با شوهر در اموری است كه خارج از منطق و وظیفه نباشد، و متقابلاً شوهر نیز باید در این هماهنگی، مقابله به مثل نماید.

تمكین و تأمین نیاز جنسی:یكی از انگیزه های مهم در ازدواج نیاز جنسی است كه ضرورت دارد طرفین در ارضای این نیاز اقدام كنند.

بیانات آیت الله  خامنه ایی         

زوجيت و دو جنسى در طبيعت بشر، براى هدف بزرگى است. آن هدف، عبارت است از سكون و آرامش، تا شما در كنار جنس مخالف خودتان در درون خانواده - مرد در كنار زن، زن در كنار مرد - آرامش پيدا كنيد. براى مرد هم آمدن به داخل خانه، يافتن محيط امن خانه، زن مهربان و دوستدار و امين در كنار او، وسيله‌ى آرامش است، براى زن هم داشتن مرد و تكيه‌گاهى كه به او عشق بورزد و براى او مانند حصن مستحكمى باشد - چون مرد جسما قويتر از زن است - يك خوشبختى است، مايه‌ى آرامش و سعادت است. خانواده اين را براى هر دو تأمين مى‌كند. مرد براى پيدا كردن آرامش، به زن در محيط خانواده احتياج دارد، زن هم براى يافتن آرامش، به مرد در محيط خانواده نيازمند است - «لتسكنوا اليها  » - هر دو براى سكون و آرامش، به هم احتياج دارند.21

اسلام همین غریزه جنسی را پشتوانة بنای خانواده قرار داده است. یعنی، وسیلة استحکام خانواده قرار داده است. یعنی چه؟ یعنی وقتی زن و مرد عفیف‌اند و متدین و خداترس‌اند و طبق دستور اسلام از گناه در باب غریزة جنسی اجتناب می‌کنند، طبیعتاً نیاز زن و مرد به یکدیگر دراین مورد بیشتر خواهد شد. وقتی به هم زیادتر احتیاج داشتند، این بنای خانواده که پایه اصلی‌اش زن و مرد است، مستحکم‌تر خواهد شد.

اسلام می خواهد این پشتوانه را از خانواده نگیرد. اسلام می‌خواهد این انسانها بیرون از محیط خانواده این غریزه را اشباع نکنند تا نسبت به خانواده بی‌قید و بی‌اعتناء و لاابالی بشوند، لذاست که جلوی راه را سد می کند.  22   

آشنایی بافن خانه داري و همسرداري

در نظام اسلامي زنان بايد از درک سياسي برخوردار باشند و فن خانه داري و همسرداري را بدانند و در صحنه فعاليت‌هاي اجتماعي، سياسي، علمي و خدمات، مظهر عصمت، طهارت و متانت باشند و به اين مهم توجه کنند که حجاب شرط اول است. زيرا بدون حجاب زن فراغت لازم را براي دستيابي به مراتب بالا بدست نخواهد آورد.»     23

تواضع در برابر همسر

« معاشرت معروف » در روابط ميان زن و مرد ، يکي ديگر از پايه‌هاي تحکيم و دوام خانواده به حساب مي‌آيد. در حسن معاشرت زن با شوهر، عامل تواضع ، عنصري چشمگير و اساسي است. زن از عطوفت شوهرش لذت بيشتري مي‌برد و مرد از محبت احترام‌آميز زن، بيشتر محظوظ مي‌شود. ليکن تواضع متناسب، از مواردي است که مي‌تواند مرد را در زندگي خانوادگي، سرشار از رضايت خاطر و خشنودي نمايد و به همه‌ي هستي او مراتب لذت همنشيني و انس با همسرش را بچشاند زيرا مفهوم « قواميت تکويني شوهر بر زن» ايجاب مي‌کند که رفتار زن با شوهر خاضعانه‌تر و رفتار مرد با زن دلسوزانه‌تر باشد. حضرت فاطمه (س) با وجودي که کفو و همتاي علي(ع) و دختر سرور کائنات است، در مقابل همسرش، تواضعي ستودني دارد. به عنوان نمونه، وقتي در برابر شفاعت علي(ع) از خليفه که براي عيادت او اذن مي‌خواستند ، قرار مي‌گيرد ، با اين عبارت متواضعانه پاسخ مي‌فرمايد: «يا علي، البيت بيتک و انا امتک»، «علي جان، خانه خانه‌ي توست و من کنيز توام.24  

بیانات آیت الله خامنه ایی

گاهی زن، یک خانم باسواد تحصیل کرده است که مثلاً حالا با یک مرد کارگری ازدواج کرده است. او حق ندارد مرد را تحقیر کند. مرد، باز هم برای او نقطة اتکایی است باید به او تکیه کند. باید او را از لحاظ روحی چنان حفظ کند که بشود به او تکیه کرد، این خانوادة سالم است. اگر خانواده را این طوری تشکیل دادید، بدانید که یک رکن اساسی سعادت خودتان را تأمین کرده اید. 25

 زینت و آرایش برای شوهر

زن باید برای جلب توجه شوهر به نظافت و آرایش خود برسد و لباس آراسته بپوشد. انجام این امر به قدری مهم است كه در بعضی از موارد به از هم پاشیدگی اساس خانواده می انجامد. در اینجا لازم به یادآوری است كه هیچ شوهری از زنی كه برای دیگران خودآرایی و خودنمایی كند، خوشش نمی آید.

مایه آرامش همسر خود بودن

بیانات آیت الله خامنه ایی

«زن مسلمان بايد... در محيط خانه دل آرام مرد، شوهر و فرزندانش باشد، مايه آرامش زندگي و آسايش محيط خانواده باشد».26

عدم تحریک غیرت همسر خود

به دختران جوان سفارش می‌کنم، که در برخوردشان با مردهای بیگانه، کاری نکنند و حرفی نزنند که حسّ حسادت و غیرت شوهرانشان را تحریک نمایند.«این حسادتها بدبینی می‌آورد و پایه‌های محبّت را سست می‌کند و از ریشه می‌سوزاند.  27

 پرهيز از تقاضاي نامقدور
در زندگي مشترک معمولاً اگر تقاضايي از سوي زني در برابر همسرش مطرح شود و شوهر قادر بر پاسخ نباشد ، نوع خاصي از احساس سرشکستگي را در خود خواهد يافت و اين واقعيت روح او را خواهد آزرد.

آن‌چه از سطور نوراني زندگي خانوادگي فاطمه(س) به دست ما رسيده است، نشان دهنده‌ي اين حقيقت است که فاطمه (س) به اين معني توجه وافر داشته و اين نکته‌ي ظريف را همواره رعايت مي‌فرموده است چنان‌که در تاريخ زندگي معصومانه‌اش آمده است

برانگيختن نقاط قوت رفتاري در شوهر

زنان قابليت‌‌هاي بسياري براي برانگيختن نقاط قوت رفتاري در شوهرشان دارند. تقريباً همه مردان مي‌توانند يک شخصيت مثبت داشته باشند و اين، بستگي به‌شيوه رفتاري همسرشان دارد. به‌عبارتي مي‌توان گفت: مردها دوبار تربيت مي‌شوند، يک‌بار توسط والدينشان، بطور‌ي که بتوانند فرزند خوبي براي آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان به‌نحوي که بتوانند شوهر خوبي براي همسرشان باشند، اما اگر در اين راستا قدمي برداشته نشود، تحولي صورت نخواهد گرفت

بیانات آیت الله خامنه ایی

زن باید ضرورت‏های مرد را درک کند و بر او فشارِ روحی و اخلاقی وارد نسازد. کاری نکند که او در امر زندگی مستأصل شود و خدای ناکرده متوسل به راه‏های خلاف و نادرست شود. باید او را به ایستادگی و مقاومت در میادین زندگی تشویق کند و اگر چنانچه کار او مستلزم این است که مثلاً نمی‏تواند یک مقداری به وضع خانواده رسیدگی کند، این را مرتّب به رخ او نکشد.

اگر مرد خانه، فعالیتی چه علمی و چه جهادی و سازندگی و چه برای کسب روزی و چه برای کارهای عمومی دارد، زن سعی کند فضای خانه را برای او مساعد کند که او بتواند با روحیه خوب سر کار برود و با شوق به خانه برگردد.

همه مردها دوست دارند وقتی وارد خانه شدند، خانه به آن‏ها آرامش و امنیّت بدهد و احساس راحتی و آسودگی کنند. این وظیفه زن است.

زن یک وظایفی دارد که عاقلانه باید آن وظایف را تشخیص دهد. زن‏ها بدانند که اگر زنی، عقل و هوشمندی به خرج دهد، مرد را اداره خواهد کرد. درست است که مرد از لحاظ هیکل قوی‏تر است، امّا خدای متعال طبیعت زن را طوری آفریده که اگر زن و مرد، طبیعی و سالم باشند و زن عاقل باشد، کسی که در دیگری بیشتر نفوذ دارد، زن است، که البته با زرنگی به خرج دادن و رندی و تحکّم و زورگویی نمی‏توان به آن رسید. بلکه با ملایمت، استقبالِ خوب، خوشرویی، یک مقدار تحمل کردن ـ البته اندکی، خیلی هم لازم نیست تحمّل کند ـ که خدای متعال در طبیعت زن، این تحمل را قرار داده است... زن باید با شوهر خود این طور برخورد کند. ...

بعضی از زن‏ها نسبت به مردها سخت‏گیری می‏کنند. مثلاً باید این را حتماً بخری! باید این جور خانه‏ای حتماً فراهم کنی! فلان کس این طور خریده، من اگر نخرم مایه سرشکستگی می‏شود. با این حرف‏ها شوهر خود را اذیت می‏کنند که این درست نیست. 28

ج: فضائل اخلاقی  زن به عنوان مادر

كلمه امّ كه در قرآن و روايات به طور فراوان ذكر شده، به معناى ريشه و سرچشمه است، و به خاطر اين كه كودك حداقل شش ماه و حداكثر نه ماه در رحم زن است، و با تمام قوا جسم و روح خود را از مايه هاى وجود زن مى گيرد، و به طور دائم از كارگاه جسم و اعصاب و جان زن تغذيه مى كند، از وجود او نسبت به كودك تعبير به امّ شده است.

در حقيقت مادر اصل، ريشه و سرچشمه وجود كودك است، و كودك انعكاسى از واقعيات جسمى و روحى مادر، و ميوه اى از آن شجره مباركه است.

مدت اقامت نطفه در صلب پدر، بسيار اندك، ولى در رحم مادر نزديك به دويست و هفتاد روز مهمان است.

روى اين حساب تمام يا اغلب گيرندگى و اثرپذيرى او از مادر است، و به همين علت حسابى كه اسلام براى مادر باز كرده براى غير او باز نكرده است.

آثار وجودى مادر از جسم و روان، در وجود كودك ظهور مى كند، و طفل در اكثر اطوار و برنامه هاى حياتش خودآگاه، يا ناخودآگاه بر طينت مادر مى طند.

دختر قبل از اينكه ازدواج كند بايد توجه داشته باشد، يا به او توجه بدهند كه مادر فرداست، و مادر فردا بايد از امروز در غذا، رفت و آمد، معاشرت، برخورد، تربيت، ادب و ايمان دقت كند، تا موجد و مولّد نسلى پاك، سالم، باارزش و مؤدب به آداب باشد.

از امپراطور فرانسه ناپلئون نقل مى كنند که از او پرسيدند كدام مملكت در نزد تو ارزشش از همه ممالك بالاتر است ؟ گفت كشورى كه تعداد مادرانشان بيشتر باشد!

حيثيت مادربودن بايد براى زن ثابت و پابرجا بماند، و گرنه نسل خوبى بوجود نخواهد آمد.

مادر در فرهنگ اسلام بايد مادربودن خود را براى تربيت و رشد فرزندان حفظ كند.

مادر بايد براى فرزندان مادرى كند، تا فرزندان از نظر فكرى و عاطفى كمبود پيدا نكنند.

زن اگر خصوصيات مادرى را از دست بدهد، و خود را در عرصه گاه آزادى به معناى غربى بيندازد، و با هركس و ناكسى بگويد و بخندد و بنشيند، و رفت و آمد كند، به خود و به شوهر و به فرزند، به خاطر لذائذ جسمى و مادى بى اعتنا باشد، مادر نيست، درنده اى است كه به جان خانواده افتاده، و گرگ خطرناكى است كه شرف و كرامت و عفت و پاكى خانواده را به باد خواهد داد.

مادر براى تحويل دادن فرزندى وزين، مؤدب، پاك، باصلابت، خردمند، بايد داراى وجودى پاك، و فكرى سالم، و اخلاقى انسانى باشد.

امام خمینی (ره ) می فرمایند:مادر بزرگترين مسئوليت وشريف ترين شغل را دارد . شريف ترين شغل در عالم بزرگ كردن يك بچه است ، وتحويل دادن يك انسان است به جامعه . در طول تاريخ از آدم تا خاتم ، انبياء آمده اند تا انسان در ست كنند . شما مي توانيد بچه هايي تربيت كنيد كه حفاظت از انبياء بكنند ، حفاظت از آمال انبياء …   شما هم خود حافظ باشيد وهم نگهبان تربيت كنيد.

خدمت مادر به جامعه از خدمت معلم بالاتر است واز خدمت همه كس بالاتر است واين امري است كه انبياء مي خواستند.29

بیانات آیت الله خامنه ایی

بهترين روش تربيت فرزند انسان، اين است كه در آغوش مادر و با استفاده از مهر و محبت او پرورش پيدا كند.

از جمله وظايفى كه برعهده‌ى زنان در داخل خانه و خانواده است، مسأله‌ى تربيت فرزند است. زنانى كه به خاطر فعاليتهاى خارج از خانواده، از آوردن فرزند استنكاف مى‌كنند، برخلاف طبيعت بشرى و زنانه‌ى خود اقدام مى‌كنند. خداوند به اين راضى نيست. كسانى كه فرزند و تربيت فرزند و شيردادن به بچه و در آغوش مهر و عطوفت بزرگ كردن فرزند را براى كارهايى كه خيلى متوقف به وجود آنها هم نيست، رها مى‌كنند، دچار اشتباه شده‌اند. بهترين روش تربيت فرزند انسان، اين است كه در آغوش مادر و با استفاده از مهر و محبت او پرورش پيدا كند. زنانى كه فرزند خود را از چنين موهبت الهى محروم مى‌كنند، اشتباه مى‌كنند، هم به ضرر فرزندشان، هم به ضرر خودشان و هم به ضرر جامعه اقدام كرده‌اند. اسلام، اين را اجازه نمى‌دهد. يكى از وظايف مهم زن، عبارت از اين است كه فرزند را با عواطف، با تربيت صحيح، با دل دادن و رعايت و دقت، آن چنان بار بياورد كه اين موجود انسانى - چه دختر و چه پسر - وقتى كه بزرگ شد، از لحاظ روحى، يك انسان سالم، بدون عقده، بدون گرفتارى، بدون احساس ذلت و بدون بدبختيها و فلاكتها و بلايايى كه امروز نسلهاى جوان و نوجوان غربى در اروپا و امريكا به آن گرفتارند، بار آمده باشد.

عزيزان من! شما ببينيد زنان غربى، به‌خاطر اين‌كه به خانواده اهميت ندادند، به تربيت فرزند اهميت ندادند، امروز كار جوامع غربى به جايى رسيده است كه ميليونها نوجوان تبهكار و فاسد در كشورهاى اروپايى و امريكايى، در زير سايه‌ى آن تمدن مادى، آن كاخهاى سربرافراشته، آن پايگاههاى اتمى، آن آسمانخراشهاى صدوچند طبقه، آن پيشرفتهاى علمى و تكنولوژيك، در سن ده سالگى، دوازده سالگى مشغول تبهكاريند، دزدند، قاتلند، قاچاقچيند، معتادند، سيگار مى‌كشند، حشيش مى‌كشند! اين، به خاطر چيست؟ به خاطر آن است كه زن غربى، قدر خانواده را ندانست.30

 

 

 

د: فضائل اخلاقی  زن درتامین آرامش فضاي خانواده

ایجاد سکون و آرامش همسران در کنار یکدیگر، یکی از اهداف مهم ازدواج برشمرده شده است. وجود صفا، یک رنگی و صمیمیت در خانواده، علامت توفیق ازدواج در رسیدن به اصلی‏ترین هدف بوده و نشانه آن است که زن و مرد هر دو به وظایف خود در برابر همسر، عمل می‏کنند. در این میان، با توجه به وجود عواطف بسیار قوی در زنان، نقش آنان در تأمین بهداشت روانی خانواده چشم گیرتر است. زن می‏تواند روحیه خسته و ناامید همسرش را در برابر مشکلات تغییر دهد و یا دست کم، سنگ صبور ناراحتی‏ها و آلام او باشد. هم چنان که می‏تواند در تضعیف روحیه همسرش نقش مؤثری داشته باشد و حداقل او را از خود رنجانده و آزرده خاطر ساخته و موجبات تزلزل نظام خانواده را فراهم کند. زن سرچشمه عواطف و منبع اصلي تامين کننده نيازهاي عاطفي در خانواده است و خداوند نيز وجود زن را به گونه اي آفريده است که وجود او سرشار از عواطف و هيجانات است.

زن در خانواده به عنوان منبع اصلي عواطف نقش بسيار مهمي هم در استحکام خانواده و هم در رشد عاطفي و اخلاقي خانواده دارد و با ايفاي اين نقش مهم مي تواند خانواده را تبديل به يک کانون آکنده از مهر و محبت کند و هم موجب آرامش مرد و هم سلامت رواني کودکان شود و در واقع به ارضاي صحيح و به موقع نيازهاي عاطفي از بسياري از ناهنجاري هاي رفتاري جلوگيري کند.

مهمترين وظيفه زن خانه داري است و زن نبايد هيچ مسووليت و کاري را بر اين وظيفه مقدم بدارد، ادامه تحصيل و کار در خارج از خانه نبايد وظيفه اصلي زن که خانه داري و شوهرداري است تحت الشعاع قرار دهد زيرا هيچ کس و هيچ چيزي نمي تواند جايگزين اين نقش مهم زن در خانه شود.
رشد و تعالي خانواده، آرامش آن و بيمه شدن آن در مقابل عوامل آسيب زا همه بستگي به انجام وظيفه زن در خانه دارد اگر زن اين رسالت مهم را به خوبي انجام دهد همه اعضاي خانواده در پرتو تلاش او به رشد و شکوفايي دست مي يابند و آرامش واقعي بر فضاي خانواده حکم فرما خواهد شد.

اسلام براي كار زن در منزل ارج و منزلت فراوان قائل شده است و اين بدين خاطر است كه اگر كانون گرم خانواده توسط مادر و زن به محيطي آرام و با محبت و دور از اضطراب و دلهره تبديل شود زمينه را براي رشد و تربيت جسمي ، تربيتي ، فكري و معنوي كودكان كه آينده سازان جامه بشری هستند فراهم مي سازد و همانا كودكاني كه در چنين خانواده هايي پرورش يافته اند از آرامش روحي برخوردار بوده و در تعامل با سايرين دچار برخورد هاي زننده و زشت و به دور از اخلاق و تربيت اسلامي نمي‌شوند و انسانهايي كه آينده را خواهند ساخت افرادي با تعادل رواني در برخورد هاي اجتماعي مي‌باشند

بیانات آیت الله خامنه ایی

آسايش فضاي خانواده و آرامش و سکونتي که در فضاي خانواده است به برکت زن و طبيعت زنانه است. با اين چشم به زن نگاه کنند تا معلوم شود که زن چگونه کمال پيدا مي‌کند و حقوق زن در چيست؟31

پاره ای از ظرافت های اخلاقی درگفتار و رفتار که می توانددر مردان تاثیر گذار باشد

مي‌توان گفت تقريباً همه مردها نفوذ‌ پذيرند، به‌شرط آنکه شما نافذ خوبي باشيد. سعي کنيد شيوه نفوذ همسر خود را بشناسيد و با تأمل و سنجيده در اين مسير گام برداريد.

در اين راستا خوب است بدانيد:

1- شايد يکي از دلايلی که زنان بيش از ديگران از زندگي‌گله‌مند اند این است که به جزئيات بيش از حد توجه مي‌کنند. پس مواظب باشید توجه خود را کمتر کنید .

2- اين شما هستيد که اقتدار و غرور مردانه يک مرد را شکل مي دهيد و بهبود مي بخشيد.

3- هرگز شوهرتان را با شخص ديگري مقايسه نکنيد، مگر آنکه در آن مورد برتري با همسر شما باشد.

4- از لحاظ خلقي، خود را به ايده‌‌آل همسرتان، نزديک و نزديک‌تر کنيد.

5- توقعات و نيازهاي مالي خود را فقط زماني مطرح کنيد که مطمئن باشيد شوهرتان قادر به برآوردن آنهاست.

6- در برنامه‌ريزي‌هاي مالي چنان تصميم بگيريد که هرگز باعث ضرر نشويد.

7- بدون هماهنگي با همسرتان براي مهماني رفتن، مهماني برگزار کردن و مواردي از اين دست، تصميم نگيريد.

8- تا کاملاً مجبور نشده‌ايد، سعي کنيد بدون همسرتان در برنامه‌هاي تفريحي و مسافرت‌ها شرکت نکنيد.

9- بکوشيد لحظاتي که با همسرتان داريد، کاملاً پرانرژي و بانشاط باشيد.

10- در مجالس دوستانه، سعي کنيد همواره توجه‌تان معطوف به او باشد.

11- حريم اطلاعات زندگي خود را حفظ کنيد، هيچ لزومي ندارد که مسايل و مشکلات شما و شوهرتان در سطح فاميل، عمومي گردد.

12- اگر در مسئوليت‌هاي زندگي کوتاهي کنيد، محکوم به شکست خواهيد بود و همسرتان را نيز وادار به شکست مي کنيد.

13- نقاط مثبت و ضعف مرد خود را بشناسيد و بپذيريد و با اين وجود باز هم به او توجه کنيد.

14- دقت کنيد ممکن است نيازهاي زناشويي زن و مرد با هم متفاوت باشند، ولي با هم در تقابلند.

15- سعي کنيد هيچ وقت زودتر از همسرتان به خواب نرويد!

16- به کليه نيازهاي همسرتان همواره رسيدگي کنيد.

17- فراموش نکنيد شما براي حصول به رضايت، آرامش و احتياجات خود، زماني موفق خواهيد بود که همسرتان را از تمامي اين جهات تامين کنيد.

18- سالگرد ازدواج و تاريخ تولد همسرتان را فراموش نکنيد.

19- به مناسبات و بهانه‌‌هاي مختلف، گاهي برايش هديه تهيه کنيد.

20- هرگز هداياي دريافتي از او را، حتي اگر بي‌مصرف بودند، به کسي نبخشيد.

21- از عودت يا تعويض هديه، در هر شرايطي بپرهيزيد.

22- از کليه هدايايش، حتي آن‌هايي که مطابق ميل و سليقه شما نبوده، براي يکبار هم که شده، درحضور خودش استفاده کنيد.

23- دركلیه موارد معیشت اعم از تملك ودرآمد وغیره ازكلمه ما استفاده نمایید نه من وتو ؛ فراموش نكنید كه اكنون زندگی مشترك شروع شده دیگرمن وتومطرح نیست.

 ۲4- درمقابل شوهر خود هرچند حق باشما باشد، لجبازی واصرار نكنید.

 25- شوهر خود را بخصوص درمقابل بستگانش تحقیر نكنید. ازتعریف و تمجید بستگان خود درمقابل آنان پرهیز نمایید.

26- از مخالفت ومشاجره با شوهر خود بپرهیزید.

 چنانچه كمك هائی ازطرف بستگان شما به شوهرتان شده آنها را به رخ او نكشید

  با دوستان وآشنایان شوهرتان درمعاشرت  ها بیش ازحد معمول گرم نگیرید   

27- شوهر خود را درمعاشرت با اقوامش محدود نكنید.

 28 - دررفت و آمد و معاشرت با بستگان شوهر خود پیشقدم باشید.

 29- به بستگان نزدیك شوهر خود (مادرشوهر، پدرشوهر، برادرشوهر، خواهرشوهرو…) بیش از خویشاوندان دیگر احترام بگذارید.

 3۰- زحماتی كه برای پذیرایی خویشاوندان شوهر خود متحمل می شوید به رخ شوهر خود نكشید.

  31- از مردان دیگر نزد شوهرتان تمجید نكنید. هیچ مردی را به رخ شوهرتان نكشید و ترجیح ندهید و در گفتار این موضوع را رعایت كنید.

 32- برای انجام درخواستهای خود با شوهرتان با خشونت و آمرانه برخورد ننمایید.

33- برای برآوردن نیازمندیهای خود از نظر مادی و غیر مادی امكانات شوهر خود را در نظر بگیرید و او را تحت فشار نگذارید .

 34- خود را برای شوهرتان بیارایید و بهترین و تمیزترین لباس خود را در مقابل وی بپوشید.

 35- در مقابل شوهر خود با حالت افسرده و اخمو حاضر نشوید .او را در موقع ورود به خانه با لبخند و شاد وخندان استقبال كنید.

 36- پس از مراجعت شوهر خود به خانه كارهای خود را حتی الامكان كنار بگذارید ودر حضور او بنشینید و با سخنان خوشایند و با گرمی با او خداحافظی كنید.

 

 

 

ارجاعات

1-     محمدی ری‌شهرى، میزان‌الحکمة، ح22691

2-     اصول كافى، ج‏3، ص‏165

3-     اصول كافى، ج‏3، ص‏165

4-     زينب جلالي، جزوه حجاب از ديدگاه روان‏شناسي، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (رحمه‌الله)،1382

5-     نهج‏البلاغه، ترجمه سيدرضي، نامه31

6-     محمدبن يعقوب كليني، اصول کافی، ج 5، ص324

7-     سوره احزاب آیه  33

8-     سوره  نور آیه 60

9-     گفت و شنود در ديدار جمعى از جوانان به مناسبت هفته‌ى جوان 07/02/1377

10- سوره نور آیه 30

11- خطبه عقد مورخ 11/12/1377

12- خطبه عقد 12/09/1377

13- در دیدار با اعضای شورای فرهنگی اجتماعی زنان – 04/10/1370

14- به نقل از رساله امام سجاد علیه السلام ، شرح نراقی

15- بحار ج 103 ص 247

16- بحار ج 103 ص 253

17- بحار ج 103 ص 235

18- مستدرك ج 2 ص 532

19- مستدرك ج 2 ص 550

20- نهج الفصاحه ، حدیث 1534

21-  بيانات در همايش بزرگ خواهران در ورزشگاه آزادى به مناسبت جشن ميلاد كوثر 30/07/1376

22- خطبه عقد مورخ 18/12/1376

23-   روزنامه جمهوري اسلامي-روزنامه کيهان/  17/9/72

24- بابازاده، 1376: ص255

25- خطبه عقد 22/12/1378، ص108

26- فرهنگ و تهاجم فرهنگي، ص 257 ،  24/9/71

27- خطبه عقد 10/09/1379

28- به نقل ازمجله شمیم یاس 

29- كتاب تبيان ، دفتر هشتم ، جايگاه زن در انديشه امام خميني(ره)

30- در ديدار با اعضاى شوراى فرهنگى، اجتماعى زنان،جمعى از زنان پزشك متخصص، و مسؤولان اولين كنگره‌ى حجاب اسلامى، به مناسبت ميلاد حضرت فاطمه‌ى زهرا(س)04/10/1370

31- روزنامه جمهوري اسلامي- فرهنگ و تهاجم فرهنگي، 26/9/71

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 17:13  توسط دکتر مرتضایی  | 

 

نحوه تعامل همسران

برقراري ارتباطات و تعامل باديگران ،زندگي انسان  را شكل می دهد . هر انسانی در طول روز با همسر، فرزندان، همكاران، فروشندگان و . . . تعامل مي‌كند و با آنها در ارتباط هست . روابط فرد در زندگي به دو دسته عمده تقسيم مي‌شوند : روابط اجتماعي و شغلي و روابط شخصي و خانوادگي. مهمترين كسي كه در زندگي خانوادگي با اودر تعامل هست ، همسر انسان است

وقتى زن و شوهر، همچنين اولياء و فرزندان که هر كدام وظيفه اى نسبت به طرف مقابل دارند، اگر آن را بشناسند و به آن عمل كنند، على القاعده نبايد در خانه مشكل و اختلافى پديد آيد.

در سامان يافتن مساله حقوق و وظايف در خانواده سه مرحله وجود دارد:

اول : شناخت اين حقوق و وظايف

دوم : عمل به آن وظيفه و تكليف

سوم : مراعات دو جانبه اين حقوق

اگر اين سه با هم در رفتار و معاشرت خانوادگى وجود داشته باشد، كار به بروز مشاجره و دعوا و شكايت و دادگاه و زندان و جدايى و... كشيده نمى­شود و محلى براى نزاع نخواهد بود.

بايد هم زن در برابر شوهرش مطيع، صبور، متحمل، قدردان و وفادار باشد، هم شوهر نسبت به همسرش بردبار، نيكوكار، قدر شناس، احترام گذار و تامين كننده نيازهاى معيشتى و آسايش باشد.

اگر صبورى و قناعت و پرهيز از پرخاش و بددهنى و بى­احترامى خوب است، بايد از هر دو سو باشد، نه آنكه يكى به خود حق بدهد هر چه خواست بگويد و هر چه خواست انجام دهد، ولى از طرف مقابل انتظار داشته باشد كه جز تسليم و سكوت و تحمل و ادب، برخوردى نداشته باشد و در مقابل هتاكي­ها و بى­حرمتي­هاى او حتى پاسخى معمولى هم ندهد!

در احاديث آمده است كه: زن از شوهر خويش، فرمانبردارى داشته باشد، بى­رضايت او كارى نكند و جايى نرود، نسبت به او حالت تمكين داشته باشد، شوهر را نيازارد، او را اندوهگين نسازد، در خانه خدمت كند، شوهر دارى نمايد، رضايت او را از هر جهت جلب كند، چراغ روشن كند، غذا بپزد، خانه را مرتب كند، وقتى شوهر مى آيد از او استقبال كند و آنگاه كه از خانه بيرون مى رود بدرقه اش كند، خود را براى غير شوهرش نيارايد، بى اجازه و رضايت او در اموالش دخل و تصرف نكند .1

از سوى ديگر بر عهده مرد است كه لوازم زندگى و خوراك و پوشاك و مسكن را تهيه كند، در حد توان بر خانواده­اش وسعت و گشايش دهد، احترام زن را نگه دارد و از آزار و ضرب و شتم او بپرهيزد، خود را براى همسرش آراسته و مرتب سازد، بخشى از وقت خود را صرف رسيدگى به كارهاى خانه و انس با خانواده كند، با مدارا و خوش زبانى برخورد كند و...

طبيعى است كه اگر زن و شوهر، هر دو به اين وظايف عمل كنند، خانه و خانواده اى خواهند داشت با صفا، آرام، گرم و با محبت كه زمينه­ي رشد اخلاقى و تعالى فرهنگى خود و فرزندان شان نيز فراهم خواهد بود.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:خيركم ، خيركم لاهله و انا خيركم لاهلى  بهترين شما كسى است كه نسبت به خانواده اش بهتر باشد و من بهترين شمايم نسبت به خانواده­ام. 2

اگر در روايات است كه: زن، محبت خويش را نسبت به شوهر ابراز كند و خويش را براى او بيارايد و سخنان دلپسند بگويد تا در چشم و دل شوهرش جاى بگيرد، اين را هم گفته اند كه شوهر، در بيرون از خانه حريم نگاه­ها و ارتباط هايش را نگه دارد و به نواميس ديگران چشم ندوزد و چون از سفر باز مى­گردد براى همسرش سوغاتى بياورد و هديه بدهد و نيازهاى عاطفى و جسمى او را بر آورد و...

اگر همسران پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) به سفارش قرآن كريم، به زندگى با قناعت و زاهدانه آن حضرت مى ساختند، آن حضرت نيز در كارهاى خانه كمك مى كرد، از هر چه مى خوردند، مى­خورد و هرگز از هيچ غذايى بد نمى­گفت.

اين است مفهوم عدل و انصاف در زندگى مشترك و خانوادگى. مراعات دو جانبه نسبت به حقوق متقابل زن و شوهر، رمز دوام و استحكام بنيان خانواده و تقويت انس و الفت در ميان همسران است.

در اینجا به تشریح مهمترین عوامل تعامل سازنده می پردازیم.

سازگاری مهمترین عنصر تعامل زن وشوهر

يکي از عواملي که سبب تحکيم خانواده مي‌شود ، اين است که زوجين با يکديگر توافق و سازش اخلاقي داشته باشند. مسلم است که وقتي زن و شوهر در کنار يکديگر قرار مي‌گيرند و در جميع شئون زندگي، با يکديگر شريک مي‌شوند ، گاه اختلاف سليقه‌هايي پيدا مي‌کنند. براي آن‌که اين اختلاف‌ها، اساس زندگي مشترک را خدشه‌دار نسازد و قلب همسران را از هم نرنجاند ، بايد به فرآيندي جهت سازش و توافق توسل کرد. در طي اين فرآيند ، هر يک از زن و شوهر از بعضي اميال، خواست‌ها و سليقه‌هايشان براي احترام به نظر همسر خود، چشم‌پوشي مي‌کنند.

بیانات آیت الله خامنه ایی

دختران و پسران باید بکوشند از پیوند مقدس زناشویی پاسداری کنند. این هدف، تنها، وظیفه یکی از آنها نیست که بگوییم یکی از آنها همواره مشکلی پدید آورَد و دیگری همیشه تحمل کند، بلکه باید هر دو به هم کمک کنند تا این کار صورت گیرد. نمی‏توان گفت در این مسئولیت، شوهر سهم بیشتری دارد یا زن سهم بیشتری دارد. هر دو در حفظ این بنیان و در حفظ این اجتماع دو نفره که بعدها به تدریج زیاد می‏شود، به سهم خود نقش دارند. از هر چیزی که محیط خانواده را متشنج و دچار افسردگی و هیجان‏های بی‏مورد سازد، بپرهیزید. اگر خدای ناکرده در محیط یک خانواده، از محبت و اطمینان و صمیمیت خبری نباشد، رنجش، مال هر دو طرف است.

در استحکام بنیان خانواده، خود زن و شوهر، بیشترین نقش را دارند. با گذشت از یکدیگر، با همکاری خود، با مهربانی و محبت و اخلاق خوب خودشان ـ که از همه مهم‏تر هم محبت است ـ می‏توانند این بنا را ماندگار و این سازگاری را همیشگی بکنند.

من يك وقت خدمت امام رفتم. ايشان مى‏خواستند خطبه عقدى را بخوانند، تا من را ديدند گفتند: شما بيا طرف عقد بشو! ايشان بر خلاف ما كه طول و تفصيل مى‏دهيم و حرف مى‏زنيم، عقد را اول مى‏خواندند، بعد دو سه جمله‏اى كوتاه صحبت مى‏كردند. من ديدم ايشان پس از اين‏كه عقد را خواندند، رويشان را به دختر و پسر كردند و گفتند:

من فكر كردم ديدم كه ما اين همه حرف مى‏زنيم، اما كلام امام (ره) در همين يك جمله برويد و با هم بسازيد خلاصه مى‏شود!

معناى سازگارى

نسبت به همسر خود دیدگاه مثبت داشته باشید و بکوشید همیشه در مرحله­ی اول کارهای خوب او را ببیند و مورد تحسین قرار دهید، زیرا تشویق و تحسین یک کار خوب، باعث تثبیت و تکرار آن خواهد شد و خودتان از آن لذت می­برید. هرگز چشمان خود را روی نقطه ضعف همدیگر باز مکنید و دایم به رخ مکشید، چون این رفتار، موجب دلسردی در زندگی شده و کم کم نسبت به همدیگر حس بدبینی پیدا می­کنید و یک حالت دلسردی در شما ایجاد می­شود. اگر چنین رفتاری دارید، بکوشید آن را انجام ندهید، زیرا کم کم بین شما دوری ایجاد شده و به جایی می­رسد که خدای ناکرده به فکر جدایی می­افتید و هزاران مصیبتی که به دنبال آن می­آید ، پس «چشم ها را باید شُست، جورِ دیگر باید دید.»

سعى شما اين باشد كه در تمام دوران زندگى، به خصوص سال‏هاى اول، اين چهار پنج سال اول، با هم سازگارى داشته باشيد. اين طور نباشد كه يكى اندكى ناسازگارى نشان داد، آن ديگرى هم حتماً در مقابل او ناسازگارى نشان بدهد. نه! هر دو با هم سازگارى نشان بدهيد و اگر ديديد همسرتان ناسازگارى كرد، شما سازگارى نشان دهيد. اين‏جا از آن جاهايى است كه سازش و كوتاه آمدن خوب است.

معناى سازگارى چيست؟ آيا معنايش اين است كه زن ببيند اين مرد، درست ايده‏آل اوست تا با او سازگار باشد؟ يا مرد ببيند كه اين زن، كاملاً ايده آل اوست و همان فرد مطلوب عالى است، تا با او سازگارى داشته باشد؟ اگر يك ذره اين گوشه يا آن گوشه‏اش كج بود، قبول نيست؟ معناى سازگارى اين است؟ نه! اگر سازگارى اين باشد كه اين خودش به طور طبيعى انجام مى‏گيرد و اراده شما را نمى‏خواهد. اين كه مى‏گويند شما سازگار باشيد، يعنى شما با هر وضعيتى كه هست و پيش آمده بسازيد. معناى سازگارى اين است. يعنى چيزهايى در زندگى پيش مى‏آيد. خب دو نفرند، با هم تا حالا آشنايى نداشته‏اند، زندگى نكرده‏اند، ممكن است فرهنگشان دو تا باشد. ممكن است عاداتشان دو تا باشد. اول ممكن است يك ناسازگارى‏هايى ببينند، حالا اول ازدواج كه نه، آدم هيچ متوجه نيست، بعد از يك خرده كه گذشت، ممكن است يك ناسازگارى‏هايى حس كند. آيا بايد اين‏جا از هم سرد شوند و بگويند: اين مرد يا اين زن ديگر به درد من نمى‏خورد؟! نه! شما بايد خودتان را با اين مسئله تطبيق دهيد. اگر چنانچه قابل اصلاح است، اصلاحش كنيد و اگر ديديد نه، كارى نمى‏شود كرد، خب با او بسازيد.

سازش‏كارى در محيط خانواده جزء واجبات است. نبايستى زن و شوهر تصميم بگيرند كه خودشان هر چه گفتند همان شود. آن‏چه خودشان مى‏پسندند و آن‏چه راحتى آن‏ها را تأمين مى‏كند همان بشود. نه، اين‏طور نبايد باشد. بايد بنا داشته باشند كه با هم سازگارى كنند. اين سازگارى لازم است. اگر ديديد مقصود شما تأمين نمى‏شود مگر با كوتاه آمدن، كوتاه بياييد.

سازگارى در زندگى، اساس بقاى زندگى است و همين است كه محبت مى‏آفريند. همين است كه موجب بركات الهى مى‏شود. همين است كه دل‏ها را به هم نزديك كرده و پيوندها را مستحكم مى‏كند.

سازگارى دو طرفه

در قديم بيشتر مى‏گفتند دختر بايد سازگار باشد. براى پسر كأنّه وظيفه سازگارى را قائل نبودند. نه! اسلام اين را نمى‏گويد. اسلام مى‏گويد كه دختر و پسر هر دو بايد سازگار باشند، هر دو بايد بسازند. بايد بنا را بر اين بگذارند كه زندگى خانوادگى را سالم و كامل و آرام و همراه با محبت و عشقِ متقابل اداره كنند و اين را ادامه بدهند و حفظ كنند. اگر چنانچه ان‏شاءالله اين فراهم شد، كه فراهم كردنش هم با تربيت‏هاى اسلامى مشكل نيست، اين خانواده همان خانواده سالمى خواهد بود كه اسلام معتقد به اوست.3

 محبت

به پیکره ی زندگی خود، محبت تزریق کنید. مهر و محبت در منزل، منبع اصلی رضایتمندی ست. همدیگر را مورد مهر قرار دهید، زیرا باید برای فرزند خود، مانند سرچشمه ی محبت باشید. اگر پدری فرزند خود را در حالی که به همسرش احترام نمی گذارد در آغوش کشد، مطمئن باشد او فقط به انتقام از پدر می­اندیشد یا اگر مادری فرزندش را علیه پدر تحریک کند، منزلت خانواده اش را شکسته است. کودک باید از هر دو چشمه ی محبت، یعنی پدر و مادر، سیراب گردد. اگر فرزند از یک کانال محبت بگیرد و از کانال دیگر بی محبتی ببیند، دچار تعارض می­شود، رفتارش متعادل نیست و به هرج و مرج دچار می­شود. هیچ موقع نمی توان محبت را با پول و اسباب بازی در ذهن بچه­ها ریخت. اینها مُسکن است و برای مدت کوتاهی جواب می­دهد، ولی برای دراز مدت هیچ اثری ندارد و حتی ضرر هم دارد. مگر می­شود خلأ عاطفی را با پول جبران نمود؟ مثل اینکه یک ماشین نیاز به بنزین دارد، شما آب داخل باک آن می­ریزید. این کار، نه تنها جواب نمی­دهد، بلکه ضرر هم دارد. برخی از والدین با همدیگر بحث می­کنند و یا فرزند خویش را مورد کم محبتی قرار می­دهند. وقتی به یکباره بیدار می­شوند، می­خواهند با خریدن یک عروسک جبران کنند! چرا باید ابتدا بی­مهری کنید تا بعداً بخواهید جبران نمایید و آن هم ارزش آنچنانی نداشته باشد. پس بدانید، «از محبت، خارها گُل می شود.

قدم اوّل در شكر نعمت الهى براى تشكيل خانواده، اين است كه به هم محبّت بورزيد. به همسران خود مهر بورزيد، به آنان وفادار باشيد و خويشتن را در سرنوشت يكديگر شريك بدانيد. از گره افتادن در رشته‌ى زندگى مشترك برحذر باشيد و گرههاى كوچك و بى‌اهميت را ناديده بگيريد. خداوند به شما خوشبختى و شادكامى و اعتلاء روحى عطا فرمايد و كانون زندگيتان را با فرزندانى تندرست و صالح، گرمى و روشنى ببخشد. 4

مرد نسبت به زن و زن نسبت به مرد، باید نگاهی محبت‏آمیز و همراه با یک عشق پاک داشته باشند و آن را حفظ کنند، چرا که زایل شدنی است، مثل همه چیزهای دیگر. باید نگهش دارند و حفظ کنند که زایل نشود. ...

اگر در زندگی محبت وجود داشت، سختی‏های بیرون خانه آسان خواهد شد. برای زن هم سختی‏های داخل خانه آسان خواهد شد. در ازدواج، اصل قضیه محبت است. دخترها و پسرها این‏را بدانند. این محبتی را که خدا در دل شما قرار داده، حفظ کنید. این رابطه انسانی، بر اساس محبت و رابطه عاطفی استوار است. یعنی زن و شوهر باید به هم محبت داشته باشند و همین محبت، همزیستی آن‏ها را آسان خواهد کرد، به پول و تشریفات و این چیزها هم بستگی ندارد.

محبت، خانواده را پایدار می‏کند. محبت مایه آبادی زندگی است. کارهای سخت، به برکت محبت، برای انسان آسان می‏شود. در راه خدا هم اگر انسان با محبت وارد شود، همه کارها آسان خواهد شد. مشکلات آسان خواهد شد.

دختر وپسر، عروس و داماد به هم محبّت بورزند، چون محبّت آن ملاطی است که اینها را برای هم حفظ می کند، در کنار هم نگه می دارد و نمی گذارد از هم جدا شوند. محبت خیلی چیز خوبی است. محبت که بود، وفاداری هم هست.

بی وفایی و بی صفایی و خیانت به یکدیگر، دیگر نخواهد بود. محبّت که بود، فضا، فضای اُنس می‌شود. فضای قابل تحمّل و مورد استفاده و شیرین ایجاد می گردد.5

راه ایجاد محبت

احترام متقابل

با همسر خود به طور محترمامه و مؤدب صحبت کنید و همدیگر را سبک نکنید. آنچه در این گیرودار مهم می­باشد، این است که وقتی مادری با همسرِ خود مؤدبانه صحبت می­کند، یا مردی با همسرش محترمانه سخن می­گوید، فرزند آنها نیز می­آموزد که چه طور مؤدبانه صحبت کند و احترام پدر و مادرش را نگه دارد. این بهترین هدیه­یی ست که می­توانید برای فرزند خود به ارث بگذارید. طوری برخورد نکنید که روزی مجبور شوید بگویید: «آتش در خرمن خویش زده ام که را کنم دشمن خویش»!

شما خانم گرامی، وقتی همسرتان وارد منزل می­شود، به استقبال او بروید، بسیار مؤدّبانه با او رفتار کنید و به فرزندِ خودتان نیز بگویید، چنین کاری انجام دهد. این رفتارِ شما باعث می­شود، خستگیِ کار از تنِ او بیرون رود و احساسِ آرامش کند. البته او نیز متقابلاً چنین رفتاری انجام خواهد داد و کم کم به صورت یک عادت در می آید. برخی از همسرانِ بسیار خوب اظهار می­دارند که در طول زندگی هرگز حتّی یک بار هم به یکدیگر بی­احترامی نکرده اند. زندگیِ آنها آن قدر لذّتبخش است که دوست دارند همیشه در کنار هم باشند!...

زن و شوهر باید به یکدیگر احترام بگذارند، البته نه احترام ظاهری و تشریفاتی، بلکه احترامی واقعی. احترام به این معنا نیست که مثلاً همدیگر را با القاب و آداب صدا کنند. بلکه قلباً مرد نسبت به زن خود و زن نسبت به مرد خود، احساس احترام داشته باشند.

احترام را در قلب خود نگهدارید، برای هم حرمت قایل باشید. این در ادارة زندگی مهم است. بین زن و شوهر، اهانت و تحقیر و تذلیل نباشد.6

ازدیاد محبت

زن و شوهر هرچه بیشتر به هم محبت کنند، زیادی نیست. آن‏جایی که محبت هرچه زیاد شود، ایرادی ندارد، محبت زن و شوهر است. هرچه به هم محبت کنید، خوب است و خود محبت هم اعتماد می‏آورد. این محبت زن و شوهر هم جزو محبت‏های خدایی است. این از آن محبت‏های خوب است. هر چه بیشتر شود بهتر است.

محبت، دستوری و فرمایشی و سفارشی نیست، دست خود شماست. شما می‏توانید محبت خودتان را روز به روز در دل همسرتان زیاد کنید، چه طوری؟ با اخلاق خوب، با رفتار مناسب، با محبت ورزیدن به او، با وفاداری.

اگر زن بخواهد شوهرش به او محبت بورزد، باید حرکت و تلاش کند. اگر مرد بخواهد زنش او را دوست داشته باشد، باید یک تلاشی انجام بدهد. محبت، محتاج تلاش و ابتکار است.

محبت در صورتی خواهد ماند که طرفین حقوق یکدیگر و حدود خود را رعایت کنند و از آن تخطی و تجاوز نکنند. یعنی در واقع هرکدام از این دوطرف که دو شریک هستند و با هم زندگی را بنا می‏کنند، سعی کنند که جایگاه خود را در دل وذهن و فکر طرف مقابل، جایگاه راسخ و نافذی قرار دهند، یعنی همان نفوذ معنوی، همان ارتباط و پیوند قلبی زن و شوهر. حقوق اسلامی برای این است.

اگر بخواهید این محبت باقی بماند، به جای این‏که از طرف مقابلتان توقع کنید که او مرتب به شما محبت کند از دل خودتان بخواهید که تراوش محبتش روز به روز بیشتر شود. محبت به طور طبیعی، محبت می‏آفریند.

دوست داشتن ومحبت ورزیدن برای رضای خدا

اين هم مهم است: «و الحب فى الله تعالى و المواظبة على العمل الصالح يقطع دابرة.» مفاتيح‌الجنان: دعاى كميل، اين دو، مهمتر از آنهاست. يكى «حب فى‌الله» است. يعنى انسان عواطف، بخصوص محبت خودش را در جهت الهى هدايت كند. اگر كسى را دوست داريد، اين محبت براى خدا باشد، نه براى دنيا. محبت را در آن‌جا خرج كنيد كه براى خدا باشد. البته روايات «الحب فى الله و البغض فى الله» روايات بسيار مفصلى‌اند. در «كافى» و در ديگر كتب هم، بابى مفصل درباره‌ى اين صفت هست.7

عوامل بقا و استمرار محبت

الف:رعایت حقوق وحدود  یکدیگر

حفظ حقوق متقابل بسیار ارزشمند است قبل از اینکه بخواهید تشکیل زندگی دهید، درس حقوق خانواده را یاد بگیرید. ببینید وظیفه­ی شما چیست؟ شاید برخی از خانواده ها هنوز نمی­دانند ازدواج یعنی چه؟ تصور می­کنند زندگی باید بگذرد، حالا هر طور باشد. نه! این گونه نیست. اگر کسی از زندگی و ازدواج خود لذت نبرد، بازنده­ی اصلی میدان است.

مرد بداند که احترام زن بسیار حایز اهمیت است و آن قدر مهم است که پیامبر صلی الله علیه وآله می فرمایند: «بهترین فرد از میان شما کسی­ست که برای خانواده­اش بهتر باشد!»

 ایشان همچنین می­فرمایند: «جبرئیل آن قدر سفارش زنان را می­کرد که گمان کردم یک اُف هم نمی­توان گفت!» واقعاً درست است. چرا باید کسی که می­خواهد فردا مادر فرزند شما باشد و زندگیِ شما را به آرامش برساند، مورد بی­احترامی باشد؟ همچنین برای زنان احترام شوهر و نیکو همسرداری کردن مهم است، آنچنان که می­فرمایند: «زنی که خوب شوهرداری کند، مثل سربازی ست که در جبهه­ی جنگ مشغول نبرد می­باشد.» یعنی جهاد برای خدا، با خوب شوهرداری کردن، یک پاداش دارد. در این جمله، معنی و مفهوم گسترده­یی نهفته است، پس به حقوق همدیگر آگاه باشید و بکوشید به حقوق یکدیگر احترام بگذارید.

محبت در صورتی خواهد ماند که طرفین حقوق یکدیگر و حدود خود را رعایت کنند و از آن تخطّی و تجاوز نکنند. یعنی در واقع هر کدام از این دو طرف که دو شریک هستند و با هم زندگی را بنا می­کنند، سعی کنند که جایگاه خود را در دل و ذهن و فکر طرف مقابل، جایگاه راسخ و نافذی قرار دهند. یعنی همان نفوذ معنوی، همان ارتباط و پیوند قلبی زن و شوهر. حقوق اسلامی برای این است.8

ب: اظهار لفظی وعملی محبت

يکي  از نکات بسيار قابل توجه در روابط ميان زن و شوهر، اظهار محبت به همسر است. در بنيان خانواده‌هايي که با وجود عامل محبت از فرآيند اظهار محبت، به خوبي استفاده نمي‌شود ، اندک اندک خدشه‌ها و خلل‌هايي به وجود مي‌آيد. دانستن محبت دو همسر به يکديگر کافي نيست؛ شنيدن کلمات محبت‌آميز از لوازم يک زندگي موفق زناشويي است. اين نياز متقابل زن و شوهر به اظهار محبت در مقابل يکديگر، بايد به بهترين نحو پاسخ‌گويي شود.

بیانات آیت الله خامنه ایی

محبّت ورزیدن، یک امری است که در اوّل کار خدای متعال این را به شما می‌دهد، سرمایه ای است که در اوّل ازدواج، خدا به دختر و پسر هدیه می­کند. به یکدیگر محبّت پیدا می‌کنند. این را باید نگه داشت. محبّت همسر شما به شما، وابسته به عمل شماست. اگر بخواهید همسرتان به شما آن محبّتش محفوظ بماند، باید رفتار خودتان را محبّت برانگیز کنید. حالا معلوم است که انسان چه کار باید بکند تا محبّتش معلوم شود. بایستی وفاداری کنید، امانت نشان بدهید، صفا نشان بدهید، توقعّات خود را خیلی بالا نبرید، باید همکاری کنید، باید اظهار محبت کنید، اینها محبّت ایجاد می­کند. هر دو نسبت به هم این وظیفه را دارند. محبّت در زندگی باید باشد. همکاری باشد، ایرادگیری و زیاده طلبی نباشد.9

به محبت دورادور و احساس محبت اكتفا نكنيم، اين احساس را در زندگى پياده نماييم. اگر محبت نباشد، اين رابطه‌ى عملى به وجود نمى‌آيد. در سايه‌ى آن محبت، مى‌شود اين پيوند و پيوستگى عملى را به وجود آورد، اما بدون اين پيوستگى و پيوند عملى، اصل آن محبت زير سؤال خواهد رفت. «قل ان كنتم تحبون الله فاتبعونى يحببكم الله».[1] دنباله‌ى محبت، بايد اطاعت و متابعت باشد. 10

ج- اعتمادسازی

نگه‏داشتن محبت به این است که زن و شوهر اعتماد یکدیگر را جلب کنند. اطمینان که پیدا شد، محبت، پایدار می‏شود و اُنس به وجود می‏آید. اساس محبت، اطمینان است. اگر اعتماد بین زن و شوهر از بین رفت، محبت آرام ‏آرام از بین خواهد رفت. باید به هم اعتماد داشته باشید. اگر می‏خواهید محبت طرف مقابلتان به شما زیاد باشد، وفاداری کنید، حس اعتماد او را جلب کنید. یکی از چیزهایی که محبت را در خانواده به کلی به هم می‏ریزد، بی‏اعتمادی زن و شوهر به همدیگر است. ...

محبت یک امری است که باید زمینه آن را فراهم کرد و زمینه‏اش این است که دختر سعی کند اعتماد شوهرش را به خود جلب کند، پسر هم سعی کند اعتماد زنش را به خود جلب کند. وقتی اعتماد طرفین وجود داشت و هر دو به وفاداریِ هم اطمینان پیدا کردند، محبت زیاد می‏شود. ...

اعتماد، یک امر قراردادی نیست که بیا من به تو اعتماد کنم، تو به من اعتماد کن. این‏طوری نیست. اعتماد را باید جلب کرد، با خوبیِ عمل، با رعایتِ اخلاق، با رعایتِ آداب، با رعایتِ حدود و ثغور و موازین شرعی. ...

د- وفاداری

يكي از مهمترين عواملي كه در تحكيم روابط زناشويي و بهبود آن نقش بسزايي دارد حفظ وفاداري و پاكدامني زن و مرد مي باشد .

وفاداري داراي دو جنبه عاطفي، عشقي و جسمي ، جنسي مي باشد.

ديده شده افرادي از نظر جنسي هرگز خيانت نكرده اند ولي از نظر عاطفي و روحي وفادار نبوده اند و هر چند در كنار همسر خود بوده اند ولي فكر و روح و قلبشان در جاي ديگري اسير بوده است. كه اين نيز خيانت و بي وفايي محسوب مي شود.

وفاداري و حفظ تعهد يك خصيصه انساني است كه در كليه روابط انساني (مثل روابط دوستانه يا روابط كاري و غيره) و مهمتر از همه روابط زناشويي بايد به آن توجه شود .

پرورش يك چنين خصلت انساني بستگي به شخصيت و تربيت فرد دارد و چيزي نيست كه بتوان آنرا به كسي در چند جمله آموزش داد. بلكه بايد در سير پرورش شخصيت هر انساني به تكامل برسد.

ولي در چند سطر ميتوان گفت:وقتي فردي خود را در چهارچوب ازدواج و خانواده قرار ميدهد بايد پاي بند يك سري تعهدات اخلاقي گردد و

خود را ملزم به رعايت تعهدات خاصي نمايد و در اين راه بايد بسياري از رفتارها و حتي چشم ، گوش و قلب خود را مهار زند تا مبادا دچار لغزش شود و بايد در اين راه خود را تربيت كند و در اصل وقتي به آن نوع ازتربيت رسيد بايد اقدام به ازدواج نمايد .زيرا كوچكترين لغزش و خطايي مي تواند بي وفايي محسوب گردد كه در قاموس زناشويي اين گناهي است نابخشودني كه پايه و اساس زندگي را ويران ميكند.

گاهي ديده شده كوچكترين لغزش و بي وفايي منجر به جدايي و حتي گاهي باعث قتل و جنايت شده است. و در مواردي هم افراد بنا به شرايطي خاص مثل وجود فرزندان از لغزش همسر خود چشم پوشي كرده و فقط به ظاهر به  زندگي زناشويي ادامه داده ولي هرگز زخمي را كه در اين راه برداشته اند التيام نبخشيده و اين زخم كهنه باقي مانده است و از عشق ومحبت واقعي چيزي يافت نمي شود.

اگر كسي بي وفايي ببيند سوء ظن و بد گماني براي هميشه در وجودش رخنه ميكند و جبران خيانت و بي وفايي كاري بسيار دشوار و  در مواقعي ناممكن است.

پس سعي كنيد هرگز دچار چنين لغزش و اشتباهي نشويد و فضائل اخلاقي و انساني را در خود پرورش دهيد تا مرتكب خيانت نشويد زيرا بسياري از اين خطاها در اثر هوس بازي و لذات زودگذر مي باشد.

البته خيانت در هر زمينه يا رابطه اي امري است ناپسند به خصوص در امور زناشويي. كسي كه داراي فضائل اخلاقي باشد در تمام امور زندگي پاي بند به تعهدات اجتماعي و اخلاقي مي باشد پس در زندگي خانوادگي هم متعهد خواهد بود.

همانطور كه بارها عنوان شده است براي داشتن يك زندگي خوب بايد تلاش كرد. يكي از راههايي كه می تواند جلوي بسياري از بي وفايي ها را بگيرد اين است كه به نيازهاي روحي، عاطفي،عشقي و جسمي همسر خود از هر نظر توجه نماييد و در رفع آن تلاش كنيد. زيرا اگر زن يا مردي نيازهاي خود را در كنار همسرش برآورده نكند ممكن است براي رفع آن به سمت افراد ديگر گرايش روحي يا جسمي پيدا كند. لذا توجه به خواسته هاي يكديگر از مهمترين عواملي است كه مي تواند از بسياري لغزشها جلوگيري نمايد.

بسياري از افراد دليل خيانت خود را عدم تفاهم با همسر ذكر مي كنند كه به نظر من خيانت كردن چه پنهاني چه آشكار هيچ توجيهي ندارد و همانطور كه بارها عنوان كرده ام زن و مرد بايد صراحتا" نيازهاي خود را به زبان بياورند و در رفع آن نيازها بكوشند و در صورت عنوان شدن نيازها و خواسته ها اگر باز هم از همسر خود بي توجهي ديدند ادعا كنند از جانب همسر درك نمي شوند.

از طرفي هم سعي شود نيازها بر اساس توانائيها و شرايط خانوادگي و زندگي باشد و از بلند پروازي و خواسته هاي نامعقول پرهيز شود و بايد شرايط را براي برآورده شدن خواسته ها مهيا نمود. در نهايت اگر تفاهم و درك متقابل حاصل نشد مي توان از نظر قانوني تعهد خود را تحت عنوان طلاق ملغي نمود و بعد از جدايي به مسائل و نيازهاي شخصي پرداخت. زيرا در شرايطي كه با شخص ديگري از لحاظ قانوني و شرعي و عرفي و اخلاقي تعهدي بنام ازدواج وجود دارد حق نداريم تحت هيچ شرايطي مرتكب خيانت شويم.

اگر كسي همسر خود را مناسب نمي بيند بايد ابتدا جدا شود و بعد از اتمام تعهدات خود به سراغ ديگري برود.

هر چند  طلاق،  نيز امريست ناپسند ولي خيانت كردن بسيار زشت تر و قبيح تر مي باشد. زيرا هيچ زن يا مردي دوست ندارد در چهارچوب قوانين و تعهدات خانواده خود، به صورت آشكار يا پنهان ديگري را حتي براي لحظه اي وارد سازد.

پس بايد به حريم خانواده احترام گذاشت و قداست و پاكي آنرا حفظ نمود .

بايد دانست وفاداري و پاكدامني امريست انساني و دو طرفه ،.هميشه سعي كنيد اين حسن وفاداري را در همه شرايط و از هر راهي كه شده به همسر خود نشان دهيد و وفاداري خود را به اثبات برسانيد. و اين امر هميشگي است و مقطعي نمي باشد لذا در تمام طول زندگي بايد در اين راه بكوشيد و مطمئن باشيد در ايجاد عشق و علاقه بيشتر نقش بسزايي دارد و هر چه در اثبات وفاداري و پاكدامني خود موفق تر باشيد كاميابي  وسعادت بيشتري را حس خواهيد نمود

بیانات آیت الله خامنه ایی

وفاداری خیلی مهم است. اگر زن احساس کند شوهرش به او وفادار است و شوهر احساس کند زنش به او وفادار است، این خود به وجود آورنده محبت است. محبت که به وجود آمد، آن وقت خانواده پایدار خواهد شد. یک بنای مستحکم و پایداری که سال‏های متمادی ادامه پیدا می‏کند. ...

اگر زن یا شوهر احساس کند که دل همسرش در گروی جای دیگر است، اگر احساس کند به او راست نمی‏گوید، اگر احساس کند با دورویی برخورد می‏کند، اگر احساس کند صمیمیتی در بین نیست، هرچه هم محبت داشته باشد این محبت ضعیف خواهد شد...

اگر زن و شوهرها نسبت به احساسات یکدیگر بی‌اعتنایی و بی‌توجهّی کنند و به تدریج حالت بی‌محبتی ازیک طرف به وجود بیاید، چون بی‌محبّتی مرضی مسری است، حتماً به آن طرف دیگر هم سرایت می­کند. این طوری است. نباید بگذارید، هر دو باید تلاش و کوشش کنید. این پایه اصلی است.11

بی‌اعتمادی پایة محبّت را از بین می‌برد. نگذارید این بی‌اعتمادی به وجود بیاید. احساس بی‌وفایی محبّت را مثل خوره می‌خورد و از بین می‌برد12...

مبتنی بر اصل انسانی بودن محبت نه نفس­پرستی

امروز در دنیا تعبیر بدی از محبت می‏کنند، این عشقی که تعبیر می‏کنند، این‏ها آن محبت واقعی نیست. این، همان حالت هیجان جنسی است که به یک شکل خاصی آن را ظاهر می‏کنند. این ممکن است در خیلی از موارد پیش بیاید، ارزشی هم ندارد. آن چیزی که با ارزش است، آن محبت عمیق و صمیمی و خدایی و همراه با احساس مسئولیت متقابل بین دختر و پسر است که بدانند حالا بعد از این، یک واحدند و یک هدف را دنبال می‏کنند. این، آن محبتی است که خانواده بر اساس آن شکل می‏گیرد.

آن محبت‏ها و عشق‏هایی که بر اساس مبانی انسانی نیست و از روی مسائل ظاهری و شهوات زودگذر است، این‏ها خیلی پایه و بنیادی ندارد. اما محبتی که اساس آن اصل انسانی است که خدای متعال آن را قرار داده ـ به خصوص اگر چنانچه با شرایطی که در همین ازدواج اسلامی رعایت شده و توصیه شده است، همراه باشد ـ این محبت روز به روز بیشتر می‏شود.

نصیحت وهدایت بزرگترها برای جوانان

باید جوان‏ها را هدایت کرد، اما در جزئیات امور آن‏ها نباید خیلی دخالت کرد که زندگی برای آن‏ها مشکل شود. مبادا بعضی‏ها با دخالت‏های خودشان، بعضی‏ها با کم‏ظرفیتی و خویِ بچگی خودشان، این بنای مستحکم را به اندک چیزی متزلزل کنند. اگر دیدند دخالت‏های آن‏ها دارد این زن و شوهر را نسبت به هم دل‏چرکین می‏کند، دیگر اجازه ندارند دخالت کنند.

بزرگ‏ترها اگر می‏خواهند، جوان‏ها راحت زندگی کنند، باید آن‏ها را نصیحت کنند و هدایت نمایند. اما دخالت نباید بکنند. بگذارند زندگی‏شان را بکنند. مبادا خدای نکرده بزرگ‏ترها بیایند پیش یکی از زوجین، از آن دیگری بدگویی کنند و یک چیزی بگویند و دلخوری درست کنند، بلکه باید بزرگترها سعی کنند بیشتر این‏ها را به‏هم نزدیک نمایند و دل‏هایشان را به هم متصل‏تر کنند.

والدین نقش زیادی در ایجاد محبت دارند. والدین دختر و پسر باید دائماً همتشان این باشد که این را نسبت به دیگری با محبت کنند. اگر هم چنان‏چه از طرف مقابل چیزی دیدند که برایشان خوشایند نبود، آن را برای فرزند خودشان ذکر نکنند. بگذارند این‏دو با یکدیگر روز به روز مأنوس‏تر و با محبت‏تر شوند.

پدر و مادرها باید سعی کنند محبت زن و شوهرها را ـ این بچه‏هایشان را، جوان‏هایی را که ازدواج می‏کنند ـ تأمین کنند. گاهی ممکن است یک دلخوری‏هایی پیش بیاید، پدر و مادرها که تجربه‏دارتر هستند، بزرگ‏تر هستند، عاقل‏تر هستند، نگذارند که این دلخوری‏ها به دلسردی زن و شوهر جوان از هم منتهی شود13

آثار محبت درزندگی

محو دلخوری ها بوسیله محبت‏

زن و شوهر باید به هم محبت داشته باشند، همین! کارهایی که محبت را کم می‏کند، انجام ندهید. مواظب باشید چیزهایی که شما را از هم گله‏مند و بیزار می‏کند، از شما سرنزند. درست نگاه کنید ببینید شوهر شما یا زن شما روی چه چیزهایی خیلی حساس است، از آن‏ها اجتناب کنید. بعضی‏ها بی‏اعتنایی می‏کنند. مثلاً فرض بفرمایید که زن از یک عادتی که مرد دارد، بدش می‏آید، این مرد هم بی‏اعتناست و آن عادت را باز تکرار می‏کند. این بد است. همین‏طور زن‏ها، فرض بفرمایید زن‏هایی هستند که هوس‏های شخصی خود را (فلان چیز را بخریم، فلان جا برویم و...) بر راحتی و آسایش شوهر ترجیح می‏دهند. چه لزومی دارد؟ اصل کار، شما دو نفر هستید. همه دنیا فرع شمایند. همدیگر را داشته باشید، با همدیگر مهربان باشید.

اگر یک وقتی خدای نکرده یک کدورتی پیش آمد، باید لابه لای محبت ذوبش کنید و از بین ببرید. نباید یک حرفِ کوچکی را بزرگ کنند و مرتب کش بدهند، این‏ها نباید باشد. ...

اگر زن و شوهرها نسبت به احساسات یکدیگر بی‏اعتنایی و بی‏توجهی کنند و به تدریج حالت بی‏محبتی از یک طرف به وجود بیاید، چون بی‏محبتی مرضی مسری است، حتما به آن طرف دیگر هم سرایت می‏کند. این‏طوری است. نباید بگذارید. هر دو باید تلاش و کوشش کنید. این پایه اصلی است.

اگر زن یا شوهر احساس کند که دل همسرش در گروی جای دیگر است، اگر احساس کند به او راست نمی‌گوید، اگر احساس کند با دورویی برخورد می‌کند، اگر احساس کند صمیمیتّی در بین نیست، هر چه هم محبت داشته باشد این محبّت ضعیف خواهد شد ... 14

 

 

حل مشکلات توسط محبت

زن و شوهر باید به هم محبت بورزند. این اساس خوشبختی است. خوشبختی در این است که زن و شوهر همدیگر را دوست داشته باشند. وقتی محبت باشد، از محبت خارها گل می‏شود. اگر چیز ناخوشایندی هم در همسر وجود داشته باشد، وقتی محبت بود، آن چیزهای ناخوشایند، به کلی رنگ می‏بازد و محبت همه چاله‏ها را هموار می‏کند.

زن و شوهر بايد با مهربانى و مدارا زندگى كنند. مرد تا حد امكان محبت خود را بر عيال خود توسعه دهد و زن توقعات را تا ممكن است، كم كند. كار در داخل خانه، جزو وظايف حتمى زن نيست. زندگى مشترك را قدر بدانيد و فكر جدايى نكنيد تا خداوند به هر دوى شما كمك كند. 15

آفت محبت

تحقیر وسرزنش

خداوند در خلقت انسان به خودش احسنت گفته است، زیرا انسان بهترین خلقت اوست. در این میان، چگونه می­توان همسر را به عنوان یک امانت الهی تحقیر و سرزنش کرد؟ یک دختر و یا یک پسر که با هزاران امید وارد زندگی می­شوند، چرا باید مورد اهانت قرار گیرند؟ پدر و مادری که دخترشان را با صدها رنج و زحمت را بزرگ کرده­اند و با حفظ آبرو و امیدواری او را به خانه­ی مردی فرستاده­اند تا در محیط امن و سالم و پر محبت زندگی کند، چه گونه می­توانند بعد از مدتی نظاره­گر توهین و سرزنش او از طرف همسرش باشند؟ آیا وجدان انسان راضی می­شود؟ متقابلاً اگر شما به ازدواج مردی در آمده­اید که به دلایل گوناگون مشکل پیدا کرده است – مثلاً اقتصادی یا شغلی – به هیچ وجه او را سرزنش نکنید، زیرا به تدریج که سرزنش ها زیاد می­شود، حالت تخریبی­یی در زندگی شما به وجود می­آید و در مقابل همدیگر کم ارزش می­شوید.

همیشه به دنبال این باشید که با لطف و کرامت خود، احترام همدیگر را نگه دارید و در پی شأن و منزلت همدیگر باشید.

محکم نگه داشتن اسرار

زن و شوهر بايد راز هم را حفظ كنند، زن نبايد راز شوهرش را پيش كسى بازگو كند. مرد هم مثلاً نرود پيش رفقايش در باشگاه يا مثلاً فلان مهمانى و... راز همسرش را بازگو كند. حواستان جمع باشد، اسرار هم را محكم نگاه داريد تا زندگى­تان ان‏شاءالله شيرين و مستحكم شود.

انتظار بی­عیب بودن همسرتان را نداشته باشید .

اگر دیدید که همسرتان یک نقطه عیبی دارد – هیچ انسانی بی‌عیب نیست- و مجبورید او را تحمل کنید. تحمّل کنید، که او همزمان، دارد یک عیبی را از شما تحمل می‌کند. آدم عیب خودش را که نمی‌فهمد، عیب دیگری را می‌فهمد. پس بنا را بگذارید بر تحمّل.

اگر چناچه قابل اصلاح است، اصلاحش کنید. اگر دیدید کاری نمی‌شود کرد، با او  بسازید. 16 

رعایت وملاحظه حال یگدیگر را کردن 

اسلام در داخل خانواده ترتیبی داده که اختلاف درون خانواده به خودی خود حل شود. به مرد دستور داده که ملاحظاتی بکند. به زن هم دستور داده که یک ملاحظاتی بکند. مجموع این ملاحظات اگر انجام بگیرد، هیچ خانواده ای قاعدتاً متلاشی نخواهد شد و از بین نخواهد رفت. غالباً متلاشی شدن خانواده ها به خاطر این بی‌ملاحظه‌گیهاست. مرد بلد نیست که رعایت کند، زن بلد نیست که عقل به خرج دهد، او تندی و خشونت بی‌حدّ می‌کند، این بی‌تحمّلی به خرج می‌دهد، همه­اش ایراد دارد، خشونت او هم ایراد دارد، سرکشی این هم ایراد دارد. اگر او خشونت نکند، اگر یک وقتی اشتباه کرد، این سرکشی نکند، ملاحظه کنند، با همدیگر بسازند، هیچ خانواده‌ای تا آخر متلاشی نخواهد شد و خانواده باقی می­ماند.17

تقسیم کارها

 يکـي از اصـول لازم و ضـروري خـانواده‌ي موفـق، تقسيـم منـاسب و منصفـانه‌ي مسئوليت‌ها در خانه و خانواده است. مطالعه و بررسي در زمينه‌ي آسيب‌شناسي خانواده ، محرز مي‌نمايد که اگر تقسيم کار عادلانه و منصفانه‌اي در محيط خانه و خانواده برقرار نشود ، خانواده از مرز تعادل خارج مي‌شود و خروج از  اعتدال، گامي به سوي ويراني و تزلزل خانواده است. مسلم است که توجه به لطافت و ظرافت روحيه‌ي زن و شرافت امر ورع و تحفظ وي از اجنبي و حفظ مراتب بالاي حجاب و عفاف، مقتضي است که وي بيشتر پذيراي امور داخلي محيط خانه و خانواده باشد و امور مربوط به خارج از محيط خانه، به مرد واگذار شود. يکي از معيارهاي تقسيم کار عادلانه اين است که شئونات و ويژگي‌هاي مسلّم جسمي و روحي زن و مرد در اين امر، مورد توجه و ملاحظه قرار گيرد.

البته بايد در نظر داشت، اين تقسيم کار، تقسيم اوليه‌اي براي احراز امر معاش است و همکاري مرد در داخل خانه مي‌تواند تحت عناوين مثبت ديگري مورد تأکيد واقع شود و هم‌چنين کار زن در خارج از خانه نيز، تحت شرايطي خاص و با رعايت ضوابطي ويژه، مي‌تواند مورد مقبوليت قرار گيرد.

 مقام معظم رهبری  می فرمایند : وقتی دو نفر در کنار هم قرار می‌گیرند و همسر می‌شوند، بعضی از وظایف وجود دارد که بین اینها مشترک است. مانند کشیدن بارهای خانواده، همکاریهای گوناگونی که در راه بردن خانوار مؤثر است. اینها باید با هم همکاری کنند. این کارها بین زن و مرد مشترک است. حداکثر این است که تقسیم کار شود.»

گاهی تقسیم کار هم نمی‏کنند اما بهتر این است که تقسیم کار هم بشود. بخشی از کارها را زن انجام می‏دهد، بخشی را مرد انجام می‏دهد. مثل همه همکاری‏هایی که وجود دارد، مثل همه همسنگری‏ها.

در محیط خانواده، زن و شوهر با هم همکاری کنند. اگر شوهر مشکلی یا مضیقه‏ای دارد، زن با او بسازد، اگر زن، داخل خانه یا در محیط کار یا هر جور که هست، دشواری دارد، شوهر باید به او کمک کند. خود را در سرنوشت همسر باید شریک بدانند، هر دوی آن‏ها این را برای خاطر خدا انجام دهند.18

احترام به خانواده همسر

احترام نسبت به والدین و خانواده‌ی همسر، و آنها را تاحدّ ممکن به عنوان خانواده‌ی صمیمی خویش پذیرفتن، نشانه‌‌ی پذیرش و درک همسرمان می‌باشد.

به یاد داشته باشیم که پدر و مادر، پس از خداوند متعال بزرگ‌ترین حق را بر گردن ما دارند و فراموش نکنیم که احسان و نیکویی به والدین و اطاعت و فرمان‌برداری از ایشان و خوش رفتاری نسبت به آنها از مهم‌ترین فرایض و وظایف انسانی است.

لا تعبدون الا الله و بالوالدین احساناً.19

ان ترک خیر الوصیّة للوالدین و الا قربین بالمعروف.20

همسران آگاه و دانا و بادرایت، متواضعانه و محبّت‌آمیز، رفتاری پسندیده و صمیمی با خویشان همسر خود در پیش می‌گیرد؛ حتّی اگر از ایشان دلخوری و یا نارضایتی هم داشته باشد و حس کند که نمی‌تواند محبّتی صادقانه ابراز کند، می‌بایست سعی به ابراز محبت نماید.

سعی در اظهار به محبّت یک هنر است. نسبت به پدر و مادرهمسر خود ابراز علاقه و محبّت کنید و آن را به زبان آورید. مگر نه این است که پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه وآله و سلم: فرموده‌اند: «اظهار محبّت نیمی از عقل است».

اگر ما توقّع خود را از دیگران پایین آوریم و این را بپذیریم که هر انسانی دارای میزانی از درک و شعور است، نمی‌توانیم از هر کسی انتظار رفتارهای درست و حساب شده داشته باشیم، بدین گونه خودمان راحت‌تر و آرام‌تر زندگی خواهیم کرد و از اطرافیان هم احساس گله و نارضایتی نخواهیم داشت. ما بدون داشتن رفتاری متقابل، محبّت خود را به دیگران ایثار می‌کنیم. توصیّه‌ی بزرگان دین ما بر ایجاد ارتباط با خویشان و نزدیکی و صله‌ی رحم با ایشان است.

پیامبر گرامی صلی‌الله علیه وآله‌ و سلم فرموده‌اند: «نیکی با کسان و مهربانی با خویشان، عمرها را دراز و شهرها را آباد و اموال را زیاد می‌کند».21

حضرت امیرعلیه‌السلام در خطبه‌ای راجع به اهمیت معاشرت و نیکی با اقوام فرمودند: «انسان هیچ‌گاه از خویشان خود بی‌نیاز نمی‌شود حتی اگر مال و اولاد فراوان داشته باشد».

روان‌شناسان هم اعتقاد دارند که ابراز محبت و دوستی نسبت به دیگران، باعث رضایتمندی و آرامش خاطر می‌شود و چه‌ چیزی در زندگی با ارزش‌تر و دوست داشتنی‌تر از آرامش و حصول اطمینان؟!

پس ما علاوه بر آن که همّت خویش را بر دوستی و محبّت با والدین و نزدیکان همسر خود مصروف می‌داریم، هرگز مانع ارتباط صمیمی شوهر خود با خانواده‌اش نمی‌شویم و خانواده‌ی او را در هیچ شرایطی تحقیر نکرده و کوچک نمی‌شمریم.

روحیه وانرژی دادن به یکدیگر 

همکاری و کمک، گاهی به این نیست که وارد حجم کار یکدیگر بشوند. نه، بلکه یکدیگر را روحاً تدارک کنند. مردها معمولاً با مسائل مشکل‏تری در جامعه برخورد دارند، زن‏ها می‏توانند به آن‏ها روحیه بدهند. می‏توانند خستگی آن‏ها را از تنشان بیرون کنند. به آن‏ها تبسم کنند و به آن‏ها دلخوشی دهند. اگر چنانچه خانم‏ها هم، کاری بیرون از خانه دارند، مرد کمک کند و او را تقویت نماید.

مراد از همکاری، همکاریِ روحی است. این‏که زن ضرورت‏های مرد را درک کند، فشار اخلاقی روی او وارد نیاورد، کاری نکند که او در امر زندگی مستأصل شود و خدای نکرده به راه‏های نادرست متوسل بشود. او را به ایستادگی و مقاوت در میدان‏های زندگی تشویق کند و تحریص نماید. اگر چنان چه کار او مستلزم این است که یک مقداری به وضع خانوادگی، رسیدگی کافی نداشته باشد، این را به رخ او نکشد، این‏ها مهم است. این‏ها وظیفه‏هایی است از طرف زن. از طرف مرد هم وظیفه است که ضرورت‏های زن را درک کند، احساسات او را بفهمد و نسبت به حال او غافل نباشد. 22

 

تشویق یکدیگر در میدان مسابقه خیرات

يکي از مواردي که مي‌تواند سبب تحکيم بنياد ازدواج شود ، اين است که زن و شوهر در راه خيرات، يار و مشوق هم باشند. به تعبير ديگر ، آن دو هم‌چون مسافراني که در راه خير با يکديگر همسفر شده‌اند ، همواره يکديگر را به خوبي‌ها و کمالات تشويق نمايند. اين امر اگر با شرايط و ضوابط انجام پذيرد ، مؤثرترين تشويق محسوب مي‌شود.

مقام رهبری می فرمایند:در همه احوال و اوضاع رعایت همدیگر را بکنید، به هم کمک کنید، عون و بازوی همدیگر باشید، به خصوص در راه خدا و در راه انجام وظیفه. اگر پسر در راه خداست، دختر به او کمک کند و اگر دختر در راه انجام وظیفه و در راه خداست، پسر به او کمک کند. هر کدام مجاهدت می‏کنند، آن دیگری به او کمک کند.

اگر پسر در کارِ علم و در کار تلاش و مجاهدت در ارگان‏های جمهوری اسلامی است، آن خانم با او همکاری کند که بتواند کارش را راحت انجام بدهد. مردها به زن‏هایشان فرصت بدهند تا زن‏ها هم بتوانند در این میدان‏های مسابقه معنویت وارد شوند. اگر می‏خواهند تحصیل علم کنند، بتوانند. اگر هم می‏خواهند در کارهای اجتماعی وارد شوند، بتوانند23

زن و شوهر کوشش کنند یکدیگر را به راه خدا هدایت کنند. یکدیگر را در راه مستقیم نگه دارند و حفظ کنند. این «تواصّوا بالحقّ و تواصّوا بالصّبر» [2] را که خاصّیت مسلمانی است و مهمترین خصوصیت ایمان است، مدّ نظر داشته باشند.24

هر دو به یکدیگر نسبت به دیندار بودنشان و رعایت تقوا کمک کنند. یعنی مرد کمک کند که زنش بتواند دیندار باشد و رعایت تقوا را بکند. زن هم کمک کند که مرد بتواند دیندار باشد و بتواند پاکدامن بماند و بتواند با تقوا حرکت کند. منظور از کمک فقط شستن ظرف و... نیست، البته این‏ها هم کمک است ولی منظور، بیشتر، کمک روحی است. کمک معنوی و فکری است. در راه اسلام یکدیگر را ثابت قدم بدارند، همدیگر را توصیه به تقوا و صبر، و توصیه به دینداری، عفاف، قناعت، ساده زیستی و... کنند. با هم همکاری کنند تا بتوانند ان‏شاءالله به بهترین وجهی بگذرانند.25

مرد باید به زن کمک کند تا عقب ماندگیهایی را که در جامعه ما دارند، جبران کند. البته مراد از این عقب ماندگی­ها، آن چیزهایی نیست که امروز به تقلید از فرنگیها در جامعه ما مطرح می­شود. بلکه مراد معرفت است. مراد تحصیلات است. مراد پیداشدن روح اندیشه و تأمل و فکر در زن است. مراد اینهاست که هر چه مرد بتواند باید در این زمینه به همسرش کمک کند. اگر زن می­خواهد کاری انجام بدهد یا در فعالیتهای اجتماعی سهیم باشد، در حدّ اقتضای وضع زندگی خانوادگی، مانع او نشود.»26

پسر اگر می‌بیند دختر در راه انجام تکالیف اسلامی خودش، یک قدم خیری می‌خواهد بردارد، وسایل را برایش فراهم بکند و مانع تراشی نکند. بعضی دخترها هستند می­خواهند فرض کنید ادامه تحصیل بدهند، درس دین بخوانند، با قرآن آشنا بشوند، کارهای خیر بکنند و در بعضی از امور خیریه شرکت داشته باشند. شوهرانشان گاهی نسبت به اینها بداخلاقی می­کنند که ما حوصله این کارها را نداریم! ما زن گرفته ایم که زندگی کنیم. نمی‌گذارند این دختر به کار خیر برسد.27

غم‏خوار و کمک حال واقعی بودن

يکي از مهمترين شاخصه‌هايي که مي‌تواند در ژرفابخشي محبت و در نتيجه در استحکام خانواده مؤثر باشد ، حمايت و دفاع از همسر است. مسلم است که در هر زندگي خانوادگي، زن و شوهر غير از نقش همسري، در ساير روابط اجتماعي يا سياسي و...، نقش‌هاي ديگري نيز بر عهده دارند و هيچ قلعه و دژي مستحکم‌تر از قلعه‌ي خانواده نمي‌تواند مدافع يک انسان در سختي‌ها، آسيب‌هاي اجتماعي و... باشد. حمايت هر يک از زوجين از ديگري و تجليل و قدرداني از تلاش‌ها و زحمات وي، از جمله‌ي اين امور است.

حضرت فاطمه (س) هم حامي علي(ع) بود و هم همسر وي و از آن‌جا که اين بانو در همه‌ي خيرات و صالحات، پيشتازترين فرد امت محسوب مي‌شد، در امر دفاع از ولايت نيز، والاترين جان‌فشاني‌ها را به ساحت کبريايي خداوند تقديم کرد. يکي از نمونه‌هاي منقلب کننده‌ي دفاع فاطمه (س) از همسرش، در جرياني است که علي(ع) را با اکراه و اجبار براي اخذ بيعت به مسجد مدينه مي‌بردند. در روايت است که بانوي دو عالم(س)، براي دفاع از همسر به درب مسجد آمد و جلوه‌هاي به ياد ماندني‌اي از ايثار و فداکاري از خويش در تاريخ بر جاي گذاشت. براي نمونه، اين فراز شريف از وي در ياوري علي(ع) نقل مي‌شود: « به خدا سوگند اي سلمان، از درب مسجد مدينه پا بيرون نمي‌گذارم تا آن‌که پسرعموي خود را با چشمان خودم سالم ببينم.28

بیانات  آیات الله خامنه ایی

«کمک واقعی این است که دو نفر غمها را از دل هم برطرف کنند. هر کسی در دورة زندگیش، گرفتاری و مشکل و غمی پیدا می­کند و ممکن است دچار ابهام و تردید بشود. آن دیگری در چنین موقعیتی، باید به کمک همسرش بشتابد و به او کمک کند. غم را از دل او بردارد. او را راهنمایی کند و اشتباه و خطای او را برطرف نماید.29

همدلی و همکاری کردن، معنایش این است که همدیگر را در راه خدا حفظ کنید. تواصی به صبر و تواصی به حق کنید. اگر خانمِ خانه می‏بیند شوهرش دارد دچار یک انحرافی می‏شود، فرضاً در یک معامله نامشروعی دارد قرار می‏گیرد، توی یک جریان غلطی دارد می‏افتد، توی پول درآوردن‏های نادرست دارد می‏افتد، توی رفیق بازی‏های ناسالم دارد می‏افتد، اول کسی که باید او را حفظ کند، اوست. اگر متقابلاً مرد این احساس‏ها را به نوع دیگری از زنش کرد، اولین کسی که باید زن را حفظ کند، شوهر اوست. البته حفظ کردن هم، با محبت کردن و با زبان خوش و با منطق صحیح و با برخورد مدبرانه و حکیمانه حاصل می‏شود، نه با بد اخلاقی و قهر و این چیزها. یعنی هر دو مراقب باشند تا آن دیگری را در راه خدا حفظ کنند. 30

با هم همکاری کنید، به هم کمک کنید، خصوصاً در امر دین. اگر می‏بینید طرف شما، شوهر یا زن شما کاهل نماز است، به نماز کم اهمیت می‏دهد، به راستگویی کم اهمیت می‏دهد، به مال مردم کم اهمیت می‏دهد، به شغل دولتی کم اهمیت می‏دهد، او را بیدار کنید، به او بگویید، به او بفهمانید و کمک کنید که خودش را اصلاح کند یا اگر می‏بینید که در امر محرم و نامحرم، در امر پاکی و نجسی، در امر حلال و حرام آدم بی­اعتنا و بی­مبالاتی است، به او توجه بدهید، او را آگاه کنید، کمک کنید که خوب شود. اگر دروغگو، و غیبت کن است، به او تفهیم کنید، نه این که دعوا کنید، نه این که اوقات تلخی کنید، نه این که مثل یک منتقد بداخلاق بنشینید یک کناری هی نق بزنید.

گاهی هست که مرد در فعالیت های زندگی سر دو راهی می‌رسد. انتخاب باید بکند یا دنیا را و یا راه صحیح و امانت و صداقت را، یکی از این دو تا را باید انتخاب کند، این جاست که زن می­تواند او را به راه اول یا به راه دوم بکشاند. متقابلاً، طرف عکس آن هم هست. شوهرها هم در مورد همسرانشان می‌توانند این طور تأثیرات را داشته باشند. سعی کنید با هم این طور باشید. هر دو کوشش کنید که یکدیگر را متدّین، در راه خدا، در راه اسلام، در راه حقیقت، در راه امانت و صداقت، نگهدارید و مانع از انحراف و لغزش شوید. 31

 اصلاحگر و حامی یکدیگر بودن

زن و شوهر باید همدیگر را در راه صحیح و صراط مستقیم الهی حمایت کنند. اگر هر کدام از اینها مشاهده می­کنند یک عمل خیر و یک کار شایسته‌ای از همسرشان سر می­زند، آن را تشویق کنند و اگر بر عکس، احساس کردند که خطایی، یک انحرافی- خدای نخواسته- وجود دارد، سعی در اصلاح آن بکنند، یکدیگر را در راه خدا کمک و تشویق کنند.

زن و شوهر باید سعی کنند که یکدیگر را اصلاح کنند. نه مثل یک آقا بالاسر که مرتب به دیگری نیش بزند، نه! مثل یک پرستار، یک مادر و پدر دلسوز.32

هيچ مانعى ندارد كه اگر شما مى‌خواهيد به زيردست خود جمله‌ى توبيخ‌آميزى بگوييد، آن را با تعبيرات جمع به كار ببريد: شما اين كار را اشتباه كرديد، من شما را توبيخ مى‌كنم، شما بايد مورد شماتت قرار بگيريد. لازم نيست مثلا بگوييد، مردك فلان فلان شده، چرا اين كار را كردى. در كلمات و برخوردها، مطلقا اهانت را بربيندازيد و ريشه‌كن كنيد، چون خلاف شؤون اسلامى است. اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «انى اكره لكم ان تكونوا سبابين» فحاش نباشيد، بددهنى چيز بدى است، ليكن سهل‌انگارى در اين كارها هم بد است. رفيق و غير رفيق را هم ملاحظه نكنيد، در رودربايستى هم گير نكنيد، آيين‌نامه‌ى انضباطى را با قدرت تمام اعمال نماييد.33

وجه مشترک زوجین در زندگی باید عبارت باشد از: توجه به خدا و اطاعت دستورات الهی و عمل به فرامین خدا. زن و شوهر باید همدیگر را در این جهت حفظ کنند. اگر زن می‏بیند که شوهر او بی اعتنا به مسائل دینی است، او را با حکمت و اخلاق خوش و ظرافت و زیرکی زنانه، وادار به آمدن در راه خدا کند. مرد هم اگر می‏بیند زنش بی‏اعتناست، او هم باید همین تکلیف را انجام دهد. این از کارهای اساسی در زندگی است.

 از یکدیگر مراقبت اخلاقی کردن

مهمترین کمک به همسر، این است که سعی کنید همدیگر را دین‏دار نگهدارید. مراقب باشید همسرتان خطای دینی نکند. این مواظبت هم به معنای پاسبانی و دیده بانی نیست. این مراقبت، مراقبت اخلاقی است، مراقبت مهربانانه و مراقبت پرستارانه است. اگر چنانچه خطایی از همسرتان دیدید، آن را باید با شیوه بسیار لطیف و عاقلانه‏ای در او از بین ببرید و برطرف کنید. یا با تذکر و یا با بعضی از مراعات‏ها نسبت به هم مسؤولیت دارید.

زن اگر می‏بیند شوهرش در معاملاتِ بد افتاده، در رفیق بازی‏های بد و معاشرت‏های بد افتاده، یا مرد اگر می‏بیند زنش افتاده در بعضی تجمل پرستی‏های غلط یا ولنگاری‏های غلط، نباید بگوید: حالا او خودش است.

شما هر کدام نسبت به هم وظیفه دارید. باید همت خود را متمرکز کنید. زن و مرد می‏توانند بر روی هم اثر بگذارند. 34  

 آراستگی برای یکدیگر

 يکي از اصول حاکم بر خانواده‌ي آرماني، آراستگي ظاهر و باطن همسران براي يکديگر است. علي (ع) مي‌فرمايد: «جمال الباطن، حسن‌السريرة»35

«زيبايي باطن ، در حسن نيت و زيبايي درون است.» دل و جان فاطمه (س)، در کمال حسن نيت، خلوص و صميميت نسبت به همسر بزرگوارش بود و حسن سريره‌ي او جميل‌ترين زيبايي‌هاي باطني را در برابر چشمان مبارک علي(ع) به تماشا مي‌گذاشت.

بايد توجه داشت، چنان‌که فردي از نعمت جمال ظاهر برخوردار نباشد، اولاً با هنرمندي و ظرافت خاصي مي‌تواند به آراستگي و حسن خويش بيفزايد ثانياً با ظرايف و طرايفي که در جلوه‌گري‌هاي رفتـار خود طراحي مي‌کنـد ، مي‌توانـد بـه حسن سـلوک و جمال بـاطن دسـت يابد. بـه عنوان مثـال، لبخنـد زينـت چهره اسـت ، نگاه مهربان، زينت چهره است و مي‌تواند بر جمال ظاهر و باطن بيفزايد. گشادگي چهره و بشاشيت وجه نيز، نوعي زينت چهره است. در روايت، يکي از خصوصيات زنان با فضيلت، درخشندگي چهره معرفي شده است: 36

حضرت فاطمه (س) به عنوان زينت و استحباب، انگشتري به دست مي‌کردند و از قول رسول خدا(ص) انگشتر را تبليغ مي‌فرمودند: «قالت فاطمه(س)، قال رسول‌الله(ص): من تختم بالعقيق لم يزل يري خيري» 37

«هرکس انگشتري عقيق به دست کند، همواره خير مي‌بيند.»

اميرمؤمنان(ع) در اشاره به آراستگي ظاهر و باطن فاطمه (س) مي‌فرمود: «و لقد کنت انظر اليها، فتنکشف عني الهمم و الاحزان»38

«هرگاه به او مي‌نگريستم، همه‌ي ناراحتي‌ها و غم‌هايم برطرف مي‌شد.»

بیانات آیت الله خامنه ایی

خدا زيباست و زيبايى را دوست دارد. در خصوص رسيدن به سر و وضع، روايات زيادى در كتب حديثى ما هست. در كتاب «نكاح» مفصل بحث مى‌شود كه مرد و زن بايستى به خودشان برسند. بعضى خيال مى‌كنند كه مثلا مردان بايد موى سرشان را بتراشند، نه. در شرع، براى جوانان مستحب است كه موى سر بگذارند. در روايت هست كه «الشعر الحسن من كرامة الله فأكرموه» ، موى زيبا، جزو كرامتهاى الهى است، آن را گرامى بداريد. يا مثلا روايت دارد كه پيامبر اكرم وقتى مى‌خواستند نزد دوستانشان بروند، به ظرف آب نگاه مى‌كردند و سر و وضع خود را مرتب مى‌كردند[3] آن زمان كه آينه به اين شكلى كه حالا هست و فراوان هم هست، نبود. جامعه‌ى مدينه هم كه فقير بود. پيامبر ظرف آبى داشتند، كه وقتى مى‌خواستند نزد دوستانشان بروند، از آن به جاى آينه استفاده مى‌كردند. اين، نشان‌دهنده‌ى آن است كه سر و وضع مرتب، لباس خوب و گرايش به زيبايى، امر مطلوبى در شرع اسلام است، منتها آن چيزى كه بد و مضر است، آن است كه اين وسيله‌اى براى فتنه و فساد و تبرج شود. همان‌طور كه گفتم، ضررهايش تا خانواده و نسل بعد هم مى‌رسد.39

انتقادپذیری

 توانایی دررفع سوء تفاهم ها

یکی از نیازهای دوجانبه در زندگی زناشویی داشتن زبان مشترک برای برطرف کردن سو تفاهم ها است  در سخن گفتن بايد روشي را در پيش گرفت که از بروز سوء تفاهم جلوگيري شود. چه بسا اتفاق مي افتد که گفته ها با شنيده ها همخواني ندارد. برخي افراد به جهت دارا بودن روحيه اي خاص، براي دچار شدن به سوء تفاهم به شدّت آماده اند و ذهن آن ها از هر سخني، برداشتي نا مطلوب دارد. اين افراد از خوش بيني بي بهره اند و حفظ روابط با آن ها بسيار دشوار است. برخي روان شناسان عامل اصلي اختلافات زناشويي را سوء تفاهم مي دانند. بنابراين همسران بايد از گمان هاي بي اساس، تعبير و تفسيرهاي منفي و وسواس هاي فکري خودداري کنند تا آسيبي به روابط زناشويي شان وارد نشود. در يک ارتباط سالم گلايه ها و دلخوري ها و رضايت ها و خشنودي ها نيز به طور مناسب مطرح مي شود. طرح گلايه هر چند در جاي خود لازم است، اما نبايد در بيان آن ها زياده روي کرد. در بيان گلايه بايد موقع شناس بود و فرصت مناسبي را براي اين کار در نظر گرفت

برای رفع سوءتفاهم ا نتقاد پذيري لازم است

 اسلام و تربيت ديني کاملاً روحيه انتقاد پذيري را تأييد مي کند. امام جواد (ع) مي فرمايند : مومن نياز دارد به توفيقي از طرف خدا و به پندگويي از طرف خودش و به پذيرش از کسي که او را نصيحت کند .40

خطر انتقاد ناپذيري، اين است که با از بين بردن محبت ميان زن و شوهر حس لجاجت را در آنان تقويت مي کند

اما اگر از همدیگر شكایت یا انتقادی داشتیم چطور یا چگونه بیان كنیم؟

بسیاری عقیده دارند که زندگی زناشوئی اصولا یک نوع نزاع دوستانه است و اختلاف خلقت بین آن دو ایجاب می کند که با یکدیگر گاهگاهی نزاع کنند، و خداوند حکیم طوری این دو جنس مخالف را با همدیگر پیوند داده و بین آن ها الفت ایجاد کرده که پرخاش ها و تندخوئی ها در برخی از اوقات ثمربخش است. از این رو کمتر خانواده ای است که در طول زندگی زناشوئی خود دچار بحران های زودگذر نشود. غالبا اختلافات جزئی و کلی در اکثر خانواده ها بین زن و شوهر امری است طبیعی که نه تنها به مراحل خطر و بحران شدید و جدائی نمی کشد بلکه دنبال آن یک نوع محبت و سازش پدید می آید . اگر نزاع اصلا صورت نگیرد ناراحتی های دو طرفه انباشته و متراکم شده و یکباره بسان کوه آتشفشان منفجر می شود .

عدم موافقت ها همیشه جدایی پیش نمی آورد بلکه پیش از ناسازگاری عدم توانایی هریک از طرفین در غلبه بر مشکلات موجب جدایی می شود.

دلایل مشاجره

روان‌شناسان دلایل مختلفی را برای جر و بحث میان زوج‌ها بیان می‌کنند و معتقدند در سال‌های نخست ازدواج هر تفاوت دیدگاه و اختلاف نظری دلیلی برای جر و بحث است. از مهم‌ترین دلایل مشاجره بین زوج‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد: مشکلات اقتصادی، روابط زناشویی ناموفق، مشکلات کاری، بحث سر فرزندان و تقسیم وظایف منزل نخستین دلایل جر و بحث بین زوج‌ها است. اختلاف‌نظر و ناهماهنگی عقاید رتبه دوم علل مشاجره بین زوج‌هاست. اکثر زوج‌ها ظرافت‌های «صحبت کردن با هم» را بلد نیستند و همین مسئله باعث جر و بحث و اختلاف آنها می‌شود. باید یاد بگیریم که حرف یکدیگر را بشنویم و درست با هم صحبت کنیم. زمینه ارثی یا مشکلات روحی- روانی دوران کودکی. افرادی که در کودکی جدایی والدین، فقر فرهنگی یا اقتصادی خانواده، آزارهای روحی- روانی را تحمل کرده‌اند، در بزرگسالی به افرادی عصبی و ناآرام تبدیل می‌شوند.این افراد نمی‌توانند ارتباط خوبی با همسرانشان داشته باشند. دلایلی مانند فراموش کردن تاریخ تولد همسر، سالگرد ازدواج و اتفاقاتی از این دست آخرین دلیل مشاجره بین زوج‌هاست.

چگونه جر وبحث شروع می شود ؟

دلیل مشاجره هر چه که باشد در اغلب موارد جمله‌های تقریبا مشابهی (در حین دعوا) بین زن و مرد رد و بدل می‌شود. در حین مشاجره کمتر به موضوع اصلی اشاره كرده و به هر شکل ممکن فقط شخصیت یکدیگر را خرد می‌کنیم. اگرچه روان‌شناسان «سکوت کردن در برابر رفتارهای نامناسب طرف مقابل» را روش مناسبی در زندگی مشترک نمی‌دانند اما مشاجره را هم راه خوبی برای رفع مشکلات نمی‌دانند اما آنچه باید در هر مشاجره‌ای مورد توجه هر دو طرف قرار بگیرد، «حفظ حرمت‌ها»ست.

 در حین مشاجره نباید حرفی بزنیم یا رفتاری انجام بدهیم که بعد از دعوا این‌قدر از همسرمان شرمنده باشیم که نتوانیم و ندانیم که دوباره چطور با او رودررو شویم.

پافشاری روی عقاید و فریاد زدن‌های بی‌دلیل، تکرار مسائل گذشته، بهانه‌جویی‌هایی که خودمان هم می‌دانیم غیرمنطقی است، همگی نشان می‌دهد که اکثر جر و بحث‌های ما دلیل روشنی ندارد. انگار فقط قصد داریم که با فریاد و ناسزا با هم زورآزمایی کنیم! در حین مشاجره استفاده از جمله‌هایی که با ضمیر «من» شروع می‌شوند مثل؛ «من دوست دارم»، یا به کار بردن کلمه‌های تاکیدی مثل «اصلا»، «همیشه» و «باید» مانند «تو اصلا حرف من را نمی‌فهمی»،  نه‌تنها مشکلی را برطرف نمی‌کنند بلکه باعث بالا گرفتن دعوا و از بین رفتن حرمت‌ها می‌شود.

 

نقل قول کردن از طرف دیگران هم رفتار بسیار نادرستی است که در اغلب مشاجره‌ها دیده می‌شود. مثلا اینکه؛ «مادر من همیشه به من می‌گفت که تو عرضه کار کردن نداری اما من باورم نمی‌شد». این نقل قول‌ها نه تنها مشکلی را برطرف نمی‌کند بلکه باعث عصبانیت بیشتر همسرمان هم می‌شود. شکسته شدن حرمت بین زن و مرد، بی‌آبرویی، سرد شدن روابط زناشویی، ترس از بی‌علاقه شدن طرف مقابل به ما و زندگی مشترک و... همگی از تاثیرات نامطلوب مشاجره‌های ماست.

 چگونه جر وبحث را کنترل کنیم؟

مهارت گفت‌وگو کردن، تحمل شنیدن صحبت‌های طرف مقابل بدون عصبانیت و کمک گرفتن از مشاور و روان‌شناس راه‌هایی است که همه ما باید از آن آگاه باشیم. اما اغلب ما این مهارت‌ها را بلد نیستیم و همین مسئله باعث مشاجره‌های بیهوده ما می‌شود. بهتر است قبل از شروع هر جر و بحثی به این پرسش‌ها پاسخ بدهیم تا به احساس واقعی خود و همسرمان پی ببریم. اگر به این پرسش‌ها صادقانه جواب بدهیم، شک نکنید که «صحبت کردن» برای رفع مشکل را به هر «مشاجره‌ای» ترجیح می‌دهیم.

علت کلافگی ما یا همسرمان خستگی ناشی از کار و زندگی روزمره یا دل آزردگی از دیگری و یا به دلائل جسمی  است  یا دلایل دیگری برای ناراحتی‌مان داریم؟

 از مشاجره‌ای که قصد شروع آن را داریم چه نتیجه‌ای می‌گیریم؟ صحبت کردن مشکل ما را بیشتر حل نمی‌کند؟

برای حل مسئله‌ای که در زندگی ما وجود دارد بهترین و اولین راه مشاجره است یا راه‌های بهتری هم برای حل مشکل وجود دارد؟

از مراجعه به روان‌شناس برای حل مشکلات‌مان می‌ترسیم یا از اثرهای مثبت مشورت با این افراد آگاه اطلاع نداریم؟

معذرت خواستن را نیاموخته‌ایم یا این کار را شکستن غرور بیجایمان می‌دانیم؟

نقل قول‌ها نه تنها مشکلی را برطرف نمی‌کند بلکه باعث عصبانیت بیشتر همسرمان هم می‌شود. احساس حضور و دخالت دیگران در زندگی مشترک حس بسیار ناخوشایندی است که زن و مرد هیچ‌کدام تحمل آن را ندارند.

 از مشاجره‌ها وجر وبحث چه درسهایی می توان آموخت؟

روان‌شناسان معتقدند بهترین راه‌حل مشکلات، «گفت‌وگو» است نه مشاجره، اما مشاجره هم می‌تواند نكاتی را به ما بیاموزد.

 درس اول: در هر بار مشاجره چه نتیجه‌ای از آن می‌گیریم؟ آیا واقعا بعد از جر و بحث مشکل‌مان برطرف می‌شود یا مشکلی بر مشکلات‌مان افزوده می‌شود؟

 درس دوم: رفتارهای نامناسب قبل را تغییر بدهیم و رفتارهای صحیح را جایگزین آن کنیم. مثلا به جای دعوا، بیشتر گوش دهیم و تلاش کنیم به هر روشی که می‌دانیم عقایدمان را به‌هم نزدیک کنیم، به همسرمان اجازه اظهار نظر بدهیم، و... به این ترتیب کمتر شاهد مشاجره‌های بی‌دلیل خواهیم بود.

درس سوم: چه کنیم تا به جای مشاجره یک گفت‌وگوی «انتقادی» داشته باشیم. از هم انتقاد کنیم اما مشاجره نکنیم.

درس چهارم: مسئله‌ای که برای آن جر و بحث می‌کنیم چقدر ارزش دارد؟ آیا به اندازه به‌هم خوردن آرامش و سلامت روحی- روانی ما ارزش دارد؟

درس پنجم: ‌دخالت و تلقین دیگران باعث مشاجره ما می‌شود یا به راستی مشکلی در رابطه یا رفتار ما وجود دارد؟

روان‌شناسان معتقدند زوج‌هایی که مهارت «گوش کردن» و «صحبت کردن» را آموخته‌اند، به‌جای مشاجره بیهوده، با هم صحبت می‌کنند تا مشکلات‌شان را برطرف کنند. گفت‌وگو در شرایط آرام و به‌دور از هر تنش و عصبانیتی بهترین راه‌حل برطرف کردن مشکلات است. نتیجه اغلب مشاجره‌ها چیزی جز آسیب دیدن روابط زناشویی نیست

 

راه حل اختلافات خانوادگی

 وقتی را برای گفتگو و گوش دادن به صحبت ها و احیانا انتقادهای یکدیگر قرار دادن و هر یک از زن و شوهر بدانند که وقت انتقاد چه موقعی است. در قانون اسلام آمده است که وقتی احساسات خصومت آمیز و عصبانیت زیاد بر وجودتان مستولی است و سخت عصبانی هستید اصولا از تصمیم گرفتن و از هرگونه انتقاد بپرهیزید.

روابط زن و شوهر وقتی صمیمانه باشد انتقاد سازنده معجزه می کند.

 بهترین موقع انتقاد زن و شوهر از یکدیگر هنگامی است که استراحت لازم را کرده باشند و به اصطلاح سرحال باشند. زن و شوهر ها باید حتی الامکان سعی کنند انتقاد عملی و زبانی خود را از یکدیگر در میان اعضاء خانواده به خصوص در حضور افراد فامیل و خویشان مطرح نسازند.

سازش باید دو طرفه باشد ، نه اینکه همیشه یکی از دو طرف کوتاه بیاید، اگرچه سفارش شده کوتاه آمدن از طرف زن بخاطر داشتن روحیه لطیف و محبت آمیز شروع شود اما مرد هم نباید همیشه منتظر شود زن کوتاه بیاید. 

 

اگر خدای ناکرده اختلافات عمیق می شود مطابق پیشنهاد کتاب انسان ساز الهی یعنی قرآن کریم و تاکید روایات ائمه(ع) نمایندگانی از دو طرف جمع شوند و به این مشکل خاتمه دهند.

 از دخالت دادن و یا حتی مطلع کردن دیگران از این نزاع ها خودداری شود ، حتی فرزندان هم نباید متوجه شوند که در روحیه لطیف آن ها موثر خواهد بود. ابتدا بچه ها را به منزل اقوام یا همسایه ببرند ، بعد با هم برای حل اختلاف گفتگو نمایند.

 در گفتگو سعی شود اختلافات و صحبت های قبل را به میان نکشند و همدیگر را به این خاطر ملامت نکنند که تو قبلا چنین و چنان بودی و یا فامیل هایت هم همین طور لجباز بودند.

 این را هر دو به یاد داشته باشند که اولین راه حل آخرین راه حل نیست و از به زبان آوردن کلمه طلاق در خانه خودداری نمایند ، وقتی کلمه طلاق به میان آمد بنیان خانواده به لرزه درمی آید. همان طور که وقتی طلاق عملی شود عرش خدا به لرزه در می آید.

 

رعایت موارد زیر می تواند به پیوند بیشتر همسران بینجامد:

1) ارتباط کلامی صمیمانه: یکی از مواردی که در تحکیم روابط زن و شوهر بسیار موثر است ارتباط کلامی و نوع محبت و مبادله کلمات و حرف هایی است که در طول شبانه روز بین زن و شوهر مطرح می شود.

مصادیق ارتباط کلامی صمیمانه: «مزاح و شوخی»، «تمجید و تعریف از یکدیگر» و «با کلمات زیبا همدیگر را صدا کردن»

2) زمانی را برای صحبت کردن برای همسر اختصاص دهید: همسران پرمشغله اصولا از محبت کردن غافل می شوند. در نهایت از نظر احساسی فاصله ای میان آنها ایجاد می شود و پر کردن این خلاء کاری دشوار است. بهترین راه حل برای جلوگیری از این فاصله ، اختصاص روزانه چند دقیقه برای صحبت کردن با هم است.

3) از کنجکاوی بیش از حد بپرهیزید: اگر احساس کنید که همسرتان رازی را از شما مخفی می کند، به دنبال یافتن سرنخ به سراغ اوراق خصوصی او نروید. باز کردن نامه های طرف مقابل یا خواندن دفتر یادداشت وی و به سراغ کیف او رفتن نقص مالکیت و حدود او می باشد بگذارید تا او در زمانی که احساس می کند مناسب است حقیقت را به شما بگوید.

4) از اعتماد همدیگر سوء استفاده نکنیم: اغلب همسران از اسرار به عنوان حربه ای علیه یکدیگر استفاده می کنند. یک وکیل به همسر خود گفته بود که با همکارانش مشکل دارد مدتی بعد که آن دو با یکدیگر بحث کردند، همسرش به او گفت: «می بینی هیچ کس نمی تواند با تو کنار بیاید»، این سوء استفاده از اسرار همسر، اعتماد به همدیگر را کمتر می کند.

5) نسبت به هم صداقت داشته باشید: صداقت زیربنای زندگی است و همه صفات عالیه در آن نهفته است. صداقت نهایت شکوفایی عزت در زندگی یک زن و شوهر است. عدم صداقت و دو رویی، آفت بزرگ خانواده است که زن و شوهر می توانند از روز اول با عهد و پیمان بر این که زیر بنای زندگی شان صداقت باشد، این آفت را دور کنند.

6) گذشت در برابر لغزش ها: برای افرادی که مدت ها با یکدیگر زندگی می کنند سرزدن لغزش و اشتباه و خطا امری عادی و متعارف است. بنابراین لازم است با عفو و گذشت از خطاها و اشتباهات یکدیگر چشم پوشی نمایند و آن ها را به رخ طرف مقابل نکشند.

 

ارجاعات

1-     وسائل الشيعه ، ج 14، ص 111

2-     وسائل الشيعه ، ج 14، ص 122

3-     بیانات در  خطبه عقد مورخه  24/09/1376

4-     پيام تبريك به مناسبت جشن ازدواج يك هزار زوج دانشجوى دانشگاههاى تهران 24/11/1387

5-     بیانات در  خطبه عقد مورخه  24/09/1376

6-     خطبه عقد 19/09/1371

7-     بيانات در شروع درس «خارج فقه» 20/06/1373

8-     خطبه عقد 11/12/1377

9-     خطبه عقد 19/12/1376

10- بيانات در خطبه‌هاى نماز جمعه تهران 21 رمضان 1414، 13/12/1372

11- خطبه عقد 16/05/1379

12- خطبه عقد 16/11/1379

13-  مجله  یاس شماره33

14- خطبه عقد 21/12/1379

15- پاسخ به نامه‌ى شكواييه‌آميز خانمى از همسرش 22/05/1377

16- خطبه عقد 09/04/1371

17- خطبه عقد مورخه 20/11/1375

18-  خطبه عقد 22/12/1378

19-  سوره‌ی بقره، آیه‌ی 83

20-     سوره‌ی بقره، آیه‌ی 180

21-      خصال، ج 1، ص                                            

22-    بیانات در خطبه عقد مورخ  15/1/1372

23-    بیانات در خطبه عقد مورخ  15/1/1372

24-  خطبه عقد 08/05/1374

25-  خطبه عقد مورخ  15/1/1372

26-  خطبه عقد 10/02/1375

27- خطبه عقد 05/08/1375

28-  شيخ مفيد، 1374، ص181

29-  خطبه عقد 02/09/1378

30-  خطبه عقد 21/08/1379

31- خطبه عقد 21/12/1379

32- خطبه عقد 22/12/1372

33- بيانات در ديدار با فرماندهان عالى‌رتبه‌ى نيروهاى نظامى و انتظامى، و اعطاى آيين‌نامه‌ى انضباطى نيروهاى مسلح به رئيس ستاد فرماندهى كل قوا 22/10/1369

34- به نقل از مجله یاس شماره 32

35- غرر الحکم، 1377: ص41

36- کليني، 1362، ج5، ص324

37- حرعاملي، 1367، ج3، ص40

38- مجلسي، 1404ق: ج43، ص134

39-  بیانات رهبری در دیدار جمعی از جوانان به مناسب روز جوان 7/2/1377

40- تحف العقول . ص 480   



 

 

  

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 17:12  توسط دکتر مرتضایی  | 

 

وظایف اخلاقی والدین نسبت به فرزندان

خانواده يك واحد اجتماعي است كه بين اعضاي آن ارتباط تنگاتنگ و همه جانبه برقرار است و از اين جهت با بسياري از واحدهاي اجتماعي متفاوت و متمايز مي شود. از آنجا كه والدين بيشترين وقت را با فرزندان خود مي گذرانند روابط آنها با فرزندان مي تواند نقش مهمي در پيشرفت رفتار فرزندان داشته باشد. يك خانواده سالم و پويا، خانواده اي است كه ميان اعضاي آن بويژه ميان والدين و فرزندان، رابطه ي انساني و سالم حاكم باشد. مادران و پدران توانا كساني هستند كه از دانايي ها و مهارتهاي لازم در خصوص ارتباط با فرزندان برخوردارند.

پدر و مادر عقلاً و اخلاقاً موظف به تربیت فرزندان هستند. بخشش پدر و مادر نباید صرفاً در حد مال و ثروت باشد و یا اینكه قطعه زمینی را به نام فرزند قباله كنند. بلكه طبق فرموده حضرت علی (علیه السلام) بهترین بخشش و تفضل ادب نیك می باشد. و همینطور در روایت دیگری می فرمایند: بهترین میراثی كه پدران برای فرزندان باقی می گذارند، ادب و تربیت است.1

 براین اساس نباید آنها را به حال خود واگذاشت. پدر و مادر وظیفه دارند موجبات رشد او را از هر حیث فراهم آورند و نهال شخصیت او را پرورش دهند. بخشي از دانستني هاي ضروري براي والدين، دانش ومهارت مربوط به بر قراري ارتباط با فرزندان است. .

امام سجاد (علیه السلام) در مورد حق فرزند بر پدر می فرمایند:بدان كه او پاره ای از وجود تو است.

در دوران حیات در رابطه با خیر و شرش، تو باید از او مراقبت كنی.تو مسئول ادب و تربیت نیكویش هستی.

تو باید او را به سوی پروردگارش جهت دهی.این تو هستی كه باید او را كمك كنی تا به اطاعت خدا بپردازد.

اگر درباره اش احسان كنی، پاداش می بری.اگر درباره اش بدی كنی، معاقب و مورد كیفر واقع می شوی. 2

اهمیت دادن به تربیت فرزندان

اسلام به والدین توصیه فرموده است برای این كه فرزندان شایسته ای داشته باشند و محیط پرورش نسل آینده آنها پاك و دور از انواع آلودگی ها باشد حتی قبل از تولد فرزندان یعنی از زمان انتخاب همسر دقت لازم را داشته باشند و سپس در هنگام بارداری مادر و تولد كودك و هفت سال اول و هفت سال دوم و هفت سال سوم  به رعایت نكات تربیتی و اخلاقی و معنوی بپردازند تا نسل آنها از آلودگی به انواع آفت ها مصون بماند. آنچه از آموزه های دینی و تاریخی و مطالعات روان شناسی و تجربیات شخصی بزرگان برمی آید مؤید این نظر است كه خانواده یكی از عوامل اصلی و مهم سعادت یا شقاوت جوانان است و والدین می توانند باسنجیده كاری و دوراندیشی و صبر و حوصله و دوری از رذایل اخلاقی و رعایت عملی فضایل، زمینه های رشد مناسب و همه جانبه جوانان را فراهم آورند

«اسلام براي دوران کودکي و نوجواني و سپس جواني چند عامل تربيتي تعيين کرده است که يکي از آنها آموزشهاي والدين و تأثيرات محيط خانواده است و براي اينکه کودک در آغاز دوران تربيت بتواند از يک پايه محکم و قاعده متيني در شخصيت خودش برخوردار شود يک دستورالعملي براي پدر و مادر داده شده و براي محيط خانواده هم شرايطي پيش‌بيني کرده که اگر این شرایط فراهم نشود، يک پايه اصلي تربيت کودک ناقص خواهد بود.

برای تادیب وتربیت فرزندان اصول ومسائلی وجود دارد  كه والدین بایدبدانند در ابتدا باید گفت در فرهنگ اسلامی  دوران تربیت به سه دوره تقسیم شده است. امام سجاد(ع) در روایتی می فرماید: "الولد سید سبع سنین و عبد سبع سنین و وزیر سبع سنین"3.

دوران هفت سال اول کودک، دوران سیادت و آقایی اوست، دوران هفت سال دوم، دوران اطاعت و هفت سال سوم، دوران وزارت است.

"دوران سیادت" در این دوران، کودک تکلیف و مسئولیت ندارد و اگر از او درخواست کردید که کاری را انجام دهد، نباید مورد مؤاخذه و سؤال قرار گیرد البته  بدین معنا نیست که کودک باید به طور مطلق آزاد باشد و هر کاری که خواست انجام دهد و هیچ محدودیتی نداشته باشد. به همین دلیل اسلام آموزشهای رسمی را در هفت سال دوم طرح کرده است. در دوره سیادت كه همان 7 سال اول زندگی است، اصولی باید رعایت شود كه در اینجا به طور مختصر بدانها اشاره می کنیم  .

 1- والدین مظهر عمل باشند نه حرف.

 2-  با گفتارشان هماهنگ باشند و هیچ تناقضی بین رفتارو گفتارشان وجود نداشته باشد.

 3-  برای ایجاد صفات خوب در فرزندان باید عملاً اقدام كنند و به تذكر و توصیه های شفاهی اكتفا نكنند و معتقد باشند كه بنا به گفته سعدی علیه الرحمه: به عمل كار برآید به سخندانی نیست.

 4-  اگر در كودكشان نقطه ضعفی وجود داشته باشد، در صدد این باشند كه آن را برطرف كرده و هیچگاه نزد فامیل یا افراد دیگر بازگو نكنند زیرا اثرات سوئی بر روحیه كودك خواهد داشت.

دوران هفت سال دوم را "دوران اطاعت" نامیده است، کودک در این دوران وارد مرحله برهان پذیری می شود و استدلال های منطقی والدین و مربیان خود را درک نموده و آزادی اعمال و رفتارش حد و مرز پیدا می کند.4.

 در دوره اطاعت كه بین سالهای 14-7 سالگی است، والدین باید اصول زیر را رعایت كنند :

 1- عدم تبعیض در خانواده

2- هماهنگی در تربیت  

3- همكاری با مدرسه

 4-  وفای به عهد

5-  گفتار نیك

6-  انتخاب الگو

 7-  آزادی 

8-  تفریحات سالم.

بررسی ها نشان می دهد کودکانی که در هفت سال دوم عمر خود، از آزادی های زیاد و بی حساب برخوردار بوده اند، در آینده دچار تندروی و افراط کاری های زیاد شده اند و در دریای مفاسد و انحطاط اخلاقی سقوط کرده اند.5.

به همین جهت اسلام این مرحله را، دوران اطاعت فرزند نسبت به والدین، معرفی کرده است.
دوران هفت سال سوم که "دوران وزارت" نامیده شده است، باید بر اساس تفاهم هر چه بیشتر بین والدین و فرزندان شکل گیرد و انس و صفا و خیرخواهی بر روابط بین آنها حکومت کند. زیرا شرایط این دوره به گونه ای نیست که بتوان بر او سخت گیری کرد و یا به گونه ای رفتار نمود که فرزند احساس محدودیت و استبداد و دیکتاتوری کند که در آن صورت به طغیان و ایستادگی در برابر والدین و یا فرار و گریز از خانواده منجر خواهد شد. پس باید به طور معقول و صحیح او را کنترل کرده تا هم به غرور جوانی او لطمه وارد نشود و هم کاملاً آزاد و رها نباشد.

اگر والدین اصولی راكه یادآوری شد بكار گیرند در تربیت فرزندان خود  بسیار مؤفق خواهند بود.

بیانات آیت الله خامنه ایی

يکي از وظايف مهم زن عبارت از اين است که فرزند را با عواطف، با تربيت صحيح، با دل دادن و رعايت و دقت، آنچنان بار بياورد که اين موجود انساني، چه دختر و چه پسر وقتي که بزرگ شد، از لحاظ روحي يک انسان سالم، بدون عقده، بدون گرفتاري، بدون احساس ذلت و بدون بدبختي‌ها و فلاکت‌ها و بلايايي که امروز نسلهاي جوان و نوجوانان غربي در اروپا و امريکا به آن گرفتارند، بار آمده باشد. 6

اهمیت دادن به تحصیل فرزندان

بیانات آیت الله خامنه ایی

تحصيل كودكان در مدارس لازم است و مراقبت و تربيت بر عهده‌ى والدين است. گزينش برنامه‌هاى سالم رسانه‌ها براى كودكان نيز وظيفه‌ى ديگر آنهاست. بچه‌ها را به كتابخوانى عادت دهيد و كتابهاى مفيد مناسب سن آنها تهيه كنيد.7.

احساس مسولیت نسبت به فرزندان

پیامبر صلی الله علیه وآله فرموده اند: «بچه ها، آینه ی رفتار شما هستند.8

اگر فرزند شما در تحصیل و تربیت دچار مشکل می شود، کسی را مقصر ندانید و از خودتان سلب مسئولیت نکنید. معمولاً خانواده ها اگر فرزندانشان بد تربیت شوند، می گویند: «جامعه یا مدرسه» و یا برخی از مادران به اقوام شوهر ربط میدهند!   «از کوزه همان برون تراود که در اوست.» دیگران را مقصر بدتربیتی فرزند خود ندانید.هر کس در منزل با همسر خود برخوردهایی  داشته و دارد ، لقمه ی حلال یا حرام به منزل می آورد و در برابر رفتار فرزندان، عکس العمل نشان می دهد. کودکی که در شبانه روز 90% اوقات خود را در کنار پدر و مادر به سر می برد، چه کسی می تواند، روی او تأثیر گذار باشد؟ مطمئن باشید اگر دیگران روی فرزند شما تأثیر گذاشته اند، زمینه و بستر آن را خود شما فراهم کرده اید.

بیانات آیت الله خامنه ایی

به فرزندانتان برسيد؛ «قوا انفسكم و اهليكم نارا وقودها الناس و الحجارة» . فرزندان را رها نكنيد كه ايمان جوانتان، دختر و پسرتان - اگر دانشجوست، اگر كاسب است، اگر مشغول كار ديگر است - به مبانى شما متزلزل شود. گاهى انسان با دست و زبان بى‌مهار و بيرون از كنترل و با عمل غلط خودش كارى مى‌كند كه جوان خود را از دين و مبانى دينى و اعتقادات و اصول دور مى‌كند؛ او را بى‌اعتقاد مى‌كند. ما چنين كسانى را داشتيم؛ از هر دو طرف هم ممكن است. گاهى با سختگيرى‌هاى بيجا - كه بنده به سختگيرى‌هاى بيجا اصلا توصيه نمى‌كنم - و گاهى هم با برخورد تند و تلخ و ترش، بعضى‌ها بچه‌ها را زده مى‌كنند؛ بعضى هم از آن طرف با بى‌مبالاتى‌ها و لاابالى‌گرى‌ها و امكانات بى‌حساب در اختيار بچه‌ها گذاشتن و از هر غلط آنها با اغماض چشم‌پوشى كردن، بچه‌ها را با دست خود طرد مى‌كنند؛ در نتيجه بچه فاسد و خراب مى‌شود. بايد با منطق و برخورد صحيح و مهربانانه با فرزندان برخورد كرد. «قوا انفسكم و اهليكم»؛ جوان و همسرتان را بايد حفظ كنيد، اين جزو وظايف شماست. اين، اثر تشديد كننده دارد، يعنى وقتى در خانواده‌يى، جوان يا يك عضو خانواده خداى نكرده نقطه‌ى ضعفى پيدا كرد؛ مثل لكه‌ى سياهى شد روى دندان، و ميناى دندان در اين نقطه خراب شد، بتدريج روى ذهن مخاطبهاى خودش و پدر و مادرش اثر مى‌گذارد و همين‌طور اثرهاى متقابل تشديدكننده دارد؛ در نتيجه آن حقيقت و معنويت را از دست مى‌دهد.9

خانوادة خوب یعنی، زن و شوهری که با هم مهربان باشند، با وفا و صمیمی باشند و به یکدیگر محبّت و عشق بورزند، رعایت همدیگر را بکنند، مصالح همدیگر را گرامی و مهم بدارند، این در درجة اول.

بعد، اولادی که در آن خانواده به وجود می‌آید، نسبت به او احساس مسئولیت کنند، بخواهند او را از لحاظ مادی و معنوی سالم بزرگ کنند. بخواهند از لحاظ مادی و معنوی او را به سلامت برسانند، چیزهایی به او یاد بدهند، به چیزهایی او را وادار کنند. از چیزهایی او را باز دارند و صفات خوبی را در او تزریق کنند».10

هر كدام از ما، همين من و شما كه اين‌جا روبه‌روى هم نشسته‌ايم، تك تك من و شما خودمان را موظف بدانيم كه اخلاق يك نفر را عوض كنيم و از بدى به سمت خوبى بكشانيم. آن يك نفر هم، خود ما هستيم. «كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته » همه‌ى شما مسؤول هستيد و اولين مسؤوليت، نسبت به شخص خود شماست. بر خودمان نظارت كنيم. خودمان را از فساد اخلاق، از پستى، از دروغگويى، از بدخواهى، از بددلى، از كينه‌ورزى، از بى‌رحمى، از تعرض به حقوق ديگران، از جفا در حق ديگران، از بى‌اعتنايى به‌حال مردم محتاج توجه و مراقبت، و بقيه‌ى اخلاقيات فاسد، دور نگه داريم. همه‌ى انبيا و اوليا آمدند تا اخلاق انسانها را عوض كنند. منتها عوض كردن اخلاق انسانها به صورت موعظه و نصيحت و در يك نظام غلط طاغوتى، به كندى صورت مى‌گيرد. اما در نظامى كه براساس ارزشهاى الهى به وجود آمده باشد، تغيير اخلاق مردم، به سهولت انجام مى‌گيرد. كما اين‌كه ما در مقابل خودمان، اين را مشاهده مى‌كنيم و مشاهده كرديم.11

شخصیت دادن به فرزندان

در نظام تربيتي اسلام، مسئله تكريم و شخصيت دادن به فرزندان از اهميت شاياني برخوردار است. رسول اكرم(ص) مي فرمايد: "فرزندان خود را تكريم كنيد و به آنها احترام بگذاريد و روش ها و آداب آنان را نيكو گردانيد كه در اين صورت مورد مغفرت و آمرزش قرار خواهيد گرفت. " هرانساني دوست دارد كه در جامعه داراي شخصيت باشد. فرزندان نيز مانند ديگر انسان ها خواهان اين مسئله هستند. اولين محيط اجتماعي براي كودكان خانواده است. اگر آنها در اين محيط همواره مورد احترام بوده و مورد توهين و تحقير قرار نگيرند، ضمن آنكه احترام به ديگران را مي آموزند، طبيعي است كه فردي با شخصيت هم بار خواهند آمد. والدين با استقلال دادن به كودك و ايجاد اعتماد به نفس در او سبب مي شوند تا او خود را فردي موثر و فعال احساس كند. نتيجه واگذاري مسئوليت به كودكان وبه خصوص نوجوانان در محيط خانواده، متعهد و مسئول بار آمدن آنهاست كه در سطوح بالاتر مي توانند به خوبي از ايفاي نقش خود برآيند. برخورد مودبانه با آنها- گرچه در سنين پايين باشند- نقش مهمي در رشد شخصيت و احترام به آنها دارد. وقتي فرزندان در دامان والدين و آغوش خانواده مورد احترام قرار گيرند و شخصيت آنها مورد توهين و تحقير قرار نگيرد از حيث روحي تامين و داراي صفت پسنديده عزت نفس مي شوند. رفتار تحقيرآميز و آميخته به طعن و ملامت سبب مي شود تا آنها به تدريج خود را موجودي بي ارزش دانسته و احساس كرامت و شخصيت خود را از دست بدهند و اين احساس، سرآغاز سقوط و انحطاط آنها مي باشد

بیان یک جمله حمایت کننده و یا تشویق آمیز / کشیدن دست نوازش بر سر فرزندان و بوسیدن آنها / از جمله تعاملات خوشايند ميان والدين و فرزندان است . اين برخوردهای گرم و محبت آمیز ، احساس عزت نفس را در فرزندان بر می انگیزد . نرمخویی ، زیبایی کلام ، داشتن چهره ای بشاش و متبسم و پرهیز از جملات کنایه آميز و منفی ، از نشانه هاي جهت گیری مثبت نسبت به فرزندان است .

 

 

بیانات آیت الله خامنه ایی

فعاليتهاى گوناگون در جوانان شخصيت مى‌آفريند، شخصيت آنها را استحكام مى‌بخشد و آينده‌ى آنها را تضمين و روشنتر مى‌كند. توصيه‌ى من به خانواده‌ها اين است كه كمك كنند تا فرزندانشان در فعاليتهاى مناسب شركت كنند. به دختر خانمها هم سفارش مى‌كنم كه خواست خانواده را يكسره به عنوان يك شى‌ء مزاحم تلقى نكنند. شما مثل فرزند من هستيد و من نصيحتى كه به شما مى‌كنم، از موضع يك پدر است. شما اين را از من بپذيريد كه اغلب اوقات تشخيص پدرها و مادرها در اين‌كه چه چيزى براى اين جوان يا نوجوان مصلحت است و چه چيزى مصلحت نيست، از تشخيص خود آنها بهتر و روشنتر است. بدانيد كه آنها دلسوزند.12

در پاسخ به اين سؤال كه دختران با خانواده‌هايشان احيانا ممكن است در اين زمينه‌ها مسأله‌اى داشته باشند، من تصورم اين است كه الان هم عمده‌ى خانواده‌هاى ايرانى - حالا نمى‌توانم ادعاى عموميت كنم - كسانى هستند كه با مسائل كشور و مسائل انقلاب آشنايند، به آن علاقه‌مندند، به آن عشق مى‌ورزند و اگر فرزندانشان بخواهند در فعاليتهايى كه آنها را در اين تلاش عمومى سهيم مى‌كند، به نحوى شركت كنند، خانواده‌ها از آن استقبال خواهند كرد. ممكن است يك خانواده تشخيصشان اين باشد كه اين دختر خانم اگر مثلا درس بخواند، براى آينده‌ى كشور مفيدتر است، لذاست كه روى درس خواندن او تكيه مى‌كنند. بعد مى‌بينند فلان فعاليت اجتماعى با درس خواندن او منافات دارد، لذا از آن جلوگيرى مى‌كنند، يا نصيحت مى‌كنند كه در آن وارد نشود، يا به‌ هرحال نوعى ممانعت ايجاد مى‌كنند. من گمان مى‌كنم آنچه وجود دارد - اگر وجود داشته باشد - از اين قبيل است. والا خانواده‌ها با فعاليت فرزندانشان قاعدتا نبايد مخالف باشند.

فراهم کردن وسايل رشد و كمال جوانان 

برای سالم سازی محیط پرورش جوانان، خانواده ها باید اصلاح را از خود شروع كنند. به عبارتی بزرگترها، اول باید خود را اصلاح و عیوب خویش را برطرف نمایند تا بتوانند به عنوان الگوی قابل قبول جوانان مطرح شوند. نمی شود كه بزرگترها خود را آلوده به انواع زشتی ها و گناهان بكنند و آنگاه انتظار داشته باشند كه فقط با موعظه و نصیحت موفق به هدایت جوانان شوند

بیانات آیت الله خامنه ایی

جوان، يك نهال بالنده و مركز اغلب نيكيها و درخشندگيها و نورانيتهاست. اين صفا و محبتى كه در شما جوانان عزيز مشاهده مى‌شود، خاستگاهش همين دل پاك و نورانى جوانى است. من البته به شما عرض كنم: عزيزان من! اين محبت، دو طرفه است. من هم به عنوان پدر پير شما، دلم سرشار از محبت شما جوانان است.

جوان يك انسان سرشار از استعداد و داراى حقوق فراوانى بر پدر و مادر، بر مدرسه، بر حكومت و بر مسؤولان بخشهاى گوناگون است. اينها بايد وسايل رشد و كمال او را فراهم آورند و به او كمك كنند تا بتواند راه درست را انتخاب كند. اين كمك كردن هم به ميزان زيادى با رفتار و عمل ممكن مى‌شود. گفتار و حرف، هميشه اثرى ندارد، گاهى ممكن است مؤثر واقع شود، اما گاهى عمل، حرف را تخطئه مى‌كند. همه‌ى كسانى كه با جوانان مواجهند - از جمله شما جوانان عزيزى كه در انجمنهاى اسلامى هستيد، يا عزيزانى كه در امور تربيتى هستند - سعى كنند رفتار خودشان را عاقلانه، حكيمانه، خيرخواهانه، صلاح جويانه، صميمانه و سرشار از محبت و صفا قرار دهند. اين مى‌تواند دلهاى جوانان را - هرجا و هر طور كه باشند، ولو فرض كنيم بر روى احساسات پاك آنها خاكسترى از خطا هم نشسته باشد - از آنچه كه در معرض آن است، نجات دهد.13

آشنا کردن فرزندان با تکالیف دینی

فرزندان مستعد پاكی و صفا و صمیمیت هستند، خوب و بد را از پدر ومادر یاد می گیرند و به هر راهی كه پدر و مادر دعوتشان كنند، به هما ن راه پا می گذارند.اگر آنان را با روحیهء خداترسی پرورش دهیم، طبیعی است در آینده افرادی خیرخواه ، مسالمت جو و مطیع خواهند شد و اگر آنان را رها كنیم ،خام و هرزه بار می آیند.

حال این سؤال مطرح می شود كه والدین باید چه راهكارهایی رابرای پرورش روحیهء مذهبی كودكان بكار گیرند؟پدر و مادر باید خود بر اصول استوار دین پایبند باشند.اگر پدر و مادر نسبت به نماز و روزه و حجاب تأكید دارند، به همان نسبت هم به ادب و نرم زبانی  نظافت هم تأكید داشته باشند و هیچ گاه افراط نكنند.

 محیط خانواده و اجتماع نیز باید همسو باشد، اگر تضادی بین خانواده و اجتماع وجود داشته باشد، تربیت  مذهبی طفل ضعیف می شود.

 شیوهء فراخوانی نیز باید حساب شده و با برنامه ریزی قبلی باشد.هیچگاه كودك را وادار به انجام كاری نكنیم بلكه اجازه دهیم با میل قلبی اش آن كار را انجام دهد، تا در ذهن فرزند ملكه شود.

در نظر گرفتن روحیات فرزند و استعدادهایش ضروری است و علاوه بر این باید از روش مستقیم جداً پرهیز كرد.

در هر برنامه تربیتی ، تنها فاعلیت كافی نیست بلكه روح پذیرش و قابلیت نیز شرط می باشد.خداوند در سوره تكویر آیه 28 می فرماید: «لمن شاء منكم ان یستقیم»  قران مایهء بیداری است برای آنها كه می خواهند به راه راست بپیوندند

رسول اکرم(ص) فرمودندهر فرزندى بر فطرت توحید و خداپرستى متولد مى شود، و این پدر و مادر او هستند که او را یهودى یا مسیحى و یا زردشتى سوق مى دهند (و او را از راه فطرت دور مى سازند). 14.

بیانات آیت الله خامنه ایی

درس خواندن، پاكدامنى و پرهيز از سرگرمى‌هاى عاطل و باطل، جزو وظايف جوانهاست. البته من با سرگرمى و تفريح و شادى جوانها خيلى موافقم، اما بعضى از سرگرمى‌ها و تفريح‌هاى منحرف را دشمن به قصد غافل كردن ما و جوانان عمداً وارد جامعه‌ى ما مى‌كند. اين، مخصوص جامعه‌ى ما نيست، در خيلى جاهاى ديگر هم اين كار را مى‌كنند. در يكى دو سال گذشته خبرهاى متعددى داشتيم كه در كشورهاى مختلف آسيايى - مثل مالزى و چين و ... - و حتى كشورهاى اروپايى، سى‌دى‌هايى كه به صورت قاچاق وارد كشورشان شده بود و آنها براى جوانها گمراه‌كننده و مضر تشخيص داده بودند، جمع‌آورى و منهدم كردند. در واقع با اين سى‌دى‌ها مثل مواد مخدر - كه دوروبر اينها گشتن، براى جوانها گناه است - برخورد كردند. كسانى هم كه اين محصولات را قاچاق مى‌كنند، غالبا صهيونيست‌هاى خبيث هستند، اينها عامل گمراهى و فساد جوانها در خيلى از كشورها، بخصوص در كشورهاى اسلامى، و به‌طور ويژه در ايران هستند. چرا؟ چون از آينده‌ى ايران مى‌ترسند. نمى‌خواهند ملت ايران به پيشرفت علمى و پيشرفت مدنى و پيشرفت اجتماعى‌يى برسد كه براى بقيه‌ى كشورهاى اسلامى الگو شود، كمااين‌كه حركتهاى اسلامى در كشورهاى ديگر نشان مى‌دهد كه ملت ايران تا الان هم الگو شده، منتها روزى‌كه شما بتوانيد قله‌هاى علم و ايمان و همزيستى‌هاى انسانى و اخلاقى را فتح كنيد و جامعه‌ى پيشرفته‌ى عادلانه‌ى معنوى برخوردار از ماده و معنا را به‌وجود آوريد و ارزشهاى انقلاب را نهادينه كنيد، اسلحه‌ى دشمن بكلى از كار مى‌افتد. مى‌خواهند نگذارند شما به آن‌جا برسيد.15

آشنا کردن فرزندان با فریضه نماز

یكی از بارزترین مصادیق تربیت دینی و بلكه مهمترین نمود آن در حوزه احكام و عبادات، نماز است. نماز بزرگترین فریضه‏الهی وپیش درآمد قبولی سایر اعمال و عبادات است.

فریضه‏نماز درتربیت دینی چنان مهم است كه حتی در پیش از بلوغ، تنبیه مختصر فرزند به‏خاطر ترك آن، روا دانسته شده است. علی علیه‏السلام خطاب به یكی از اصحاب فرمود: "كودكان اهل خانه‏ات را با زبان به نماز و طهارت تأدیت نما و وقتی به سن ده سالگی رسیدند، آنان را بر ترك آن، تنبیه بدنی نما ولی از سه بار بیشتر تجاوز نكند.16

نكته قابل توجهی كه در این حدیث وجود دارد، توجه حضرت به مراحل تربیت و نیز روش آشنا نمودن فرزندان با نماز و اقامه آن است، زیرا در مورد نماز بین دوره كودكی و بلوغ فرق گذاشته‏اند، در دوره كودكی تاقبل از ده سالگی فقط سفارش به آموزش و تعلیم نماز نموده‏اند و تنها به اقدام زبانی و سفارش كلامی اكتفا نموده‏اند، در این مرحله تأكید بر آمادگی و زمینه سازی برای اقامه نماز شده است. اما در سن ده سالگی هر چند هنوز به‏حّد بلوغ نرسیده امّا بعلت رشد مناسب كودك در این سن و تا حدودی رسیدن به سن تمییز و تشخیص، تأكید عملی بر اقامه نماز است و آنگاه كه به سن بلوغ رسیدند تأكید بر واداشتن آنها به نماز و ترك نكردن آن است

بیانات آیت الله خامنه ایی

 پدر و مادرها، كودكان و نوجوانان را با صورت و معناى اين فريضه آشنا سازند و اگر بايد از ديگران كمك گرفت، كتابهاى شيرين و آسان فهم را براى كودكان خود بخوانند.17

حقيقت آن است كه نماز با نقش عظيم تربيتى، با تأثير شگرف در ايجاد آرامش و سكينه‌ى قلبى مؤمنان، با دميدن روح توكل و تقوا و اخلاص در نماز گزار، با ايجاد فضاى تقدس و معنويت در پيرامون نمازگزار كه موجب دورى او و ديگران از گناه است، و با درسهاى معرفتى گوناگون كه در الفاظ و اذكار آن نهفته است، بسى بيش از صرفاً يك وظيفه‌ى شخصى، و در واقع داراى نقش كليدى در اداره‌ى فرد و جامعه است. تأكيدهاى بليغى كه بر گزاردن اين واجب شده، و حتى پدر و مادر موظف شده‌اند كه فرزند خود را از دوران كودكى با آن مأنوس سازند، در ميان همه‌ى واجبات دينى بى‌نظير است، و اين به خاطر نقش استثنايى نماز در تنظيم انگيزه‌هاى روانى فرد و تأمين فضاى مساعد براى تحمل بارهاى سنگين وظيفه در جامعه است.18 

 

هدایت فرزندان

بیانات آیت الله خامنه ایی

باید جوان ها را هدایت کرد اما در جزئیات امور آنها نباید خیلی دخالت کرد که زندگی برای آنها مشکل شود. جوان، به طور طبيعى اصل هماورد طلبى است. بسيار خوب، هماورد مورد علاقه‌ى ما كه مى‌خواهيم جوانان با آن دست و پنجه نرم كنند، نفس اماره است كه انسان را به پستيها و زشتيها دعوت مى‌كند و او را از عروج و تكامل باز مى‌دارد. جوانان بايد در مقابل شهوات و هوسهايشان و در مقابل همه‌ى انگيزه‌هايى كه آنان را به چنين رذايلى فرا مى‌خواند، مقاومت كنند. جوانان در درجه‌ى اول قرار دارند و غير جوانان نيز همين‌طورند. بر همه واجب است، بر امثال من هم واجب است، بلكه بيش از ديگران واجب است كسانى كه مسؤولند، كسانى كه مأموريت بزرگى را بر عهده گرفته‌اند و كسانى كه تصميم و اقدام و حركت و رفتار آنان، فقط رفتار يك شخص نيست، بلكه رفتار يك مجموعه است، رفتار يك جامعه است و گاهى در چشم ديگران، رفتار يك كشور است، بايد خيلى مراقبت كنند. آنان بيش از ديگران مخاطب به خطاب الهى‌اند و موظف به اين هستند كه دعاى شريف «حول حالنا الى احسن الحال» را در خودشان تحقق بخشند. 19

الگو دادن به فرزندان

هر انسانی، جوياى الگوى مناسب براى خود مى‏باشد و پس از جستجو و كاوش، الگویى را برمى گزيند، و چه بسا در تشخيص خود دچار اشتباه شود و بسيار ديده مى‏شود كه اين الگوگيرى در زندگى و سرنوشت آنها تأثيرى بد مى‏گذارد كه جبران‏ناپذير است.

اين مسئله سبب مى‏شود كه بينديشيم كه راه چاره كجاست؟ چه بايد كرد؟ به نظر مى‏رسد راه نجات از اين مهلكه (كه انسان گرفتار هر كسى بعنوان "الگو" نشود) در كلام نورانى خاتم الانبياء محمد مصطفى (ص) بيان شده است كه مى‏فرمايد:

* "فاذا التبست عليكم الفتن كقطع الليل المظلم فعليكم بالقرآن"(20)

"زمانى كه فتنه‏ها مانند پاره‏هاى شب ظلمانى بشمار آورد، برشما باد رجوع به قرآن"

پس بايد به قرآن تمسك كنيم و براى نجات خود و جامعه، سراغ كسانى كه در قرآن از آنها بعنوان الگو، اسوه، دليل و راهنما ياد شده، برويم.

بايد دست در دست بصير و بينايى گذارد، كسى كه روشن است و روشنايى بخش، كسى كه نور و نوربخش است اگر می خواهیم فرزندمان را به انجام کاری مثبت ترغیب کنیم بهتر است الگو یا سرمشق مناسبی که آن کار را انجام می دهد و مورد قبول فرزندمان است را پیدا کرده و او را با فرزندمان آشنا کنیم  تا فرزندمان از او الگو برداری نماید .

بهترین سرمشق و الگو برای کودک پدر و مادر هستند ،پس اولیا باید در رفتار خود بسیار محتا ط باشند زیرا کودکان هوشیارند و کوچکترین اعمال آنها را به خاطر سپرده و الگو برداری می کنند لذا اگر ما می خواهیم فرزندمان کار مثبتی را انجام بدهد نخست خودمان باید آن کار را انجام بدهیم تا وی ما را سرمشق قرار داده و همانگونه عمل کند ، پس اگر دوست دارید فرزند تان به مطالعه و تحصیل اهمیت بدهد خود شما نیز ساعاتی از روزتان را به این کار ( مطالعه کتاب یا روزنامه) اختصاص بدهید و اگر می خواهید فرزندتان آداب معاشرت را رعایت کند خود شما نیز مبادی آداب باشید ،همچنین سعی کنید فرزندتان را همیشه از الگوهای فاسد و بد ( مانند دوستان ناباب ، ارازل و اوباش خیابانی ، باندهای خلاف کارو ... ) دورنگهدارید ، چرا که به قول سنایی غزنوی:   

منشین با بدان که صحبت بد             گر چه پاکی تورا پلید کند.

بیانات آیت الله خامنه ایی

 هر كس الگويى مى‌خواهد، دنبال نمونه و اسوه‌اى مى‌گردد، اما همه در جستن الگو، راه صواب نمى‌روند. بعضى افراد در عالم هستند كه اگر از آنها بپرسيد كدام چهره ذهن شما را به خود متوجه مى‌كند، مى‌بينيد كه سراغ انسانهاى حقير و كوچك و پستى مى‌روند كه عمرشان به عبوديت هواى نفس گذشته است و تنها هنرشان چيزى است كه جز غافلان را خوش نمى‌آيد - تنها سرگرم كردن چند لحظه‌ى انسانهاى كوچك و غافل - اينها براى عده‌اى از انسانهاى معمولى عالم، الگو مى‌شوند. بعضى سراغ سياستمداران و شخصيتهاى تاريخى و امثال آن مى‌روند و آنان را الگو قرار مى‌دهند. زيركترين انسانها كسانى هستند كه اولياءالله را الگو قرار مى‌دهند، چون بزرگترين خصوصيت اولياءالله اين است كه تا آن حد شجاع و قوى و مقتدرند كه مى‌توانند امير نفس خود باشند و ذليل نفس خود نشوند.21

 

 

 

امر به معروف و نهی از منکر

ازآنجايي‌كه انسان غافل است و به دليل عارض شدن نسيان بسياري از مواردي كه مفيد براي اوست فراموش مي‌كند بنابراين امر به معروف و نهي از منكر جزء ضرورياتي است كه در جهت نيل به كمال براي هر انساني ضرورت پيدا مي كند. به اين جهت است كه حضرت امام محمد باقر(ع) مي فرمايد:

«ان الامر بالمعروف و النهي عن المنكر فريضه عظيم بها تقام الفرائض ...» ‌(22)

يعني امر به معروف و نهي از منكر واجب عظيم و بزرگي است كه پابرجايي ساير واجبات به آن بستگي دارد.

خداوند  در قران کریم  اهمیت امر به معروف و نهي از منكر  اینگونه تشریح می فرمایند: "يؤمنون بالله و اليوم الآخر و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و يسارعون في الخيرات و اولئك من الصالحين"23‌

به خدا و روز واپسين ايمان مي آورند؛ امر به معروف و نهي از منكر مي كنند؛ و در انجام كارهاي نيك، پيشي مي گيرند؛ و آنها از صالحانند.

ولتكن منكم امه يدعون الي الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون"24‌

بايد از ميان شما، جمعي دعوت به نيكي، و امر به معروف و نهي از منكر كنند. و آنها همان رستگارانند

"كنتم خير امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تؤمنون بالله".‌ 25

 

شما بهترين امتي بوديد كه به سود انسان‌ها آفريده شده اند،؛ چه اينكه امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنيد و به خدا ايمان داريد. ‌

"ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربي و ينهي عن الفحشاء و المنكر..." 26

خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان فرمان مي دهد؛ و از فحشا و منكر و ستم، نهي مي‌كند..

از مجموع آيات فوق چنين بر مي آيد كه امر به معروف و نهي از منكر داراي اهميت بسيار زيادي از منظر قرآن كريم مي باشد و همه آحاد جامعه اعم از دولتمردان و عموم مردم را شامل مي شود

بیانات آیت الله خامنه ایی

در محيط خانواده هم مى‌شود نهى از منكر كرد. در بعضى از خانواده‌ها حقوق زنان رعايت نمى‌شود، در بعضى از خانواده‌ها حقوق جوانان رعايت نمى‌شود، در بعضى از خانواده‌ها، بخصوص حقوق كودكان رعايت نمى‌شود. اينها را بايد به آنها تذكر داد و از آنها خواست. حقوق كودكان را تضييع كردن، فقط به اين هم نيست كه انسان به آنها محبت نكند، نه. سوء تربيتها، بى‌اهتماميها، نرسيدنها، كمبود عواطف و از اين قبيل چيزها هم ظلم به آنهاست.27

در برخوردها هم مدارا هم قاطعیت

وجود انعطاف در حد معقول در روابط میان والدین و فرزندان است . والدین موفق به اهمیت این نکته اذعان دارند که به هنگام بروز مشکلات و اختلافات ، انعطاف و مدارا ، راه منطقی تري برای برخورد با فرزندان است . گاهی اوقات رفتار یکسو گرایانه و انعطاف ناپذير از سوی والدین ، به فرزندان یاد می دهد که یک راه حل بیشتر وجود ندارد و باید یکی از طرفین ، شکست را بپذیرد . اگر والدین به هنگام آزرده شدن از فرزندان ، با مهارت و تدبير ، آزردگی خود را ابراز كنند ، این مسئله در ترمیم روابط میان آنان با فرزندان موثر خواهد بود . والدین موفق ، تلاش می کنند که آزردگی از فرزندان را با بخشودن سریع آنها ، نادیده بگیرند . بدین ترتیب به فرزندان خود می آموزند که چگونه ديگران را با شيوه اي مناسب ، نسبت به خطاهای خود آگاه سازند و درعين حال انتقام گیر و کینه جو نباشند .
والدین در خانواده هاي متعادل ، نقاط ضعف فرزندان خود را نمی پسندند . اما آنها را به خاطر داشتن این نقص ها ، سرزنش نمی کنند . در شیوه تربیتی متعادل ، والدین در کنار نقاط ضعف ، به جنبه های مثبت شخصیتی فرزندان نيز توجه می کنند و در انتقاد از آنها به جای خشونت از انصاف و عدالت ياري می گیرند . به عبارتي براي رفع نقاط ضعف فرزندان ، از توانمنديها و جنبه هاي مثبت شخصيتي آنان استفاده مي كنند .

 

آموزه های اسلامی و متون دینی نیز ما را به رعایت اعتدال در روابط اعضای خانواده بویژه رابطه میان والدین و فرزندان ، توصیه می کنند . در فرهنگ اسلام ، فرزندان امانتهای الهی هستند و خانواده مسئول حفظ سلامت ، رشد ، تربیت و سعادت آنان است . والدين اجازه ندارند که با سخت گیریهای بی جا ، مانع رشد و کمال فرزندان و يا حتي سبب انحرافشان شوند . آنها نباید فرزندان را در آزادی مطلق و عنان گسيخته رها کنند و یا چنان اهل تسامح باشند که فرزندان هر کاری را به دلخواه خود ، انجام دهند . خداوند در سوره تحریم آیه 6 هشدار می دهد که : " ای کسانیکه ایمان آورده اید ، خود و خانواده خویش را از آتشي كه هيزم آن انسانها و سنگهاست ، نگه دارید ... » بنا به نظر مفسّرين ، نگهداری خانواده از آتش جهنم ، به معنای تعلیم و تربیت صحيح و فراهم ساختن محیطی پاک از هرگونه آلودگی و زشتي در فضای خانواده است . این مسئله باید در تمام زندگی بویژه در مراحل مختلف تربیت فرزندان با برنامه ریزی صحیح تعقیب شود . اگر فرزندان به حال خود رها شوند ، خواه ناخواه به انحراف از اخلاق و اصول تربیت صحیح کشیده می شوند . از سوی دیگر اگر بر آنان سخت گیری شود ، به گونه ای كه محدودیت و استبداد را احساس کنند ، در آن صورت به طغیان و ایستادگی دربرابر والدین دست مي زنند . والدین با نظارت و مراقبت متناسب با ساختار روحي و رواني فرزندان ، می توانند اين گلها را كه به عنوان امانتهای الهی در دست آنها هستند ، در فضایی پر از مهر و دوستي ، پرورش دهند.

بیانات آیت الله خامنه ایی

قاطعيت يعنى چه؟ يعنى برخورد فيزيكى و جسمانى؟ اين‌كه درست نيست و ما اصلا اين را توصيه نمى‌كنيم، اما گفتن و تذكر دادن، خوب است. چه اشكال دارد با اخلاق خوب تذكر بدهند؟ ديروز حديثى را براى جمعى مى‌خواندم كه آمر به معروف و ناهى از منكر بايد خودش به آنچه دارد امر و نهى مى‌كند، هم عالم باشد و هم عامل. «رفيق لمن يأمر و رفيق لمن ينهى»   با رفق و مدارا امر و نهى كند. امر و نهى، يعنى دستور دادن، بكن، نكن، غير از تمنا كردن است، اما همين را با رفق، مدارا و محبت - نه با خشونت - انجام دهد. به نظرم اين‌طورى بايد عمل شود.28

 

جلوگیری از خلأها و عقده‌هاى عاطفى

اغلب يا همه افراد، به لحاظ برخوردارى از غريزه «حب نفس‏»،دوست دارند كه مورد توجه و عنايت قرار بگيرند. توجه به اين نياز، درحدى كه به افراط كشيده نشود و آثار سوء نداشته باشد، عاملى در جلوگیری از خلأها و عقده‌هاى عاطفى در انسانهاست. وقتى كسى را مورد تشويق قرار مى‏دهيم و به خاطر داشتن صفتى‏يا انجام كارى مى‏ستاييم، در واقع حس «خود دوستى‏» او را ارضاءكرده‏ايم.اين هم، جاذبه و محبت مى‏آفريند، هم، نيت و انگيزه پديدمى‏آورد يا تقويت مى‏كند.
 داشتن زبان و لحن تشويق‏آميز، موهبتى خدايى است. نشان كمال‏روحى و همت‏بلند و علاقه به بالندگى و رشد انسانهاست. تشويق، درنيكان و نيكوكاران، زمينه بيشتر براى «عمل صالح‏» پديد مى‏آورد ونسبت‏به بدان و بديها، اثر غير مستقيم بازدارندگى دارد

 

بیانات آیت الله خامنه ایی

برخی از خانواده ها نمی دانند چگونه برخورد کنند و دائماً در افراط و تفریط هستند. اگر فرزند شما دختر است، پدر باید واقعاً او را مورد مهر و محبت خویش قرار دهد، مبادا او خلاء عاطفی داشته باشد و در آینده بخواهد این خلأ پدر را با دیگران جبران کند. حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم، درباره ی دخترش می فرماید: «فاطمه، پاره ی تن من است.» این جمله از نظر روان شناسی خیلی ارزش دارد. آیا اشکال دارد، شما هم با دختر خودتان این گونه باشید؟ شما مادران هم مواظب باشید، با فرزند پسرتان عاطفی برخورد نمایید. نکند خدای نکرده او را از محبت خود محروم کنید و فردا خود شاهد خلاء عاطفی و گرایش او به جنس مؤنث باشید.

آن چيزى كه درباره‌ى خلأها و عقده‌هاى عاطفى مى‌گويند. ممكن است فرزند شما در دوران كودكى با مشاهده‌ى يك رفتار ناهنجار در داخل خانواده، يك ناهنجارى روانى يا عصبى در او به‌وجود بيايد، وقتى كه بزرگ شد - مثلا يك تاجر يا يك عالم يا يك سياستمدار شد - اين ناهنجارى اثر خودش را خواهد بخشيد، مثل زاويه‌ى كوچكى كه هرچه اين خطوط ادامه پيدا مى‌كند، مرتب فاصله‌ى خطوط بيشتر مى‌شود.29

عدم سوئ تفاهم نسبت به فرزندان

فرزندان هديه و امانت الهي به والدین هستند وبایستی  بدون توجه به مشکلات و ناهنجاريهاي رفتاري ، انها را به عنوان انساني که داراي توانائيهاي بالقوه فراوان است بپذیرند . با اين نگرش مي توان به انها امکان داد تا واقعيت خود را نشان دهند و احساسات خويش را ابراز کنند . درحقيقت نگرش مثبت به فرزند ، زمينه عشق و محبت هدفمند به او را فراهم مي كند . خانواده بايد کانون محبت ، توجه و احترام باشد تا کودک بر اثر محبتي که از پدر و مادر مي بيند ، آنها را الگو قرار دهد

در شیوه تربیتی متعادل ، وجود بینش مثبت درمورد فرزندان ، منجر به تعاملات خوشایند بین والدین و فرزندان می شود .

هيچ كس كامل متولد نشده است. هر كسي در موقعيتي از زندگي اشتباه مي‌كند، والدين و فرزندان، هم همين‌گونه‌اند. همه ما انسان هستيم و جايز بر خطا، البته، قابل درك است كه همه پدرها و مادرها خواهان بهترين‌ها براي فرزندانشان هستند، حتي اگر مخالف خواست و نظر آنها باشد. از اين گذشته، اشتباهي كه نوجوانان ممكن است تجربه كنند، مي‌تواند تاثير بسيار نامطلوبي برآينده آنها بگذارد. والدين بايد بدانند كه، نوجوانان در سن بلوغ، دستخوش برخي تغييرات اساسي فكري و جسمي مي‌شوند، و بايد خود را با اين تغييرات وفق دهند. براي بيشتر نوجوانان اين تغييرات به صورت سردرگمي و آشفتگي است، و والدين بايد آنها را در طول اين تغييرات راهنمايي كنند. نه اينكه آنها را مجبور به پذيرفتن گفته‌هايشان كنند كه نتيجه‌اي جز عصبانيت و دلزدگي ندارد. چرا كه نوجوانان برخلاف آنچه كه به آنها گفته مي‌شود، براي كنترل زندگيشان دست به تلافي مي‌زنند و نيز ممكن است احترام نسبت به والدينشان را كنار بگذارند كه سختي شرايط را تشديد خواهد كرد اگر انتظار احترام از فرزندتان دارید شما نیز باید به او و خواسته‌هایش احترام بگذارید نه این كه تنها ارتباطی یكطرفه را بطلبید. این احترام باید دو طرفه باشد

 اكثر والدين مي‌پندارند حرف‌ها و نظراتشان هميشه درست است يا تجربيات و مشكلات گذشته آنها شبيه به فرزندانشان است، كه البته نه تنها كمكي به آنها نمي‌كند بلكه در بيشتر مواقع، به درگيري و جدال بين والدين و فرزندان منجر مي‌شود

بیانات آیت الله خامنه ایی

ما از بزرگانمان ياد گرفته‌ايم و احساس مى‌كنيم كه مدام با شست و شوى دل و روح و نگاهمان مى‌توانيم نوتر ببينيم، اما هم در خانواده و هم در فضاى جامعه، گويا سوءتفاهمى نسبت به جوانان وجود دارد، به دليل همين نوجويى و نوگرايى كه به آن معتقد هستند و به‌هرحال مقتضاى سن و شرايط زندگى و حال و هواى جوانيشان است. اين‌كه در خانواده احساس مى‌شود كه پدران و مادران مى‌خواهند جوانان همان‌گونه زندگى كنند كه آنها مى‌زيستند، يا به آن چيزهايى كه پدران و مادران دست نيافتند، حالا پسران و دختران بايد دست پيدا كنند. در جامعه هم به‌هرحال سنتها و عرفها و چيزهايى كه حاكم بر جامعه است - كه منظورم اين نيست كه همه‌ى آنها الزاما نادرست است - به سختى پذيراى اين نوگرايى جوانان است و شايد حتى جوانان به لااباليگرى يا بى‌احتياطى و بى‌تأملى و ناآگاهى متهم شوند. ما فكر مى‌كنيم در اين فرصت بيست ساله، براى تثبيت اصول اساسى اعتقاديمان در مورد انقلاب و نهضت بزرگمان، فرصت كافى داشته‌ايم، اما گاهى احساس مى‌كنيم در مواردى كه امكان مانور بيشتر و بروز خلاقيتها و نوآوريها و نگاههاى جديد به موضوع را داريم، آن‌جاها بايد كشف گردد و اعمال نظر شود. مثلا حضرت امام در مورد موسيقى و شطرنج، نظرهاى متفاوتى دارند كه اصلا انقلابى در اين دو موضوع جدى پيش آورد و در مورد جوانان هم يك گشايش خيلى بزرگى بود. من كه شهيد رجايى را به‌عنوان يكى از اسوه‌هاى بزرگ تقوا و اخلاص و ايمان مى‌شناسم، عكسى از ايشان ديدم كه در اوج سالهاى آغازين انقلاب، با پيراهن آستين‌كوتاه خدمت امام نشسته بود و صحبت مى‌كرد. 30

بیانات آیت الله خامنه ایی

البته با پدر و مادر خودتان بحث كنيد. من توصيه مى‌كنم كه پدرها و مادرها ميدان بدهند تا فرزندانشان با آنها بحث كنند. پدرها و مادرها هم به خواست فرزندان و استدلالهاى آنها احترام بگذارند و اگر ديدند استدلالى دارند كه آن استدلال قابل قبول است، از آنها بپذيرند. من خيال مى‌كنم كه اين طريق، راه حل مناسبى باشد.31

 

تشویق به مطالعه و كتابخوانى

 بسیاری از دانشمندان وروانشناسان معتقدند که اساس وزیربنای شخصیت انسان در سالهای اول زندگی پایه گذاری می شود و آموخته های این دوران،تاثیر عمیقی بر آینده ی زندگی فرد دارد.بنابراین اگر مطالب خواندنی مفید و سازنده در اختیار کودکان و نوجوانان قرار گیردو آنها از همان سنین کودکی به مطالعه عادت کنند،راه و رسم زندگی را خواهند آموخت و تحت تاثیر داستانها و کتابهای آموزنده،به رشد و تعالی خواهند رسید ودر آینده نیز برای حل مشکلات خود از کتاب کمک خواهند گرفت.حضرت علی(ع) می فرمایند:“بهترین چیزی که نوجوانان باید یاد بگیرند سلسله کارهایی است که به هنگام بزرگسالی به آن نیازمند خواهند بود.

آدمی برای داشتن یک زندگی سعادتمند،نیازمند بینش وآگاهی است و آموخته های دوران کودکی و نوجوانی،مقدمه ای برای زندگی فرد است.کودکان راه زندگی سعادتمندانه فردا را امروز باید بیاموزند و در این مسیر،کتابخوانی، چون چراغی فراراه آنهاست.

● مطالعه ،راهی برای تقویت روحیه دینی کودکان و نوجوانان است.

گاهی والدین به دلیل ناآگاهی و درک نادرستی که از مسائل دینی و مذهبی دارند،نمی توانند راهنمای خوبی برای کودکان و نوجوانان باشند.بنابر این ممکن است در آموزش این گونه مسائل دچار اشتباه شوند یا هرگز فرصت مناسبی برای آموزش این مسائل نیابند.مطالعه کتابهای دینی به کودک و نوجوان کمک می کند تا به درک صحیحی از این مسائل دست یابد و پیش از آن که دیر شود به رشد و شکوفایی برسد.البته انتخاب کتابهای مناسب و چگونگی مطالعه و برداشت کودک از مطالب آنها از حساسیت خاصی برخوردار است و به راهنمایی افراد آگاه نیاز دارد.

 

● مطالعه ی صحیح زمینه ساز تفکر و خلاقیت کودکان و نوجوانان است

خواندن کتابها و داستانهای مختلف موجب شکل گیری ارزشهای گوناگون در ذهن کودک می شود،حساسیت اورا رشد می دهد و احترام به دیگران در او شکل می گیرد.رضایتی که کودک از مطالعه به دست می آورد او را متکی به خود بار خواهد آورد.سؤالاتی که بر اثر مطالعه برای کودک مطرح می شود و مقایسه هایی که او بین مسائل مختلف می کند، در مجموع موجب می شود که او فردی خلاق بار بیاید.

با بهره گیری از تخیل که ضرورت اساسی خلاقیت است دنیایی بزرگ و پهناور در مقابل چشمان کودک گشوده می شود و او قادر است آزادانه خیال پردازی کند.کودک در این شرایط هرگز خود را محدود ومحبوس در حصار واقعیتها و امور مشهود نمی بیند.

هر گاه داستانی را برای فرزندتان می‌خوانید، در حقیقت دانه‌ای است كه می‌كارید و تقویتش می‌كنید. هر زمان دست به كاری یا فعالیتی می‌زنید كه به نوعی كودكان را به خواندن و نوشتن مشغول می‌كند، به فرزندتان كمك می‌كنید كه عشق‌ورزی به كتاب را بیاموزد

بیانات آیت الله خامنه ایی

در اهمیت عنصر کتاب برای تکامل جامعه ی انسانی همین بس که تمامی ادیان آسمانی و رجال بزرگ تاریخ بشری ، از طریق کتاب جاودانه مانده اند و روابط فرهنگی جامعه بشری نیز از پوشش کتاب و مبادلات فرهنگی تقویت شده است. 32

رسم کتاب خوانی را در بین مردم باب کنیم ؛ کاری که شنیدم اروپایی ها در خانه انجام می دهند. وقت خواب ، مادر برای بچه اش کتاب می خواند. ما این رسم را اصلا نداریم . البته در قدیم در بعضی از خانواده ها بود. ما در منزل پدریمان دیده بودیم که کسی می نشست و برای دیگری کتاب می خواند. سال ها چنین کاری می شد؛ هم برای کوچک ها ، هم برای بزرگ ها ؛ اما این کار اکنون در بین مردم رایج نیست 33.

جوانان و پدران و مادران و بخصوص بچه ها باید با کتاب انس پیدا کنند ؛ این کار می شود اگرپدر و مادر کتاب خوان باشد؛ به احتمال زیاد بچه ها کتاب خوان خواهند شد. 34
باید پدران و مادران ، بچه ها را از اول با کتاب محشور و مأنوس بکنند، حتی باید بچه های کوچک با کتاب انس پیدا کنند 35

كتابخوانى بايد يك سيره و سنت رايج بين مردم ما بشود. كتاب بخوانند و به فرزندانشان هم ياد بدهند. خانمها در خانه كتاب بخوانند و معلومات بيندوزند. البته در كنار اين مسائل، بايد به فكر باشيم و دغدغه‌ى نوع كتابهايى كه توليد مى‌شود نيز در ما باشد. بايد كتاب خوب توليد شود. كتاب يك غذاست، يك غذاى روح است، يك نوشيدنى روح است و چنانچه مقوى باشد، روح را تقويت مى‌كند. ما كه سفارش مى‌كنيم از اين نوشيدنى بخوريد، نوع نوشيدنى را معين نكرده‌ايم. بايد مواظب باشيم كه مبادا نوشيدنى مسموم، خطرناك، فاسد، گنديده و مضر، با رنگ‌آميزيهاى خيلى خوب، دست مردم داده شود، بدون اين‌كه مردم بدانند. همان‌طور كه اماكن و سازمانهاى ويژه، اگر ببينند غذايى فاسد به مردم فروخته مى‌شود، با توليد كننده مقابله مى‌كنند، اگر كتاب فاسدى هم به مردم داده مى‌شود، بايد با آن مقابله شود.36

كتابخوانى را بايد جزو عادات خودمان قرار دهيم. به فرزندانمان هم از كودكى عادت بدهيم كتاب بخوانند. مثلا وقتى مى‌خواهند بخوابند، كتاب بخوانند. يا وقتى ايام فراغتى هست، روز جمعه‌اى هست كه تفريح مى‌كنند، حتما بخشى از آن روز را به كتاب خواندن اختصاص دهند. در تابستانها كه نوجوانان و جوانان محصل، تعطيلند حتما كتاب بخوانند. يعنى كتابهايى را معين كنند، بخوانند و تمام كنند. افرادى كه كار روزانه دارند مثلا كارمند ادارى، كارگر، كاسب و يا كشاورز هستند وقتى به خانه مى‌آيند، بخشى از زمان را ولو نيم ساعت براى كتاب خواندن بگذارند.37

راه کارهایی برای داشتن فرزندانی فعال ،بانشاط و موفق

1 – فرزندان خود را از محبت سیراب نمایید تا آنان به هر آشنا و بیگانه ای روی نیاورند و به طرف افراد و اماكن فاسد كشیده نشوند . بسیاری از انحرافات دختران  و پسران ، برعكس آنچه مردم تصور می كنند به خاطر شهوت و یا پول و تأمین زندگی نیست ، بلكه رفع كمبودهای محبت در گذشته است .

2 – كانون خانواده را محل امن ، و پناهگاهی مستحكم برای فرزندان نمایید ، به یكدیگر احترام بگذارید و بخصوص در حضور آنها از اشتباهات و خطاهای یكدیگر چشم بپوشید . هیچ كس انتظار ندارد كه اختلاف و مشاجره ای بین والدین به وجود نیاید ، مهم این است كه اگر اختلافی پدید آمد واكنش والدین در مقابل این اختلافات چگونه باشد  و آنها با یكدیگر چگونه برخورد كنند  تا اثر سوئی بر روی فرزندان نداشته باشد.

3 – به فرزندان خود احترام بگذارید و به آنها كمك كنید تا نواقص خود را رفع نمایند . نصایح و تذكرات خود را با استدلال و منطق و در خلوت با آنها در میان گذارید و هیچ وقت در حضور دیگران بخصوص همسالان به پند و اندرز دادن آنان نپردازید و سخنی را به آنها بگویید كه خود بدان عمل می كنید .

4 – با فرزندان خود صحبت كنید و به سخنان آنها نیز گوش دهید ، به آنان توجه كنید و زمینه ای را ایجاد نمایید تا فرزندان حرفها و رازهای خود را برای شما بازگو نمایند ، و شما را غمخوار و یار و خیرخواه خود بدانند ، نه كسانی كه با خشونت  و تحمیلِ تصمیمات خود با آنها رفتار می كنند .

5 – به فرزندان خود را تحقیر نكنید و آنها را با همسالان خود مقایسه ننمایید . سعي کنيد در برخورد با کودکان و نوجوانان، توانمندي هاي آنها را مورد نظر قرار دهيد، نه ناتواني ها را.

6 – بیش از حدِ توان و ظرفیت فرزندانتان از آنها توقع و انتظار نداشته باشید و با درك دنیای آنها ، به هر مقدار كه تلاش می نمایند ، از آنها قدردانی كنید .

7 – به فرزندان خود بیاموزید كه از مشكلات نباید گریخت . راه های مبارزه با مشكلات و راه حل آنها را به فرزندان خود آموزش بدهید.

8 – فرزندان خود را در مضیقه ی شدید مالی قرار ندهید و بدون كمك ، آنها را رها نكنید ، در این دوره ی زندگی از آنها حمایت كنید و امكانات و آموزش لازم را برای كسب در آمد در اختیار آنان قرار دهید . ( ضمن تحصیل ، حرفه ای نیز به آنها بیاموزید .)

9 – امكانات ازدواج را هر چه زودتر برای فرزندان فراهم نمایید تا آنها به فساد چشم و دل و عمل مبتلا نگردند.

10 – روح مذهب و معنویت را در فرزندان خود تقویت نمایید و ارزش های انسانی ، مذهبی و اخلاقی را  با ایمان و اعتقاد به مبانی الهی به طور صحیح در آنها ایجاد كنید

11 – به فرزندان خود مسئولیت های مختلف زندگی را واگذار نمایید تا آنها اهل تفكر و كار و زندگی شوند .

12 – زمينه کسب تجربه هاي خوشايند از فعاليت هاي مستقل و آزاد را براي آنها فراهم کنيد. بدانید كه جوان در صدد است راه مستقلی برای خودش انتخاب كند ، در نتیجه عاقلانه نیست كه الگوهای بزرگسالی خودش را بر او تحمیل كنید ، بلكه متناسب با تفاوت های فردی ، او را در رشد كردن آزاد بگذارید ، انتخاب الگوها به جای آن كه از خارج و با زور انجام پذیرد ، بهتراست درونی و آزادانه باشد .

13 – به فرزندان خود كمك كنید تا تمامی احساساتشان را به خوبی اظهار كنند و امكاناتی را فراهم نمایید تا حتی احساسات منفی آنها به سوی فعالیت های سازنده و مورد قبول جامعه سوق داده شود . به زبان آوردن ناراحتی و اندوه ، نوشتن احساسات منفی ، نقاشی ، هنر تئاتر، و روی آوردن به ورزش می تواند بسیار سودمند باشد .

14 – به فرزندان خود كمك كنید تا درباره دوست ، درست بیندیشند . باادب و نزاكت ، حالت عصبی و طغیان احساسات آنها را فرو نشانید ؛ اشتباهات ، بی تفاوتی ، سنگدلی و بی توجهی آنها را نسبت به دوستانشان گوشزد نمایید و شوق بهتر شدن ، با لیاقت بودن ، پاكی و عفت در دوستی را به وجود آورید. اندیشه ی اصلاح خویشتن را برای آنها بازگویید و ثابت كنید كه فقط با تمرین همه روزه و هر ساعته و بهتر كردن اخلاق خود و تقویت اراده و غنی كردن احساس می توانند در نظر مردم ، شایسته ، خوش اخلاق و پاك جلوه كنند . حضرت امام سجاد از پیشگاه پروردگار برای حسن تربیت فرزندان خود استمداد می کند : بار خدایا مرا در تربیت و تأدیب فرزندانم یاری و مدد بفرما .

ارجاعات

1-     ميزان الحکمة، ج1، باب ادب

2-     تحف العقول عن آل الرسول، ترجمه احمد جنتى ذیل سخنان امام سجاد(ع)؛ رسالة الحقوق، ص 263، ح 23

3-     تحف العقول، رسالة الحقوق، ص 368

4-     قائمی، علی، حدود آزادی در تربیت،، ص 175

5-     قائمی، علی، حدود آزادی در تربیت،، ص 80

6-     زن از ديدگاه مقام معظم رهبري، ص 70 ،  20/12/75

7-     پاسخ به نامه‌ى شكواييه‌آميز خانمى از همسرش 22/05/1377

8-     مكارم اخلاق، ص232

9-     بيانات در ديدار مسؤولان نظام 06/08/1383

10- خطبه عقد مورخه 12/9/1377

11- بيانات در ديدار كاركنان «وزارت آموزش و پرورش»، «سازمان بهزيستى» و «سازمان تأمين اجتماعى» 23/04/1372

12- .بيانات در دومين روز از دهه‌ى مباركه‌ى فجر (روز انقلاب اسلامى و جوانان13/11/1377

13- بيانات در ديدار اعضاى اتحاديه‌هاى انجمنهاى اسلامى دانش‌آموزان و مسؤولان امور تربيتى سراسر كشور 8/12/1379

14- صحیح بخارى، جزء 2، باب الجنائز، ص 118

15- بيانات در ديدار اعضاى اتحاديه‌ى انجمن‌هاى اسلامى دانش‌آموزان 24/12/1383

16- . محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 1،ص 75 به نقل ازتنبیه الخواطر و نزهه الناظر، ص 390)

17- پيام به اجلاس نماز 07/07/1376

18- پيام به اجلاس نماز 07/07/1376

19- پيام به مناسبت آغاز سال جديد 01/01/1376

20- اصول كافى، كتاب قرآن ص 591

21- بيانات به مناسبت روز پاسدار 24/09/1375

22- وسائل الشيعه، ج11، ص395.

23- آل عمران- 114. 

24- آل عمران- 104.  

25- (آل عمران- 110)

26- (نحل- 90)

27- بيانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران

28- بيانات در جلسه‌ى پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى 22/02/1382

29- بيانات در ديدار با مدير مسؤول، سردبير و اعضاى هيأت تحريريه‌ى مجله‌ى حوزه 28/11/1370

30- بيانات در دومين روز از دهه‌ى مباركه‌ى فجر (روز انقلاب اسلامى و جوانان) 13/11/1377

31- بيانات در دومين روز از دهه‌ى مباركه‌ى فجر (روز انقلاب اسلامى و جوانان) 13/11/1377

32- رهنمودهای مقام معظم رهبری ؛ دفتر مقام معظم رهبری ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، چاپ اول ، تهران ، 1377 صفحه ی 12

33- کتاب و کتابخوانی در آیینه ی رهنمودهای مقام معظم رهبری ؛ دفتر مقام معظم رهبری ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، چاپ اول ، تهران ، 1377. صفحه ی 52

34- همان صفحه ی 52

35- همان صفحه ی 53

36-   بيانات در مصاحبه‌ى صدا و سيما، در ششمين «نمايشگاه بين‌المللى كتاب» 21/02/1372

37- بيانات در مصاحبه‌ى صدا و سيما، در ششمين «نمايشگاه بين‌المللى كتاب» 21/02/1372

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 17:11  توسط دکتر مرتضایی  | 

 

وظایف اخلاقی فرزندان در مقابل والدین

اسلام از نظر حقوقى حساب ويژه‏اى براى پدر و مادر بازكرده همان گونه كه در جنبه‏هاى عاطفى نيز حساب جداگانه‏اى براى آنها در نظر گرفته است لذا در روايات آمده كه اگر پدر و مادرى از فرزندانشان راضى باشند موجب خير و بركت و سعادت فرزند مى‏شود اگر در حق فرزندان خود دعا كنند خداوند به اين دعا توجه خاصى مى‏نمايد كما اين كه اگر والدين از فرزندان ناراضى باشند و آنها نفرين كنند ممكن است، خداوند بر چنين فرزندانى كه موجب ناراحتى والدين شوند قهر و غضب نمايد حتى از نظر حقوقى در بخش قصاص و ديات آمده كه اگر پدرى فرزند خود را به قتل برساند قصاص نمى‏شود مگر در يك شرايط استثنايى با تشخيص حاكم شرع، همچنين از نظر شرعى پدر و مادر مى‏توانند به اندازه نيازشان از اموال فرزند خود بردارند و مسائلى از اين قبيل در فقه اسلامى زياد وجود دارد يا در روايات آمده «نيكى كردن به والدين بزرگترين فريضه است» و يا اينكه مى‏فرمايد «بهشت زير پاى مادران است» اين همه آيه و روايت كه در اين زمينه وارد شده حاكى از اهميتى است كه خداوند براى والدين قائل شده است و اينها بدون حكمت نيست چه اينكه اينها در مقابل زحماتى كه والدين براى فرزندان متحمل مى‏شوند ناچيز است آنها از لحظه انعقاد نطفه تا هنگام تولد و همچنين بعد از تولد دوران شيرخوارگى و بعد كودكى مشكلاتى بسيار زيادى را متحمل شده‏اند بنابراين خداوند نيز در مقابل زحمات آنها حقوق ويژه‏اي را براى آنها قائل شده است. از اين رو بايد در هر شرايطى احترام آنها را نگه داشت هر چند در بعضى اوقات دربرخورد با فرزندان خود دچار اشتباه شوند البته توجه به اين نكته لازم است كه خداوند همه انسانها را در مقابل اعمال و رفتارى كه انجام مى‏دهند مورد سؤال قرار مى‏دهد و والدين نيز بايد پاسخگوى اعمال و رفتار خود باشند بنابراين در همه حال ما وظيفه داريم به والدين خود احترام بگذاريم حتى اگر آنها به ما بى احترامى كنند فقط اگر آنها بخواهند ما را به كار حرامى وادار كنند يا از انجام تكليف واجبى باز بدارند، اطاعت از آنها جايز نيست چه اينكه اطاعت خداوند بر هر كس ديگر حتى والدين نيز مقدم است. در اینجا به مهمترین وظایف اخلاقی فرزندان در مقابل والدین می پردازیم .

احسان به والدین

احسان به پدر و مادردر اوج اعمال اسلامي قرار دارد.مهم ترين و رفيع ترين عمل اسلامي بعد از توحيد و اصل مقدس يکتاپرستي احسان به پدر و مادراست.چنانچه در چهار سوره قرآن مجيد، به نيكى به والدين بلافاصله بعد از مسئله توحيد قرار گرفته است. اين همرديف بودن، بيانگر اين است كه اسلام تا چه حد براى پدر و مادر احترام مى‏گذارد.

1. ( .....لا تعبدون الا الله و بالوالدين احساناً»1

.... بجز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.

2. (واعبدوا الله و لا تشركوا به شيئاً و بالوالدين احساناً» 2

و خدا را بپرستيد و چيزى را با او شريك نكنيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.

اهميت اين موضوع تا آن پايه است كه هم قرآن و هم روايات، صريحاً توصيه مى‏كنند كه حتى اگر پدر و مادر كافر باشند، رعايت احترامشان لازم است.

3. ( وقضى ربك الا تعبدوا الا اياه و بالوالدين احساناً»3

 و پروردگارت حكم كرد كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.

4. (الا تشركوا به شيئاً و بالوالدين احساناً» 4

 چيزى را با او شريك نكنيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.

 شكرگزارى در برابر پدر و مادر در قرآن مجيد در رديف شكرگزارى در برابر نعمتهاى خدا قرار داده شده است؛ چنانكه مى‏خوانيم: «ا ن اشكرلى ولوالديك الى المصير»5

مرا و پدر و مادرت را شكركن كه بازگشت به سوى من است؛ با اين كه نعمت خدا بيش از آن اندازه است كه قابل احصا و شماره باشد، پس، اين دليل بر عمق و وسعت حقوق پدران و مادران است.

هميشه در قرآن سه چيز با سه چيز ديگرهمراه هستند (اقامه ي صلاه و ايتاء زکات) (عبادت خالصانه ي الله و احسان به پدر و مادر) (ايمان و عمل صالح)

استقامت در احسان به پدر و مادر

احسان به پدر و مادر به استقامت نياز دارد چون هر چه پيرتر شوند کم حوصله تر  می شوند به همين دليل فرمود: " إن الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموافلاخوف عليهم و لاهم يحزنون " بلافاصله در آيه ي بعد فرمود : " و وصيناالانسان بوالديه احسانا " يعني يکي از کارهايي که استقامت مي طلبدنيکرفتاري با پدر و مادر است چون چه بسا نفس نخواهد و چه بسا عوامل بيرونينيز مزيد بر علت شود

نیکی به پدر و مادر پس از مرگ

 فرزند حتى پس از آن كه پدر و مادرش از دنيا مى‏روند. همچنان وظيفه‏اى اخلاقى دارد. او بايد براى آنان نماز بگزارد و از خداوند برايشان درخواست رحمت و مغفرت كند. از امام باقر(ع) روايت شده است:

ان العبد ليكون باراً بوالديه فى حياتهما ثم يموتان فلا يقصى عنهما دينهما و لا يستغفر لهما فيكتبه اللَّه عاقاً و انه ليكون عاقا لهما فى حياتهما غير بار بهما فاذا ما تا قضى دينهما و استغفر لهما فيكتبه اللَّه باراً؛ 6

هر آينه كسى كه نسبت به پدر و مادر خود نيكوكار بوده پس از مرگ آنها دين آنان را ادا نمى‏كند و براى آنان استغفار نمى‏نمايد پس خداوند او را در شمار آزار دهندگان قرار مى‏دهد. و بسا كه كسى آزار دهنده پدر و مادرش بوده و در حياتشان به آنان نيكى نمى‏كرده است ولى پس از مرگ آنها دين آنها را ادا كرده و برايشان استغفار نموده است پس خداوند او را در شمار نيكى كنندگان به والدين قرار مى‏دهد.

از اين روايت فهميده مى‏شود كه اولا: وظيفه سپاسگزارى از پدر و مادر با مرگ آنها خاتمه نمى‏يابد و ديگر اين كه خداوند راه را براى جبران كوتاهى‏هاى فرزند خطا كار باز گزارده است.

دستور نیکی به پدر و مادر تنها در زمان حیات آنان نیست، بلکه پس از وفاتشان هم باید ادامه داشته باشد چنانکه در حدیثی از امام صادق علیه السلام می‏خوانیم: «شما چرا به پدر و مادرتان - چه زنده و چه مرده آنها - خوبی و احسان نمی‏کنید و برایشان نماز و به نیت آنها صدقه و حج انجام نمی‏دهید که به همان اندازه به شما هم پاداش خواهد رسید» (7)

چگونگی احترام به پدر و مادر

·        در حضور دیگران، از ویژگی های مثبت آنها تعریف کردن

·        بیش از گذشته به آنها احترام گذاشتن؛ به گونه‌ای که تغییر رفتار کاملاً محسوس باشد

·        کمک کردن به آنها در کارهای خانه.

  • در هر جا و در هر موقعیتی که نیازمند کمک هستند، به سرعت و با کمال احترام، به ویژه در حضور دیگران، به کمک آنها شتافتن.

·        هرگز زبان به شکوه و گلایه از آنها نگشودن ؛ بلکه از آنها تعریف و تمجید کردن و از زحماتشان تشکر و قدردانی نمودن  .

·        دعا کردن در حق آنها و برای سلامتی آنها.

  • دراز نکردن پاها در برابر پدر و مادر.
  • دادن هدیه به آنان در مناسبت های مختلف.
  • پرهیز کردن از شوخی های نابجا و زدن حرف های زشت پیش پدر و مادر.
  • اگر در مواردی حق با ما هست، در برابر سخنان و گفته های آنها سکوت کردنو به آنها احترام گذاشتن

احترام به پدر و مادر بدون شرط  اما اطاعت از آنه با شرط

همه آیاتی که خداوند متعال در آنها دستور به احسان و نیکی به پدر و مادر را می‏دهد، و آن را بخشی از اطاعت‏خود معرفی می‏کند، مطلق است و در مورد نیکی و احترام کردن به آنان هیچ قیدی نزده، تنها قیدی که این نوع آیات دارد، در مساله اطاعت از آنان است نه احترام یعنی احترام به پدر ومادر هیچ شرطی ندارد ولی اطاعت از آنهادر شرک منوع است به عبارت دیگر با اینهمه سخن از احترام به پدر و مادر که به میان آمد منظور، احترام به آنان است که بایدمطلق باشد ولی اطاعت از آنها مطلق نیست  در قرآن مجید می‏خوانیم: «ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، و اگر آن دو (مشرک باشند و) تلاش کنند که برای من همتائی قائل شوی که به آن علم نداری، از آنها پیروی مکن! ...»8

«و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم; مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد (به هنگام بارداری هر روز رنج و ناراحتی تازه‏ای را متحمل می‏شد)، و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می‏یابد، (آری به او توصیه کردیم) که برای من و برای پدر و مادرت شکر بجا آور که بازگشت (همه شما) به سوی من است!» 9

«و هرگاه آن دو تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی، که از آن آگاهی نداری (بلکه می‏دانی باطل است)، از ایشان اطاعت مکن، ولی با آن دو، در دنیا به طرز شایسته‏ای رفتار کن ... .».11

همچنین امام باقر علیه السلام می‏فرماید: «خداوند در سه چیز عمومیت قائل است: حفظ امانت‏برای همه، اعم از اینکه طرف خوب باشد یا بد . وفاداری به عهد، خواه طرف پیمان، خوب باشد یا بد . نیکی و احسان به پدر و مادر چه خوب باشند یا بد».12

رعایت حال مادر را بیشتر

مادر چون زحمت بيشتري متحمل مي شود طبيعي است که حقش هم بيشتر باشدبارداري با مشکلات، وضع حمل، شير دهي، بي خوابي ها ... شخصي نزد رسول اللهصلي الله عليه و سلم آمد و گفت من أحق الناس بحسن صحابتي؟چه به نيکرفتاريمن اولي تر است؟فرمود امک مادرت باز شخص سوالش را تکرار کرد تا سه بار بازجواب امک بود بعد از بار سوم يعني بار چهارم فرمود: ابوک (پدرت)

 فروتني در برابر والدين

فروتني در برابر پدر و مادر از سر مهرباني، سفارش خدا و مصداقي از نيكي به پدر و مادر است و نشانه اي از روح شكرگزاري به شمار مي رود:

وَ اخْفِضْ لَهُما جُناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً ،

دو بال فروتني خويش را از سر مهرباني در برابر آنان فرود آر، و بگو: پروردگارا! آن دو را رحمت كن چنان كه مرا در خردي پروردند.

 طلب رحمت و بخشايش براي والدين نيز ريشه در احساس شكرگزاري انسان دارد.

امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمودند:لا تملأ عينيك من النظر اليهما الّا برحمة و رقّة، و لا ترفع صوتك فوق اصواتهما، و لا يدك فوق ايديهما، و لا تقدم قدمهما،

امام موسي كاظم (ع):نارضايتى پدر و مادر، كمىِ روزى را به دنبال دارد و آدمى را به ذلّت مى كشاند.

امام موسي كاظم (ع):بهترين چيزى كه به وسيله آن بنده به خداوند تقرّب مى جويد، بعد از شناختن او، نماز و نيكى به پدر و مادر و ترك حسد و خودبينى و به خود باليدن است.

بهترين کارها در نزد خدا نماز به وقت است، سپس نيکی به پدر و مادر، آنگاه جنگ در راه خدا .۱3

دو چيز را خداوند در اين جهان کيفر مي دهد: تعدی ، و ناسپاسی پدر و مادر.14

احترام پدر را هم

اسلام برای پدرانی كه وظیفه ی خود را به درستی انجام می دهند، ارزش و احترم قائل است. این ارزش و احترام به حدی است كه در آیات قران پس از انجام وظیفه ، احترام به خدا و اطاعت از فرمانش  از احترام به والدین یاد شده است.

در اینجا چند نمونه از موارد ارزش و احترام پدر را ذكر می كنیم : اصل بر رعایت حكم پدر است و بدون اجازه ی او‏، جز در واجبات نمی توان گام برداشت.

 فرزند وظیفه دارد بال رحمت و عنایت خود را در زیر پای پدر و مادر بگستراند.فرزند حق اهانت به پدر را ندارد، حتی گفتن اف.

حرمت پدر چون حرمت خداست و نمی توان آبروی پدر را زیر سؤال برد و شخصیت ا و را خدشه دار كرد.قال الصادق علیه السلام :« برو ابائكم یبركم ابنائكم و غضوا عن النسای یغض عن نسائكم» به پدران خود نیكی كنید تا فرزندان شما هم به این سنت مقدس عمل كنند و به شما نیكی كنند و چشمهایتان را از زنان مردم ببندید تا از زنان شما چشم پوشی كنند.

بیانات آیت الله خامنه ایی

در اسلام، هيچ انسانى نبايد در مقابل انسان ديگرى خود را كوچك و تحقير بكند، اما كوچكى نسبت به والدين از موارد استثنايى است. انسان پيش والدين بايد خودش را كوچك بكند، «و اخفض لهما جناح الذّل»  خودت را در مقابل پدر و مادرت ذليل كن. در حالى كه انسان مسلمان پيش هيچ‌كس نبايد ذليل بشود، اما پدر و مادر مستثنا هستند، معلم هم همين‌طور است. 15

دعا برای پدر و مادر

دعا به پدر و مادر، فرمان خدا و نشانه‌ی شکرگزاری از آنان است

وجوب دعا ي رحمت براي والدين وقل رب ارحمهما کما ربياني صغيرا وبگوپروردگارا به آن دو رحم کن آن گونه که در کودکي تربيتم کردند.و رسول خدا (ص) فرمود: " اذا مات ابن آدم انقطع عمله إلا من ثلاثصدقه جاريه أو علم ينتفع به أو ولد صالح يدعو له " (يعني هر گاه آدمي مردعملش قطع شده و پرورنده اش مختومه اعلام مي شود مگر در سه مورد:صدقه يجاري،علمي که مورد انتفاع قرار گيرد يا فرزند صالحي که براي او دعا کند.)

بیانات آیت الله خامنه ایی

وقتى نماز مى‌خوانيد، با خداى خودتان حرف مى‌زنيد و خداوند به سخن شما گوش مى‌دهد و سخن شما را مى‌شنود و دعاى شما را ان‌شاءالله مستجاب مى‌كند. بايد براى والدينتان، براى معلمانتان، براى رزمندگان عزيزمان و براى جوانان اين مملكت دعا كنيد و از خداى متعال براى كشورتان، آبادى و آزادى و همه‌ى خوبيها را بخواهيد. ان‌شاءالله دلهاى پاك و روحهاى با صفاى شما، دعاهاى مستجابى را خواهند داشت.16

 تامین رضایت پدر ومادر

اگر پدر و مادری از فرزندانشان راضی باشند، موجب خیر و برکت و سعادت فرزند می شود و اگر آنان در حق فرزندان خود دعا کنند، خداوند به این دعا، توجه خاصی می نماید. همچنین اگر پدر و مادر، از فرزندان خود ناراضی باشند و آنها را نفرین کنند، ممکن است خداوند بر چنین فرزندانی - که موجب ناراحتی پدر و مادر می شوند - قهر و غضب نماید؛ حتی از نظر حقوقى، در بخش قصاص و دیات آمده است که اگر پدرى، فرزند خود را به قتل برساند، قصاص نمی شود؛ مگر در یک شرایط استثنایی و با تشخیص حاکم شرع. همچنین از نظر شرعى، پدر و مادر می توانند به اندازه نیازشان، از اموال فرزند خود بردارند و نیز در روایات آمده است که «نیکی کردن به پدر و مادر، بزرگ‌ترین فریضه است» و یا «بهشت، زیر پای مادران است».

  وجوب پرهيز از آزار پدر و مادر

خداوند در قرآن كريم نيكي به پدر و مادر را وظيفه اي واجب معرفي فرموده است، وظيفه اي كه پس از «توحيد در پرستش» ذكر شده است:وَ قَضى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَرِيماً : 17

پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر (خود) احسان كنيد، اگر يكي از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگي رسيدند به آنها (حتي) «اف» مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخني شايسته بگوي.

مطابق اين آيه نيكي به پدر و مادر امري واجب و كوچكترين بي احترامي به آنان ممنوع است. و اين گواه اهميت حقوق والدين است. اهانت و بي احترامي نسبت به والدين به هيچ روي پذيرفته نيست، حتي كوچكترين رفتار يا گفتاري كه موجب آزار آنان باشد بر طبق اين آيه ممنوع است. امام رضا ـ عليه السّلام ـ فرمودند:اگر لفظي كوتاهتر و سبك تر از «اف» وجود داشت، خداوند آن را در آيه ذكر مي فرمود.

و در روايت ديگري آمده است كه مقصود از «اف»، كمترين آزار است و اگر كلمه اي وجود داشت كه بر آزاري كوچكتر دلالت مي كرد، خداوند از آن نهي مي فرمود. روايات بسياري در نهي از آزار پدر و مادر آمده است. امام باقر ـ عليه السّلام ـ از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آ و آو سلّم ـ نقل فرمودند:اياكم و عقوق الوالدين فان ريح الجنة توجد من مسيرة الف سنة و لا يجدها عاقٌ... ، 18

از آزار پدر و مادر بپرهيزيد، زيرا بوي بهشت از هزار سال فاصله احساس مي شود، ولي آزاردهنده پدر و مادر آن را نمي يابد.

آزار والدين حتي اگر آنان ظالم باشند جايز نيست. امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود:من نظر الي ابويه نظر ماقت و هما ظالمان له لم يقبل الله تعالي له صلوة، كسي كه به پدر و مادرش به حالت دشمني و تنفر نگاه كند خداوند نمازش را نمي پذيرد.19

  آثار نیکى به پدر و مادر

نیکى به پدر و مادر آثار زیادى دارد از جمله:

۱- نیکى متقابل فرزندان:امام صادق (ع) مى فرمایند: «برّوا ءابائکم یبرّکم ابناءکم»، یعنى به پدر ومادرتان نیکى کنید تا فرزندانتان به شما نیکى کنند 20

۲- طول عمر: پیامبر(ص) فرمودند: «من بَرّ الوالدین زاد اللَّه فى عمره»   21

نیکی به پدر ومادر باعث طول عمر می شود

۳- آسانى سکرات موت: پیامبر(ص) فرمودند: «من احب أن یخفف اللَّه عنه سکرات الموت فلیکن بوالدیه باراً»، یعنى هر کس دوست دارد خداوند سکرات موت را براى او آسان گرداند پس به پدر و مادرش نیکى کند .۲2

 

شهید اول (قدس اللَّه) در کتاب «قواعد» بعضى از حقوق پدر و مادر را چنین برمى شمارد:

۱- سفر مباح و حتى سفر مستحب بدون اجازه (پدر و مادر) حرام است.

۲- فرمانبردارى ایشان در هر کارى اگر چه در امر مشکوک و مشتبه (البته اگر منجر به معصیت خدا نشود) واجب است.

۳- اگر وقت نماز فرا رسیده باشد و(پدر و مادر) انجام کارى را از فرزند بخواهند باید نمازش را به تأخیر اندازد.

۴- اختیار منع فرزند از جهاد کفائى را دارند. رسول خدا(ص) در این باره فرمودند: «لا ینبغى للرجل أن یخرج الى الجهاد و له أب أو ام الا باذنهما» ۲3

 سزاوار نیست فردی بدون اجاز پدر ومادر به جهاد برود.

5- همچنین نفقه پدر و مادر در صورت عدم استطاعت مالى بر عهده فرزند است و این نفقه با فضیلت ترین انفاقها در راه خداست. چنانکه پیامبر(ص) فرمودند: «هل تعلمون اى نفقه فى سبیل اللَّه افضل؟ قالوا: اللَّه و رسوله اعلم. قال: نفقه الولد على الوالدین» ۲4

ایا می دانید با فضیلت ترین انفاقها در راه خداکدام است.گفتند خدا ورسولش داناتر است و فرمود  انفاق فرزند بر پدر ومادر است .

 

ارجاعات

1-    سوره بقره آیه/83

2-    سوره نساء آیه 36

3-    سوره اسراء آیه 23

4-    سوره انعام  آیه  151  

5-    سوره لقمان آیه 14

6-    اصول کافی، ج‏2، ص 162، چ قدیم

7-    همان

8-    سوره عنکبوت  آیه 8 .

9-    سوره لقمان  آیه 14

10-                       سوره لقمان  آیه 15

11-                       مجلسی، بحارالانوار، ج‏74، ص 85

12-                       اصول ک ، ج 7 ، ص 285، ح (18897)

13-                       کنز العمال ، ج 16، ص 462

14-                       سخنرانى در ديدار با وزير آموزش و پرورش و معلمان نمونه‌ى سراسر كشور، به مناسبت روز معلم 12/02/1370

15-                       بيانات در مراسم جشن عبادت و تكليف گروهى از دختران دانش‌آموز در بوشهر 12/10/1370

16-                       سوره اسراء، آيه 23 و 24

17-                       مجمع البيان، ج 6، ص 442.

18-                       همان. افی، ج‏2، ص 162

19-                       کنز العمال

20-                         ابوالفضل على طبرسى. ص ۲۷۷.

21-                         ابوالفضل على طبرسى. ص ۲۷۷.

22-                        ابوالفضل على طبرسى. ص ۲۷۷.

23-                          قپانچى. ج۱. ص ۵۴۸..

24-                        حسین نورى طبرسى. ج۱۵، ص ۲۰۳

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 17:10  توسط دکتر مرتضایی  |